search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
January 19, 2004
شاعر فارسی زبان چين
من بخاطر اين تحقيقی که دارم انجام
می دم، اخيرا" خيلی به روابط باستانی بين ايران و چين توجه کرده ام. بيشتر
مردم در مورد تجارت جاده ابريشم و روابط تجاری ايران و چين، چيزهايی
شنيدند. «چين و ماچين» هم که در داستانهای ما فرواوونه و از سمک عيار تا
امير ارسلان نامدار، همه يک سفری هم به چين کرده اند! چند نفری هم شايد اين مقاله
روخونده باشند.
بازرگانان سغدی و خوارزمی، عملا" بيشتر بازار چين رو در
اختيار داشته اند. ماموران بازرگانی خيلی از امپراتورهای سلسله «تانگ» و
«سونگ»، ايرانی بوده اند. وقتی که مغولها ايران رو تسخير می کنند و در چين
هم سلسله «يوآن» رو پايه گذاری می کنند، بيشتر دبيرهای دولتی، وزرا، و
مشاوران اقتصاديشون رو از مردم شمال شرق ايران (سمرقند و بخارا و مرو و
نيشابور) انتخاب می کنند.
همين امتيازات زياد به ايرانی ها، باعث می شه که
بعد از سرنگونی مغولها در چين و پايه گذاری سلسله «مينگ»، چينی ها شروع
کنند به پاکسازی ايرانی ها از دستگاه حکومتی خودشون، و اين آغاز «گوشه
گيری سياسی» چين است که در تاريخ چين، به عنوان مقدمه ای برای عقب افتادگی
اقتصادی چين و ضربه پذير شدنش در برابر نيروهای استعماری محسوب می شه.
اما نکته جالب اينه که در همون زمان پاکسازی ايرانی ها از دولت چين،
بزرگترين دريانورد چينی، «ژنگ هه»، پسر يک زوج ايرانی بوده که احتمالا" ازسمرقند به پکن کوچ کرده بودند!
ولی فکر کنم از همه جالبتر، بزرگترين شاعر چين، لی پو
، باشه! اين آقا که معروف بوده به سرودن اشعار عاشقانه و وصف می و يار،
احتمالا" در حال مستی هم غرق شده و به علاوه سرودن اشعار آبدار، خودش رو
هم به آب داده! هرچند که خيلی ها خوششون نمي ياد که اين مسئله ذکر بشه،
ولی تقريبا" همه متخصصين متفق القولند که زبون مادری لی پو، فارسی و يا
سغدی بوده! پدرش که از بازرگانان موفق ايالت سیچوان بوده، احتمالا" همراه
نرسی، نوه يزدگرد سوم، به چين اومده و در اونجا ساکن شده. خوندن ترجمه شعرهاش بد نيست، و شباهتهاش با سروده های شاعران ايرانی، به شدت عجيبه!
Posted by Khodadad at January 19, 2004 11:25 AM