search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« گذارش يک اتفاق! بازگشت پينکفلويديش، | Main | موسيقی در کليساتوی يک کليسا »

September 20, 2003

بدون عنوان

ديوانگی ايرانيان ريشه باستانی دارد!

باورتون نمی شه؟ به
من ربطی نداره، بقول " دكتر «مير جلال الدين كزاري» استاد زبان و ادبيات
فارسي در دانشگاه علامه و اسطوره شناس و نهان گرايي دوران کهن" که توی يک
راس مصاحبه با خبرگزاری ميراث فرهنگی، ريشه های روانشناسی رو به دوران
زردشت رسوندند، ما در زمانهای باستان، به نقل از يکی از "پاره" های
ونديداد(ونديداد قبل از پاره شدن، يکی از بخشهای اوستای باستانی بوده که
بهش می گفتند ويديودات، يک هزار و اندی سال مختصری هم بعد از زردشت نوشته
شده)، معالجه روانی داشتيم. قضيه اينقدر جدی بوده که "در شاهنامه پهلوانان
ايراني به كاووس مي گويند كه اگر به كردارهاي نسنجيده و هوسناكانه خود
ادامه بدهد كار او به بيمارستان(!!!) خواهد كشید" (بيچاره دکتر چهرازی پير
هست، اما نه اينقدر!). هيچ خبری از اينکه خرج بيمارستان کاوس رو کدوم يک
از قهرمانان شاهنامه تقبل کرده بوده به دست ما نرسيده. احتمالا" بارش به
دوش سياوش بوده که از طريق فروش کتاب «سووشون» يک کاری واسه خرج بيمارستان
باباش بکنه (زردشت گرون می گرفته). جان خودم تمام کلمات بين علامت نقل
قول، نقل قولهايی هستند از متن مصاحبه؛ هيج دخل و تصرفی صورت نگرفته. در
ضمن، صحبت اساتيد زبان فارسی و اسطوره شناسی و مورخ و متخصص تاريخ هنر و
طراح لباسهای دکولته ايران باستان که شد، فکر کنم اين سايت رو نگاه کنيد بد نباشه. اگر کسی ماه ديگه ايتاليا هست، به من خبر بده، چون من قراره توی کنفرانس يک مقاله بخونم.

Posted by Khodadad at September 20, 2003 12:36 AM