search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« اتفاقی؟ | Main | ساسانيکا »

March 25, 2004

رستم ايرلندی

رستم ايرلندی(ببخشيد، اين متن يک کمی دانشگاهيه و نتيجه
مشغوليات چند روز گذشته من، ببخشيد اگر کسل کنندست.)
اين چند روزه، مشغول خوندن يک کتاب هستم راجع به افسانه های ايرلندی و
چرخه های اسطوره ای سلتها (که در ضمن، بايد کلت باشه، نه سلت!). يکی از
جالبترين اين چرخه ها، افسانه های گروه «اولتونی» هستند که قهرمانانش،
گروه شاخه قرمز هستند و بزرگترين پهلوانشون، شخصيته به نام شيتانتا معروف
به کوخولين (سگ کولن). بيشتر کارهای کوخولين برمی گرده به تم معمول افسانه
های هندو-اروپايی که در شخصيتها هرکول، آشيل، زيگفريد، و رستم/سام/کرساسپ
خودمون هم می بينيم. اين کارها بيشتر شامل کودکی خارق العاده، قدرت بيش از
اندازه و گذشتن از خوانهای مختلف هستند و در همشون، قهرمان خودش شاه يا
رئيس نيست، بلکه برای يک رهبر کار می کنه که اکثرا" مثل کيکاووس يا
آگاممنون، خودشون با وجود قدرتمندی زياد، رهبران بد و خرابکاری هستند.
اما يکی از ماجراهای کوخولين که در هيچيک از داستانهای هندو-اروپايی، غير
از ايران، مثل اين تکرار نمی شه، قصه کشته شدن پسر قهرمان به دست پدرشه.
کوخولين مانند رستم يک پسر داره که مادرش در کشور ديگری زندگی می کنه و
قبل از بدنيا اومدنش، کوخولين يک انگشتر به مادرش می ده که به دستش کنه تا
کوخولين بتونه پسرش رو بشناسه. پسر کوخولين وقتی 13 سالش می شه، به ايرلند
سفر می کنه و با قهرمانان دربار کانر مک نسا، پادشاه ايرلند، می جنگه و
همشون رو شکست می ده. در آخر پادشاه مجبور می شه از کوخولين کمک بخواد.
پسر خودش رو به کوخولين معرفی نمی کنه و در يک جنگ سخت، کوخولين پهلوی
پسرش رو می شکافه. وقتی که پسر در حال مرگه، کوخلين انگشتر رو می بينه و
می فهمه که چه اشتباهی کرده.
تراژدی تقريبا" مو به مو با تراژدی رستم و سهراب مطابقت می کنه! برای من
خيلی جالبه، چون يکی از مشکلات اينه که ما نمی دونيم اصل و نسب داستانهای
رستم از کجاست؟! غير از فردوسی، تنها منبعی که از رستم اسم می بره، يک
صفحه نيمه تمام به زبان سغديه که داستان جنگ رستم با ديوها رو تعريف می
کنه که به اينصورت در شاهنامه موجود نيست. در اوستا و ديگر منابع ايران
باستان، نه نام رستم اومده و نه داستانهاش، هرچند که شبيه چندتا از
داستانها رو می شه در افسانه کرساسپ ديد. کلا" به نظر مياد که ريشه
داستانهای رستم به منطقه شرق و شمال شرقی ايران و ماورالنهر برگرده و از
همونجا هم به دست فردوسی رسيده باشه.
اما اين شباهت داستان رستم و کوخولين، من رو به اين فکر انداخته که سعی
کنم گذشته مشترک هندو-اروپايی برای اين داستانها پيدا کنم. کسی از وجود
داستانی به اينصورت در فرهنگهای ديگه خبر داره؟

Posted by Khodadad at March 25, 2004 06:56 PM