search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
December 28, 2002
بدون عنوان
قرارشده بود من جسارتا" توضيح بدم که چرا اصل جشن کريسمس يک جشن مسيحی
نيست و برمی گرده به يک باور ايرانی-رومی که در تاريخ اديان به اسم
«ميترائيسم» شناخته می شه. قبل از اينکه اين رو بنويسم، بگم که هدف من بی
قدر کردن هيچ آدم و يا عقيده ای نيست و قصد توهين هم ندارم. ميترائيسم
دينی بود که از حدود قرن اول ميلادی در روم رواج پيدا کرد و تا حدود قرن
هفتم هم بطور قابل ملاحظه ای در اروپا رواج داشت، حتی در ميان آلمانی ها و
گل ها که از دستنشاندگان رومی ها بودند. اين دين فقط برای مردها بود و
بيشتر بين سربازان رومی رواج داشت. خدای بزرگ اين دين، ميترا (يا ميثرا)
نام داشت که هميشه در حال قربانی کردن يک گاوميش به تصوير درميامد. اين
خدا با ميثرای ايرانی که خداوندگار بزرگ گروه اهورا و خدای دوستی و
قراردادهای اجتماعی بود، فرقهای اساسی داشت. اصولا" وجود دين ميترائيسم به
صورتی که در روم وجود داشت، در ايران ديده نشده. ميترای رومی احتمالا" از
بنمايه ميترای ايرانی به علاوه عناصر سريانی و يونانی بوجود آمده. سمبلهای
گاو و آب هم از مخلوط کردن نشانه های اساطيری ايرانی که ربطی به ميترا
نداشته اند بوجود آمده. در خود ايران هم ميترای آريايی که در ابتدا تولدی
نداشت، با شمش بابلی همذاتی پيدا کرد و شب 21 دسامبر (يلدا) که تولد خدای
شمش بود، به ميترا نسبت داده شد. بعضی از خصايل ميترا هم در دوران
هندو-اروپايی با ديگر خدايان نظير «وايو» و «ايندره» نزديک شد و به ميترا
کارهاي اضافه ای نظير خدای نور و روشنی را هم اختصاص داد. کل آئين ميترا
بسيار مرموز بود و بيشتر مراسم در خفا و در معابد زيرزمينی انجام می گرفت،
کما اينکه بسياری از کليساهای قديمی اروپا روی پی های معابد ميترايی ساخته
شده اند. محبوبيت اين دين به اندازه ای بود که وقتی کنستانتين (قسطنتين)
بزرگ، امپراتور روم، مسيحيت را آزاد کرد، اسقفها و کشيشهای مسيحی شانس
زيادی برای جلب کردن مردم نمی ديدند. اين موضوع وقتی که ثئودوسيوس اول
مسيحيت رو دين رسمی روم شرقی اعلام کرد، اهميت خاصی به خودش گرفت. قدغن
کردن اکيد ميترائيسم و تنبيه سربازان خاطی از جمله عکس العملهای دولت برای
محدود کردن نفوذ ميترائيسم بود. اما برای محبوب کردن مسيحيت، اقتباس از
ميترائيسم و مانوی گری (دين محبوب ديگر امپراتوری روم)، به صورت کار
معمولی در آمد. هرچند که خيلی ها از اين عمل بيزار بودند و به زنده کردن
دوباره آئين ميترا علاقه بسياری داشتند، مثل يوليانوس کافر که سعی داشت
مسيحيت رو محدود کنه و با ترتيب دادن يک فلسفه منظم برای ميترائيسم، اين
دين رو پرقدرت تر از گذشته بکنه.
تا اواسط قرن ششم ميلادی، تولد حضرت مسيح در روم در حوالی ششم ژوئن جشن
گرفته می شد. در خاورنزديک (سوريه و ايران بخصوص)، اين جشن در اوايل
ژانويه بود، رسمی که هنوز در بين ارامنه ايران معموله. در زمان سلطنت
ژوستنين (فلاويوس يوستنيانوس)، يک کنگره بزرگ از تمام سران کليسای «غرب»
(يونان و روم) تشکيل شد. يکی از مسائل مورد بررسی، مسئله ادامه مراسم
«کافرانه» در بين مردم بود، از جمله جشن تولد ميترا در 21 دسامبر. در اين
کنگره، بحثهای زيادی درگرفت که در اون سعی شد تاريخ تولد حضرت عيسی رو
دقيقا" مشخص کنند. مدارک حکومت رومی «يهوديه» در زمان تولد حضرت مسيح، از
بدنيا آمدن شخصی به اسم «عيشو» فرزند مريم و يوسف در بيت اللحم خبر می
داد. اين مدرک تاريخ تولد رو دو سال قبل از ميلاد مسيح نشون می داد. در
اون زمان، در مورد جعل اين مدرک بحث بزرگی بين پدران کليسای غرب و
«کاشفان» مدرک، يعنی اسقفهای کليسای شرق، در گرفت. در آخر، کليسای غرب
تصميم گرفت که بنا به ملاحظات اجتماعی و بدليل اينکه تاريخ تولد عيسی مسجل
نيست، روز 25 دسامبر، يعنی 4 روز بعد از تولد ميترا و دقيقا" «هفت» روز
قبل از سال نو (اول ژانويه) رو تاريخ تولد عيسی قرار بدهند و به اين طريق،
جشن آخر دسامبر را از تولد ميترا به تولد عيسی تغيير بدهند. دليل اينکه
بسياری از افسانه های تولد ميترا (بدنيا آمدن در طويله، ملاقات سه مغ
و...) به عيسی نسبت داده شد، همين موضوع تغيير تاريخ بود.
Posted by Khodadad at December 28, 2002 04:45 PM