search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« بدون عنوان | Main | بدون عنوان »

December 25, 2003

بدون عنوان

کريسمس/نوئل: يک نگاه تاريخی

مقدمه: ببخشيد که اين متن اينقدر طولانيه، اما فکر کردم يکبار بد نباشه اينجا يک مطلبی بنويسم که به درد دنيای آدم بخوره!
امروز، 25 دسامبر 2003 ميلادی است که در کشورهای غربی که در آنها مردم به
شاخه های کاتوليک و پروتستان مسيحيت معتقد هستند، به عنوان روز کريسمس يا
تولد حضرت عيسی مسيح، جشن گرفته می شه. پيروان مسيحيت ارتدوکس و ارمنيان
ايران، به پيروی از يک رسم نستوری، تولد عيسی رو در 6 ژانويه جشن می گيرند
که خودش نشاندهنده يک مشکل بزرگ، يعنی عدم اطمينان از تاريخ تولد حضرت
عيسی است. در درجه اول، عيد نوئل به همه مبارک. اما از آنجايی که همه
کليات اين عيد و داستان تولد حضرت مسيح رو می دونند، شايد بد نباشه کمی هم
به رازهای تاريخی اين عيد بپردازيم.
حتما" خيلی ها شنيده اند که تولد حضرت عيسی ممکنه حتی سه سال قبل از ميلاد
(!!) باشه، يعنی گذشته از ماه و روز، حتی سال تولد حضرت عيسی هم معلوم
نيست. نابودی تمام شواهد و مدارک متعلق به تولد حضرت عيسی خود از رموز
بزرگ تاريخ مسيحت است، بخصوص با توجه به اينکه او در زمان حکومت رومی ها
به فلسطين به دنيا آمده و به گفته بسياری از منابع، درهمان سالی که دولت
روم دستور سرشماری و نام نويسی همه اهالی فلسطين رو صادر کرده بوده.
با همه احوال، در بسياری از متون و مدارک چهارصد سال اوليه مسيحيت، ما می
بينيم که تولد حضرت مسيح در 6 ژوئيه جشن گرفته می شده، تاريخی که با تاريخ
اسم نويسی اجباری رومی ها، بين ماه آوريل و ماه اوت، تطبيق می کنه. در
اوايل تاريخ مسيحيت و قبل از اينکه تئودوسيوس، امپراتور روم، مسيحيت رو
دين رسمی مملکت اعلام کند، فرقه های مختلف مسيحی با آزادی به کار خود
ادامه می دادند. خيلی از اين فرقه ها، بخصوص مسيحيان سوريه و مصر که
اکثريت جمعيت مسيحی را تشکيل می دادند، عقايد خاصی از جمله مخالفت با اصل
تثليث را داشتند. بعد از اعلام آزادی مسيحيت توسط کنستانتين ودر دوران
سلطنت پسران او، کنگره های بزرگی برای بحث در مورد اصول مسيحيت تشکيل شد.
در يکی از اين کنگره ها، پيروان بليزاريوس، اسقف اعظم قسطنطنيه، موفق به
جلب حمايت کنستانس، امپراتور وقت شدند و باورهای پيروان اسقف آريانوس که
اعتقاد به ماهيت زمينی عيسی داشتند را کفرآميز و پيروان آريانوس را واجب
القتل دانستند. اين، آغاز پايه گذاری کليسای شرق يا همان کليسای ارتدوکس
يونانی فعلی بود. پيروان آريانوس به شرق گريختند و با پناه گرفتن در ايران
و پايه گذاری کليسای ايران زير حکومت بهرام گور، برای مدت کمی بزرگترين
فرقه مسيحيت را تشکيل دادند که «نستوری» ناميده می شد و هنوز هم در شرق،
بين آشوری های ايران و مسيحيان محلی هند، رواج کامل دارد.
از طرفی، گروه ديگری از پيروان مسيحيت در ايتاليا، خود دست به تشکيل فرقه
ای زدند که بزرگترين رهبران آن اگوستين و امبرواز بودند که پايه گذاران
کليسای کاتوليک هستند. در محل پايگيری اين کليسا، پيروان دين ميترائيسم
رومی (که با ميترائيسم ايرانی/مهرپرستی متفاوت است) که اکثرا" سربازان
رومی بودند، اکثريت جمعيت را تشکيل می دادند. يکی از بزرگترين طرفداران
اين دين، امپراتور يوليانوس کافر بود که بعد از مرگ کنستانس سعی در دوباره
زنده کردن دين ميترائيسم و تضعيف مسيحيت داشت، اما در جنگ با ايران به دست
يکی از سربازان مسيحی لشکر خودش، کشته شد. پايه گذاران کليسای کاتوليک، در
صدد گسترش کليسايشان در غرب بودند و برای حصول اين هدف، از هر کاری کوتاهی
نمی کردند. از جمله روشهای آنها برای راضی کردن مردم به قبول مسيحيت، دادن
هويت مسيحی به عيدهای محلی يا مذهبی مردم بود. يکی از اين جشنها، جشن تولد
خدای آفتاب شکست ناپذير بود که يکی ازجنبه های شخصيت ميترا است. ريشه اين
جشن، به بابل باستان می رسد که در آنوقت، جشن تولد شمش، خدای خورشيد محسوب
می شده. اين جشن امروزه در بين ايرانی ها به عنوان «يلدا» يا بلندترين شب
سال، معمول است و طولانی شدن روز از فردای آن نشانه ای از تولد خدای
خورشيد است. پدران کليسای کاتوليک با تخصيص بسياری از نشانه های خاص ميترا
و خورشيد شکست ناپذير (تولد در طويله، ملاقات سه مرد پير، لباس سفيد،
برخاستن به آسمان، و ...) به حضرت عيسی، در عمل بين شخصيت ميترا و حضرت
عيسی شباهتهايی برای مردم عامی درست کردند و در آخر جشن تولد عيسی را از 6
ژوئيه به شب يلدا انتقال دادند که بعد از تصحيح تقويم يوليوسی در دوران
پاپ گريگوری کبير، در شب 24 دسامبر ثبت شد. از جمله ديگر اقدامات پدران
اوليه کليسا، انتخاب يک عيد قديمی آلمانی به نام «اوستر» به عنوان عيد
رستاخيز عيسی يا عيد پاک بود که خودش شباهتهای زيادی با رستاخيز خدای
آلمانی که نجات دهنده جهان است دارد. به هرحال، بدون توجه به تاريخچه
کريسمس، عيد نوئل و سال جديد ميلادی به همه مردم دنيا مبارک.

Posted by Khodadad at December 25, 2003 09:28 PM