search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« BBC Persian | Main | بازهم قضایا تاخير و اين مثنوی! »

April 14, 2004

اسمهای تاريخی

اسمهای تاريخی

اين چند وقته که مشغول نوشتن مقالات کاپوچينو
در مورد تاريخ هخامنشی هستم، خيلی هم سرگرم پيدا کردن صورت درست اسمهای
شخصيتهای هخامنشی و ديگر اسمهای قديمی هستم. اسم اکثر اين شخصيتها در
منابع يونانی ذکر شده و در نتيجه، صورت يونانيش به ما رسيده. فکر کنم
معروفترين اين اسمها، اسامی شاههای هخامنشی باشه که صورت يونانی شده شان
خيلی در فارسی معموله. مثلا" کورس که صورت يونانی شده کورشه و سيروس که
تلفظ فرانسوی کورس هستش! يکی از مسائل جالب اينه که اگر اين اسمها در
فرهنگ ما دوام می آوردند، در فارسی جديد به چه صورت تلفظ می شدند. بعد از
توجه دوباره به تاريخ ايران باستان و علاقه مردم به داشتن اسمهای «اصيل»
فارسی، خيلی ها به مدارک باستانی رو آوردند و اسم بچه هاشون رو گذاشتند
داريوش و خشايار و آتوسا و رکسانا.، من حتی تيسافرن و استاتيرا و پروشات
هم ديده ام. حالا يک نگاهی بکنيم به بعضی از اين اسمها:
داريوش: صورت غلطيه که با بازسازی از روی شکل يونانی «داريوس» ساخته شده.
(بر مبنای کورش برای کورس، تصور کرده اند که داريوش هم شکل صحيح داريوس
هستش!). اسم پارسی باستان (در حالت فاعلی) «داريه-وهئوش» هستش که در پارسی
میانه به صورت «دارا» در اومده که در شاهنامه هم هست
خشايار: شکل غلط از اسمی که بعد از پارسی باستان در پارسی ميانه و فارسی
باقی نمونده. شکل پارسی باستانش هست «خشَ-یَر-شَن» (پادشاه مردم راست) که
در بازسازی به صورت خشايارشا در آمده و بعد بعضی ها فکر کرده اند که «شا»
يعنی «شاه» و با انداختنش به اسم خشايار رسيده اند که اصلا" معنی نداره!
کامبيز: تلفظ فرانسوی کلمه يونانی «کامبيسس» که خودش صورت يونانی شده اسم
پارسی باستان «کمبوجيه» است.
آتوسا: تلفظ يونانی اسم پارسی باستان «هوتئوس»
رکسانا: تلفظ يونانی اسم پارسی باستان «رئوخشنه» که در فارسی نو وجود داره
و به صورت «روشنک» تلفظ می شه.
تيسافرن: تلفظ يونانی اسم پارسی باستان «چيثه-فرنه» (کسی که از فره ايزدی
نژاد می برد). کلمه چيثه در پارسی ميانه به صورت «چهر» وجود داره که به
معنی نژاد هستش (نه چهره). اگر در فارسی جديد وجود داشت، می شد چهرفر
پروشات: تلفظ عجيب و غريب و من در آوردی از کلمه پارسی باستان «پره-ذايته»
به معنی «آفريننده کامل» (پره: کامل، محاط؛ ذايته: دادار، آفريدگار)، اگر
در فارسی جديد وجود داشت، می شد همه-آفريد، يا من بخاطر وجود کلمه
پر(پرديس: محيط ديوار دار، خودش بازسازی غلط کلمه يونانی «پره ذايتيس» که
در فارسی باقی مونده و می شه «پاليز»)، ترجمه کرده ام پريداده.
مگابيز: تلفظ غلط و نيمه فرانسوی از يونانی «مگابازوس» که خودش تلفظ
يونانی کلمه پارسی باستان «بگ-بازو» هستش (بگ: بغ، خدا؛ بازو: بازو!)،
يعنی کسی که «(قدرت) بازوش از خداست». ارد: بازسازی غلط کلمه «اورودس» که
از پارتی «هورود» مياد و اگر در فارسی جديد وجود می داشت، به صورت هورد يا
همون هورود باقی می ماند. اوخوس: (به خدا من کسی رو به اين اسم می
شناسم!)، تلفظ يونانی اسم پارسی باستان «وهوکا» که در اگر در فارسی جديد
وجود داشت، می شد «اوک»
آرته بازان: از يونانی «آرتابازانس» که با انداختن «س» بوجود آمده. اگر در
فارسی جديد وجود داشت، می شد راست بازو. ميلاد: اين از اون کلماتيه که از
زمانهای قديم وجود داشته و حالا مردم فکر می کنند از «ولد» عربی به معنی
تولد مياد. در واقع، از صورت پارتی اسم «ميثره-ذات»(اوستايی، به معنی
«داده خدای ميثرا/ميترا») مياد: ميثره-ذات--->
ميثره-دات--->ميتر-دات---> ميهل-داد (پارتی، «ت+ر» هميشه به صورت
«ه» در می آيند و تغيير «ر» به «ل» هم معموله)--->مهلاد---> ميلاد
در مرحله ميتر-داد به ميهل-داد، صورت پارسی ميانه «مهرداد» هم بوجود آمده
که همون اسمه!
اينها رو جديدا" يا خودم پيدا کردم يا از نوشته های مختلف، بخصوص کتاب
فرديناند يوستی و نوشته های روديگر شميت خونده ام. اگر بيشتر پيدا کنم،
باز هم می نويسم. Ferdinand Justi. Altiranisches Namenbuch. پانوشت: يک اسم
ديگه: استاتيرا (که بعضی مواقع اسکاتيرا هم نوشته می شه): اسم همسر اردشير
دوم هخامنشی، صورت پارسی باستانش بوده سته-ذيره. در فارسی نو به صورت اسم
پرنده «تذرو» وجود داره که در ضمن معنی کلمه پارسی باستان هم بوده.

Posted by Khodadad at April 14, 2004 08:35 PM