search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
May 24, 2002
بدون عنوان
اين نوشتن وبلاگ هم شده کلی کار برای من ها! همينطور که دارم دور و بر راه
می رم، فکر سوژه می کنم برای نوشتن. اما ببخشيد که به مناسبت مسافرتهای
پشت در پشت من، اينقدر دير به دير می نويسم. فکر کنم همون دو سه تا
خواننده ای هم که داشتم از دست رفتند، ها؟ به هر حال، در جهت سوزاندن دل
اهالی محترم وبلاگستان، عرض شود که اينها رو از شهر نيس، جنوب فرانسه، می
نويسم. از سه شنبه اينجا بودم، يکروز رفتم کن، برای فستيوال فيلم، يکروز
رفتم گردش توی نيس، امروز هم رفتم موناکو، مسابقه ماشين رانی فورمول 1. کن
جالب بود. از موقعی که يادم مياد، گزارشگرهای مجله فيلم راجع به فستيوال
کن می نوشتند و دل مارو هوايی فرنگ می کردند. از موقعی هم که عباس آقای
خودمون (موسيو کيارستمی رو عرض می کنم) کن رو کرده تيول خودش، ديگه ملت
ايران کن فرانسه رو از کن سولوقون خودمون هم بهتر می شناسند! شهرش جالبه،
مثل همه شهرهای ساحل فرانسه، به شدت توريستی و پر زرق و برق. تمام مغازه
ها خلق شدند برای سر کيسه کردن توريستها، علی الخصوص امريکايی های خر که
يکبار در عمرشون ميان سفر و می خوان يک روزه همه چيز رو ببينند. خود
فستيوال هم کلی حرف از ستاره ها و از اين حرفها، اما خبری از اخبار هنری
نه! فيلم« ده» از کيارستمی و« بمانی» از مهرجويی هستند، يکی هم از بهمن
قبادی که به ياد نمانده، شرمنده! راستی، مگه عباس آقا نگفته بود از امسال
ديگه فقط در بخش کناری شرکت می کنه، نه در مسابقه اصلی؟ چی شد پس؟ راستی،
اگر ارواح شيکم من آقا کيارستمی اينها رو ديد(!!) بهش بگم توی نيس يک
مغازه هست به اسم ده، شايد به درد تبليغات بخوره. مهرجويی و قبادی در بخش
کناری مسابقه بودند. بمانی که بنظرم کار امسال نيست، درست می گم؟ به هر
حال، فيلمهای پر سر و صدا فيلم« پيانيست» رومن پولانسکی و «عنکبوت» از
کروننبرگ هستن. « آرارات» از اتوم اگويان هم سر و صدا کرده، به علاوه« مرد
بدون گذشته» از اکی کوريساماکی. فکر کنم گل سر سبد امسال همون دسته گله
آقای پولانسکی باشه، چون به هر حال قضيه نون قرض دادنه. حالا من اينها رو
می گم، سوء تفاهم پيش نياد فکر کنيد من همه اينها رو ديدم! نه بابا، مثل
جشنواره فجر نيست، نميشه بليت خريد، بايد کارت خبرنگاری داشته باشی، يا
دعوت شده باشی، خلاصه خصوصيه و بقول فرنگی ها، اليت elite ! ما هی دم در
وايساديم ببينيم خبری از يک ايرانی، خبر نگار مجله فيلمی، کيارستمی، سميرا
خانمی، کسی ميشه تو عالم هم وطنی (يا اينکه از دوران بچگی ما رو يادشون
بياد) ما رو ببرن تو؟ نشد که نشد! بخشکی شانس. خلاصه کلی پرسه زدم و نون
از پشت شيشه به پنير ماليدم. از دفترهای فروش فيلم هم ديدن کردم که جالب
بود، اما راست کار ما نيست! بعدش رفتم به ديدن قسمت قديمی کن که نوک يک
تپه است و منو به ياد تپه الهيه و خونمون توی تهران انداخت. ای جوونی!
نيس هم که تعريف نداره، مرکز توريستها و همه جور جونور امريکايی و انگليسی
و سوئدی و آلمانی در هم می لولند، با پوستهای قرمز شده از زور آفتاب و
گوشت چروک خورده از چربی. فقط اينکه انگار به مناسبت سر رسيدن من از لندن،
بارون گرفت و خلاصه کلی ديدن قيافه جمعيت توريست امريکايی که يک روزه
اومده بودند «نيس هميشه آفتابی» رو ببينند، حال داد! من هم بی خيال، در
ساحل قدم زدم و فکر کردم اگر خدا به ملت ما عقل داده بود، بالاغيرتا" ساحل
شنی بابلسر خودمون رو الان بايد يک چيزی می کرديم مثل اينجا! موناکو هم که
ديگه تکليفش معلومه (ببخشيد، همين الان داره خبر می ده راجع به کن و فيلم
پولانسکی، انگار برد جايزه رو!). می گفتم، آره، موناکو هم که مرکز
خوشگذارانی ملت دنيا و آخر کلاههای گشاد توريستی، در قالب يک عدد قصر عظيم
به نام کازينو، و بله، قمار خونه معروف موناکو! توی همين قصر بود که احمد
شاه خودمون کلی پول بی حساب مملکت رو داد به «دماغ» خر، عمر شريف معروف
زندگيش رو باخت، و کلی آدم ديگه بدبخت شدند، ناز شست پرنس رانيه! ما که
پولشو نداشتيم و عقلشو داشتيم، نتيجتا" رفتيم عين اوشکولها به ديدن قصر
سلطنتی (پر رو بازی نباشه، از خونه ما چندان گنده تر نيست!)، کمی هم قدم
زدن در شهر و قسمت قديميش. اما بزرگترين مسئله روز، مسابقه ماشين رونی بود
که بزرگترينش توی همين موناکو دو وجب در سه وجب اجرا می شه. من که علاقه
ندارم، اما می دونستم که کمتر از يک ماه قبل، تيم «فراری» به نفر دومش، يک
برزيلی، گفته بوده که بايد به نفر اول، ميشائل شوماخر معروف، ببازه. قضيه
خيلی افتضاح شد و واضح، و شوماخر هم سعی کرد قضيه رو درست کنه که نشد.
حالا بايد ديد که ماجرا چی می شه اينبار. من فقط از بالای تپه و دم قصر،
مسابقه اختصاصی پورشه رو ديدم. موندم چرا به اين می گن ورزش؟ راننده که
نشسته و هيچ غلطی نمی کنه، ورزشه برای ماشين؟ به هر حال، الان در خونمون
توی اين شهر نزديک نيس نشستم، جلوم خليج زيبا، کشتی ها در آب، آفتاب در
حال غروب، همه چيز زيبا! فردا هم دوست دختر گرامی مياد، همه چيز عالی،
البته بايد درس خوند و شروع کرد به نوشتن تز فوق ليسانس، اما فعلا" تا يک
ماه اينجام. جای همه خالی، هر جا هستيد خوش باشيد. يا هو
خداداد
Posted by Khodadad at May 24, 2002 12:00 PM
Comments
Blogging is the next generation of the Internet. If you've got something to say that interests somebody else, by golly, then there you have it! It's not about search engine rank or advertising, either. It's about word-of-mouse, and presentation. More here
Posted by: Bloggerman at December 6, 2004 10:42 PM