search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« بدون عنوان | Main | بدون عنوان »

December 03, 2002

بدون عنوان

حسين آقای درخشان گفته که من اصلا" خيال تخته کردن رو به سرم راه ندم و از
دور و برم بنويسم. دور و بر من چیه؟ همه دروغ و کلک. بی شوخی می گم. من
الان امريکام. تمام تلويزيونها پر اخبار «جنگ»، جنگی که هنوز شروع نشده.
همه دنبال اينکه ثابت کنند صدام جنايتکاره. اين چيزيه که ثابت کردن نداره،
اونموقعی که سربازهاش توی خرمشهر خواهران من و شما رو بی حرمت کردند،
اونموقعی که موشکهاش همکلاسی های من و شما رو کشتند و ناقص کردند،
اونموقعی که بمب شيمياييش، فرزندان يک شهر رو به صورت تفاله های گوشتی در
آوردند، ما اين رو اونموقع می دونستيم که صدام، جنايتکاره. اما، همون
موقع، همين آقای دانلد رامزفلدی که الان کمر بسته که چه سازمان ملل اجازه
بده چه نده، حمله کنه به عراق، به عنوان نماينده مخصوص آقای ريگان،
قرارداد خريد همين موشکها و بمبها رو با صدام بست. حالا چطوره که اين آقا
دلش برای ملت عراق سوخته؟
سه سال پيش، قبل از انتصاب آقای بوش به عنوان رئيس جمهور امريکا، آقايون
چنی و رامزفلد، به همراه وولفويتز (نماينده شيطان روی زمين)، گزارشی رو
توی مجله روابط خارجی امريکا (بهار 1999)، منتشر کردند که متنش اين بود که
امريکا تا آخر سال 2010، به حضور تقريبا" 150 تا 200 هزار نفر سرباز در
منطقه خليج فارس احتياج داره. اين آقايون خيلی ساده تعريف کردند که عراق و
صدام، بهانه های خوبی برای توجيه اين عمل در اذهان عمومی است، اما هدف
نهايی، حضور طولانی مدت در منطقه است، همونطوری که برای 60 سال گذشته،
امريکا حدود 200 هزار نفر سرباز توی اروپا داشته. تمام اينها، ناديده
گرفته می شه، مطبوعات و تلويزيون امريکا، برعکس اونی که به خورد همه داده
اند، تنها بيانگر نظرات حکومت و اونهايی که نفوذ دارند هستند. بطور عام،
سطح دانش سياسی و جغرافيايی مردم امريکا، بسيار پائين است. افکار عمومی
خيلی راحت تحت تاثير تبليغات قرار می گيرند و از ته دل، باور دارند که
بهترين رژيم سياسی دنيا را دارند و اين حکومت اصلا" دروغ نمی گه. تمام
اينها يعنی کسانی که ابزار واقعی حکومت در امريکا رو در دست دارند، چه
سازمان ملل و جوامع بين الملل تائيد کنند يا نه، برای هدف خودشون، به هر
حال به عراق و بعد هم به هرجای ديگری که ميل داشته باشند حمله می کنند.
دنيای ما خيلی راحت، و به دست همين چند نفری که سلاحهای کشتار جمعی،
خبرگزاری ها، و حتی هاليوود رو در اختيار دارند، داره عوض می شه. (من چند
روزی اينترنت نخواهم داشت، تا جمعه نمی تونم اينجا بنويسم)

Posted by Khodadad at December 3, 2002 11:28 AM