search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
January 29, 2004
قفقاز
اين چند روزه اگر اينور اقيانوس اطلس بودید، می
ديديد که صحبت همه راجع به مراحل مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری امریکاست.
خیلی ها اصلا سر از این سیستم مقدماتی درنمیارند، و این مختص خارجی هايی
مثل بنده و شما نیست. خود امریکايی ها هم صد در صد دستگیرشون نمی شه که
قضیه چیه!
توی زبون انگریزی امریکا، به اين مدل انتخابات اولیه می کن «کاکس» (بی ادب
نباشید و کاف ثانوی رو به کسره بخونید!)، که به لهجه خودمون شبیه قفقاز می
شه! به ظاهر، ماجرا از اين قراره که مردم يک ايالت که از اين انتخابات
قفقازی دارند، یکروز بلند می شند و تشريف می برند که انتخاب خودشون رو در
مورد اينکه چه کسی نامزد حزبشون در انتخابات باشه، بيان می کنند. خوب
نامزد حزبی که در قدرته (در اين مورد، جناب جرج بوش و گله اطرافش و حزب
جمهوری خواه) که معلومه. اينجا مسئله نامزد حزب دمکراته (برعکس نهند نام
زنگی کافور!)، در نتيجه، اونهايی که هنگام ثبت نام برای رای دادن (بله،
برای رای دادن بايد ثبت نام کرد که کسی دو دفعه نتونه رای بده)، خودشون رو
دمکرات معرفی کردند، می تونند توی انتخابات قفقازی، به نامزد مورد علاقشون
رای بدن. همين و همين! گذشته از ريشه اين رسم، جالبيش به حرفيه که نوآم
چامسکی حدود يکسال پيش توی تلويزيون زد، وقتی که ازش در مورد اصلاح قانون
انتخابات سوال کردند. چامسکی گفت که طوری که انتخابات فعلی پيش می ره،
هرکس بيشتر پول داشته باشه و بتونه تبليغات تلويزيونی بخره و هو چو بازی
در بياره، برنده می شه (نمونش جناب بوش کذايی).
اما هدف اين انتخابات قفقازی در اصل اين بوده که گروههای مختلف هر منطقه، تصميم بگيرند که چه
چيزی توی يک رئيس جمهور براشون مهمه، بعد نامزدها رو دعوت کنند که بياند و
صحبت کنند و به سوالات اين گروهها جواب بدند. بعد هر گروهی تصميم بگيره که
به چه کسی رای بده. اين حرف يعنی معنی واقعی تکثر عقايد و آرا، آرزوی همه
مردم دنيا و کابوس همه سياستمداران. ريشه اين انتخابات قفقازی هم در همين
طرز تفکره: اينکه رای مردم برای کسيه که به خواسته های مردم اهميت بده و
بتونه اکثريت رو از خودش راضی کنه و انتظاراتشون رو برآورده کنه، نه مثل
اين دمکراسی بی يال و دم و اشکم فعلی که نقدا" در اختيار اونهايیه که
قبلا" پول خوبی جور کرده اند و دم افراد صاحب نفوذ رو ديدند. ما هم فعلا"
مصداق اين بيت هستيم:
چون ميسر نيست بر من کام او
عشق بازی می کنم با نام او
Posted by Khodadad at January 29, 2004 12:18 AM