search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« انقلاب در تلويزيون نمايش داده | Main | بدون عنوان »

November 21, 2003

ارزيابی شتابزده؟ ببخشيد که چند

ارزيابی شتابزده؟
ببخشيد که چند روزی کمتر نوشتم. راستش مشغول کمی تحقيق بودم در مورد حرف
ربط «و» در فارسی که خدا بخواد، يک خلاصه اش رو هم می گذارم روی وب که ملت
بخونند و نظرشون رو بگن. می دونيد که من طرفدار جلال آل احمد هستم و اسم
اين وبلاگ رو هم از روی کتاب «ارزيابی شتابزده» اون گذاشتم. جلال يکی از
اون نويسنده هايی بود که من موقع خوندن کتابهاش، احساس می کنم کاملا" می
تونم احساسش رو درک کنم و باهاش ارتباط برقرار کنم. اما از طرفی، خيلی از
بزرگان مملکت ما، بخصوص اونهايی که سنشون بالاتره، زياد از جلال دل خوشی
ندارند و خيلی از تندروی های زمان ما رو حاصل تاثيرات اون می دونند. در
مقابل اين مطلب، من هميشه گفتم که واقعا" افسوس به ملتی که تحت تاثير يک
نويسنده قرار بگيره، بخصوص کسی که خودش هم از خودش مطمئن نبوده و هميشه هم
اين رو می گفته.
اما يک کسی که جلال رو ديده بود، به من گفت که خيلی ها از جلال خوششون
نمياد چون آدم تند و هتاکی بوده. من هم هميشه اين رو به چشم دل نازکی و
کمی هم از خود متشکری اين جور آدمها دونستم و توی دلم، گفتم که جلال چه
آتشی به اينها زده که سی سال بعد از مرگش هم هنوز يادشونه!!!
امروز اما داشتم کتاب نامه های جلال آل احمد، به کوشش علی دهباشی رو می
خوندم. از يک نظری، فهميدم که منظورشون از هتاکی و تندی چيه! نامه سرگشاده
جلال به نيمايوشيج، نامه توهين آميز و از نظرهايی نپخته و پرمدعاش به جمال
زاده، و بعضی نامه های ديگه، خيلی منو متعجب کردند. برای اولين دفعه فکر
کردم نمی تونم بفهمم جلال چرا اين حرفها رو نوشته يا چرا راجع به مردم
اينجوری فکر کرده. هنوز هم فکر می کنم جلال بعد از هدايت، بزرگترين
نويسنده صدسال اخير ماست، اما در ضمن برای اولين بار هم فکر کردم که می
فهمم چرا مردم سی سال بعد از مردنش هنوز ازش دلگيرند.
پانوشت: ايرانولوژی 3 هم در کاپوچينو چاپ شد! اين هم از خودتبليغعی!

Posted by Khodadad at November 21, 2003 12:41 AM