search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« بدون عنوان | Main | بدون عنوان »

August 03, 2002

بدون عنوان

از ما رسما" شکايت شد!
بله، دادگاه ما بطور رسمی مورد مواخذه قرار گرفت و بقول فرنگی ها، ما رو
سو کردند! قضيه اينجاست که ديشب، بنده و دوست دختر متعلقه، کريس خانم دامت
برکاته، رفتيم به يکجايی که طبقه دوم فروشگاهی بود جنب رستوران سورنتو.
بهش می گن «فود کرت» که برای اهل فن، خودش کلی مزاح داره. بگذريم، در آنجا
چشم ما به جمال خيلی از اهالی وبلاگستان روشن شد. ببخشيد که اسم همه رو
نمی گم، اما مختصر اينکه هودر و عيالات مربوطه، خورشيد خانم، اميرخان
حسابدار، حاج علی مشبک، و مرحومه مغفوره پينک فلويديش از جمله حاضرين
بودند. شامی صرف شد (ما مکزيکی خورديم، بوريتو ميد اين وطن!)، گپی زده شد
و فيضها برده شد. همه قبلا" همديگر رو ديده بودند، فقط من بودم که هی سوال
می کردم اين کيه و از ملت راجع به دکوراسيون وبلاگم می پرسيدم. اينها هم
خيلی محترمانه جواب دادند، عکس هم گرفتند، و بعد هم به لطف علی آقا، ما
رسيديم به دولت سرا!
اما شکايت از اونجايی شروع شد که ما فهميديم همه وبلاگ منو نخوندند و خيال
می کنند پيام اين چرندياتش
رو قبل از من شروع کرده، غافل از اينکه پيام نمی دونست که وبلاگ رو با
کدوم گ می نويسند وقتی که من خودم عقايد پرتاب می کردم! سرکار خانم چراغ
قوه (ببخشيد، خورشيد خانم!)، گفتند که لطفشون در جهت گذاشتن لينک نصيب من
نشده چون من مرتب نمی نويسم. هودر و بقيه هم گفتند که در زمانها باستان که
من هرروز می نوشتم، زيادتر می خوندند. نتيجتا"، تکليف شد که مرتب بنويسم.
بنده هم قول می دم که حد اقل هر دو روز يکبار شما رو از نظرياتم بهره مند
کنم، حالا نگيد چرا!
اما يکچيز ديگر: آيا کسی توی اين دنيای وبلاگ هست که حاضر بشه به من کمک
کنه که يک صفحه آبرومندی برای يادبود صادق هدايت بسازيم و همينطوری بدون
کمک يک سازمان رسمی، از بزرگترين نويسنده مملکتمون يادی بکنيم؟ مسئوليت
نوشتن متن فارسی و انگليسی رو من به عهده می گيرم، کسان ديگه هم اگر اهلش
هستند، علی الله. فقط يک کسی که بتونه يک صفحه مقبول درست کنه؟ دمتون گرم.
يا هو

Posted by Khodadad at August 3, 2002 06:57 AM