search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« بدون عنوان | Main | بدون عنوان »

October 16, 2002

بدون عنوان

نمی دونم کسی به اين چيزهايی که من ديروز نوشتم علاقه داره يا نه، اما اگر
خواستيد بيشتر در اين مورد بخونيد، يکی از بهترين کتابها، کتاب جيمز ملوری
است با مشخصات زير (نمی دونم به فارسی ترجمه شده يا نه. کسی خبر داره؟)
Mallory, J.P. In Search of the Indo-Europeans. London, 1989.
يک دوستی به اسم ساسان توی نظرخواهی از من سوال کرده بود که با توجه به
تغييراتی که در جامعه ما پيش اومده، آيا می شه ايرانيان امروزی رو از
نوادگان ايرانيان اوليه دونست؟ جواب سوال رو خوتون داديد. ايرانيان امروزی
رو نمی شه دقيقا" همون ايرانيان اوليه دونست، چون که در طول تاريخ، حتی
قبل از ورود به ايران، در نتيجه ازدواج و ترکيب با قبايل ديگه، ايرانی ها
هم مثل همه ملتهای ديگه، مخلوطی شده اند از عوامل مختلف نژادی. مردم امروز
ايران، حتما" از اخلاف مهاجران اوليه ايرانی به ايران هستند، اما به همان
مقدار هم از اخلاف ايلامی ها، تپورها، کاسی ها، اعراب، و بقيه مردمی هستند
که در طول تاريخ با اونها برخورد داشته اند.
در اينجا بهتره توضيح بدم که در نوشته های علمی در باب تاريخ و زبانشناسی
و باستانشناسی، کلماتی مثل "ايرانی" يا هندو-اروپايی، بيشتر به مفهوم
زبانشناسی و خانواده های زبانی اونها به کار می ره تا به مفاهيم نژادی.
يک چيزی راجع به مطلب شاملو. يک بابايی در جايی نوشته که من مطمئنم که
خداداد سخنرانی شاملو در مورد ضحاک رو نخونده و همينطوری دهنش رو باز کرده
و به يکی از مشاهير مملکت ما که به گفته چامسکی، برای گفتگوی تمدنها برای
ايران کافيه، توهين کرده! حالا اطمينان ايشون از کجا میاد، بماند!
اولا" که خوش به حال چامسکی. انشالله بخاطر اينکه بنده افتخار (!!!)
شناختنشون رو دارم، يکروز وقت کرديد، با هم می ريم خدمتشون و بعد می پرسيم
ايشون کی فارسی ياد گرفته که راجع به شاملو اظهار نظر کرده. بعد، چطوره که
نقد "مشاهير" يعنی توهين؟ مثلا" چون کسی شد مشاهير، بنده بايد همه حرفاش
رو قبول کنم؟ اگر آقای شاملو اومده بود و گفته بود ملکول از اتم کوچيکتره،
آيا همه فيزيکدانها نمی ريختند سرش؟ چطوره که هرکسی رد می شه، به اين رشته
تاريخ ما تغوظ می کنه، ما هم بايد بگيم تشکر؟ شاملو شاعر بی نظيری بود. من
شعر شناس نيستم، اما شعرهاش رو دوست دارم. مجموعه کتاب کوچه در حد لغتنامه
دهخدا برای فرهنگ ايران مهمه و برای زنده نگه داشتن اين يادش کافی. همه
اينها به جای خود، اما شاملو تاريخدان، جامعه شناس، يا اسطوره شناس نبود!
من عرض کردم که ايشون، حتی نظرات اون سخنرانی کذايی رو هم از کسی ديگر
گرفته بود و بدون اينکه خودش تحقيق کنه، تحويل ما داد. اين خود بزرگترين
اشتباه، تکرار حرفی که خود آدم راست و درستش رو نمی دونه! ايشون بدون تخصص
و اطلاع از جزويات اسطوره شناسی تطبيقی، باستانشناسی، مطالعات
هندو-اروپايی، و حتی تاريخ قبل از هخامنشی ايران، راجع به مسئله ای که
اصلا" جزو کارش محسوب نمی شد، يک اظهار نظر بی مورد کرد. حالا ايشون شاعر
معروف و قابل احترام و مقبول عامه و اصلا" بی نظيريه، هنوز هم به اين
مسئله خدشه ای وارد نمی کنه که ايشون حرفی زده که خودش در موردش به اندازه
کافی نمی دونسته. حالا منی که کارم همه اينهاست، نه به مقام شاعری ايشون
توهين کردم و نه دخالت درکارشون. فقط نظرم رو گفتم، اين چرا حالا شده که
من دهنم رو باز کردم وبه مشاهير توهين کردم؟ تا کی می خوايم از مردم
قهرمان و اسطوره دست نيافتنی بسازيم و ياد نگيريم که می شه همه رو نقد
کرد؟ مگه خود شاملو توی همين سخنرانی منظورش همين نبود؟ که می شه حتی قله
ای مثل فردوسی رو هم نقد کرد؟

Posted by Khodadad at October 16, 2002 04:25 AM