search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« بدون عنوان | Main | بدون عنوان »

October 15, 2002

بدون عنوان

می دونيد، خيلی از مشکلاتی که در جامعه ما وجود داره، به دليل نشناختن
واقعی تاريخ و فرهنگ ايرانه. مردم ايران اغلب با دونستن مطالب سطحی راجع
به گذشته ايران و حتی با اعتماد به نظرات نپخته، در مورد همه چيز اظهار
نظر می کنند و چه بسا، باعث بوجود اومدن سوتفاهم می شن. يکی از بدترين اين
مشکلات، وطنپرستی بی دليل و غرور بی جا در مورد مسائل غير واقعی و چه بسا
کاملا" اشتباه است. مثلا" همونطور که در مطلب شاملو گفتم، حتی يک شخص
فرهيخته مملکت ما هم بدون داشتن مطالعه کافی و صرفا" با تکرار نظرات يک
متخصص، به نتيجه گيری دست می زنه و برای تاريخ و فرهنگ کل مملکت تعيين
تکليف می کنه. خود دکتر حصوری هم اعتراف می کنه که نظريه اش در مورد جامعه
ايرانی اوليه فقط يک نظريه است که بر مبنای نتيجه گيری شخصی از بعضی مدارک
و شواهد به دست اومده. اما شاملو، بدون در نظر گرفتن همين فروتنی نويسنده
اصلی، خيلی راحت جلوی صدها نفر، حکم صادر می کنه و حتی زحمت اينرو به خودش
نمی ده که تذکر بده که اينها نظريه است و اصلا" هم از کسی ديگه!
حالا اين رو از وبلاگ دوست عزيزم امير قويدل بخونيد:

"مایه
افتخار است که اضافه کنم آریایی ها تنها گروه بشری بودند که از ابتدا بت
پرست نبودند و هرگز بت پرستی نکردند بلکه از مدنیت پيشرفته ای برخوردار
بودند و نسبت به يكديگر مهر و محبت فراوان داشتند و رعايت قانون و اخلاق
از خصوصيات بارز آنان بود
."
اصلا" منظور اين رو ندارم که به شخص امير اعتراضی بکنم، اما اين جمله
بوسيله يک نماينده جامعه ايران نوشته شده. بر مبنای شواهد افواهی، نتيجه
گيری شده، بی دليل هم در مورد مسئله ای که ناپخته است، غرور ايجاد شده!
بگذاريد همين رو آناليز کنيم: 1. چرا بت پرست نبودن آريايی ها مايه
افتخاره؟ بت پرستی، لازمه هر جامعه اوليه و بخصوص جوامعی که از بافت
عشايری و قبيله ای برخوردار بوده اند، بوده! ايرانی های اوليه، همه
مهاجرانی بوده اند از آسيای ميانه که کارشون دامداری، بخصوص پرورش گاو و
اسب بوده. به همين دليل هم بسيار بت پرست بوده اند: بهرام: خدای جنگ، خور:
خدای آفتاب، ميترا:خدای دوستی و قراردادهای اجتماعی، ورونا:خدای نظم، و به
اندازه صدها خدای ديگه! حتی بعد از وارد شدن به ايران هم، ايرانی ها با
جذب خدايان محلی مثل اردويسوراناهيتا، بازهم به جمع خدايانشون اضافه می
کنند. به وجود اومدن نظام تک خدايی مثل زرتشتی گری صدها سال بعد از ورود
ايرانی ها به ايران، نتيجه برخورد قبايل ايرانی با تمدنهای ساکن و پيشرفته
تری مثل ايلامی ها و اکدی ها بوده که احتياج به اتحاد رو در جامعه ايرانی
اوليه بوجود اورده. نظام چند خدايی، مناسب جامعه ای نيست که می خواد متحد
و مستحکم باشه، پس دينی بايد وجود داشته باشه که مردم رو دور هم جمع کنه.
بازتاب اين احتياج رو می شه در از بين رفتن نظام حکومتی قبيله ای و بوجود
آمدن پادشاهی هايی مثل سلطنت مادها و بعد هم شاهنشاهی پارسها ديد. پس اين
موضوع که ايرانی ها هيچوقت بت پرست نبودند از بيخ و بن غلطه! بله، ايرانی
ها خيلی قبل از عربها تک خدايی شدند، اما نه اينکه از اول تک خدا بوده
اند!
2. آريايی لفظی است که قبايل هندو-ايرانی برای خودشون به کار می بردند.
هندی ها شاخه شرقی آريايی ها هستند و با اجازه دوستان، بزرگترين مملکتی که
بت پرستی دين رسميشونه!
3. جامعه آريايی از اول مدنيت داشته؟ يعنی همون موقعی که همه مردم توی
غارها زندگی می کردند و از گوشت ماموت تغذيه می کردند، آريايی ها تافته
جدا بافته بوده اند و با قاشق چنگال، گوشت بوقلمون می بلعيدند؟!! اين
قسمت، نمونه شاخص نداشتن ديد عميق تاريخی است. يعنی اينکه تاريخ ايران و
ايرانی ها رو از زمان بوجود اومدن سلطنت ماد ديدن! بله، اما زمانی که
سلطنت ماد بوجود اومد، بابلی ها 1500 سال بود که امپراطوری داشتند، شهر
شوش در ايلام حدود 2200 سال از عمرش می گذشت، و تمدن درخشانی مثل هيتی ها،
400 سال بود که منقرض شده بود!
4. آريايی ها (ايرانی ها و هندی ها)، بر طبق شواهد باستانشناسی و
زبانشناسی، شاخه شرقی قبايل بزرگتری بوده اند که از زمان نوسنگی (عصر حجر
جديد، حدود 4500-3000 قبل از ميلاد)، در دشتهای جنوب اوکرائين، شمال
قفقاز، و شرق دريای خزر زندگی می کردند. مدارک باستانشناسی اجداد آريايی
ها رو به قبايل عشايری ساکن در غرب ازبکستان امروزی و آسيای ميانه می
رسانند (فرهنگهای Afanasievo and Andronovo). بعضی از اين قبايل در حدود
2500 قبل از ميلاد، شروع به حرکت به طرف جنوب می کنند و در حدود شمال
افغاستان امروز، به دو شعبه تقسيم می شوند که شعبه شرقی به طرف هند می
روند و با شکست دادن فرهنگ موهنجو دارو، جامعه هندی اوليه رو پايه گذاری
می کنند. شاخه غربی در طول مدتی حدود 500 سال، کم کم تمام شمال، مرکز، و
شرق فلات ايران رو تسخير می کنند و با تقسيم شدن به قبايل کوچکتر، جوامع
پارسی، مادی، و پارتی رو پايه گذاری می کنند. اين جوامع تحت فشار
امپراتوری هايی نظير آشور که ميل داشته اند قبايل ايرانی رو جزو امپراتوری
خودشون کنند، مجبور به شکل دادن انحاديه هايی می شوند که پادشاهی ماد تنها
بازمانده آنها در مدارک تاريخی است.
همه اينها گفته شد که نشون بدم که خيلی راحت می شه با گفتن يک مطلب غير
واقعی، سو تفاهم ايجاد کرد، اما دفاع از مطالب، چندان آسان نيست!

Posted by Khodadad at October 15, 2002 09:21 AM