search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
February 17, 2004
ويروس تفکر ادبی
چند وقت پيش، داشتم کتابی رو در مورد جامعه شناسی ابن خلدون می خوندم نوشته سيد جواد طباطبايی. نويسنده اش رو نمی شناسم (اگر کسی اطلاعاتی ازش داره، متشکر می شم)، اما به نظر مياد آدم با مطالعه و صاحب نظری باشه و به حرفی که می زنه حسابی مسلط، هرچند که به
نظر من زيادی از نثر غيرروان و مغلقی استفاده می کنه که مخاطب کتابش رو نه بر مبنای سواد بلکه بر مبنای حوصله، محدود می کنه.
به هر حال، توی مقدمه کتاب، به نکته بسيار خوبی اشاره کرده بود و اونهم انحصار مطالعه و تحقيق در متون قديمی برای ادباست. اصولا" اکثر کتابهای «کلاسيک» و متون قديمی ما رو، فقط کسانی که به ادبيات علاقه دارند می خونند. تحقيق درباره گلستان سعدی و ديوان ناصرخسرو و شاهنامه فردوسی، متعلق است به متخصصين زبان فارسی و ادبا و تنها مسئله مورد بحث هم صنايع ادبی و نظير اينها.
البته متون تخصصی مثل «قانون در طب» يا رساله نورشناسی ابن هيثم استثنا هستند، اما بيشتر متنهای قديمی ما در حوزه کار متخصصين ادبيات قرار می گيرند. شايد همين اصرار بيش از اندازه در نگاه کردن به جنبه ادبی آثار قديمی بوده که باعث شده ما الان با نوشته های دانشمندان قديمی اروپا
آشناتر باشيم و نظرات سياسی و اجتماعی کسانی مثل ولتر و روسو رو بهتربشناسيم تا صاحبنظران خودمون.
اما حقيقتيه که متون قديمی ما، خودشون می تونند برای نگاه کردن به طرز فکر
سياسی و اجتماعی و حتی اقتصادی دورانهای تاريخی، منابع بی نظيری باشند.
گلستان سعدی، بخصوص در بخش «سيرت پادشاهان» و «اخلاق درويشان»، مملو از
نظريات سياسیه . مثلا" اينکه در ديدگاه سعدی، وظيفه پادشاهان خدمت به
ملته، نه زور گفتن و فرمان دادن: پادشاه پاسبان درويش است/گرچه رامش به فر
دولت اوست/گوسپند از برای چوپان نيست/بلکه چوپان برای خدمت اوست
ناصر خسرو در نوشته هاش يکی از اولين مطرح کنندگان مليت و وطن پرستي در
ايرانه و همين نظرياتش برروی شکل گيری حرکت اسماعيليان الموت به رهبری حسن
صباح اثر گذاشته. فردوسی در شاهنامه هم وطن پرستی رو تشويق می کنه و هم
نظريات سياسی ارائه می ده، مثل حق الهی پادشاهان (درست و غلط نظريات را
کاری نداريم).
امکان تحقيق و حتی نوشتن پايان نامه های متعدد و مختلفی در اين زمينه ها
وجود داره. فکر می کنم تقريبا" از بيشتر متون قديمی ما بشه همچنين استفاده
هايی کرد و واقعا" وقت اين رسيده که سعی کنيم با ديد تازه ای به اين نوشته
ها نگاه کنيم. کسی می تونه پيشنهادی بکنه؟
Posted by Khodadad at February 17, 2004 09:08 PM