search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« بدون عنوان | Main | بدون عنوان »

April 11, 2002

بدون عنوان

اين هم يک ارزيابی شتابزده در موضوعات روان-جامعه شناسی! تا حالا خيلی
شنيده بودم که آدمها از اخبار خسته می شوند و اصلا" تصميم می گيرند خودشون
رو کلا" بلوکه کنند، اما برای خودم پيش نيومده بود و به دليل علاقه ای که
به مسائل روز دارم، هميشه کسانی رو که اين ادعا رو می کردند، سهل انگار
تصور می کردم. اما اين چند وقته که ماجرای فلسطين و اسرائيل پيش اومده،
اينقدر اين پنج تا شبکه خبری امريکا مزخرفات گفتند و اينقدر به صورت يکدست
دروغ میگويند که من هم به همين حال دچار شدم و اصلا" حوصله اخبار رو
ندارم. احساس می کنم حتی داره از درس خواندن میاندازدم، همينکه هی اخبار
نگاه می کنم، همينکه به مردم بدبخت فلسطين فکر می کنم. يک نکته هم از
مجموعه نکات و قرقرهای من در مورد مشکلات مردم ايران. نمی دونم چند درصد
با من موافقند، اما من کمتر ملتی رو ديدم که به اندازه ايرانی ها نسبت به
اهميت زبان و ياد گرفتن زبان به صورت کامل بی توجه باشند. منظورم زبان
خارجی نيست، همين زبان خودمون هم! کجای دنيا ديديد که گوينده های
تلويزيونش از گفتن يک جمله معنی دار بدون تپق عاجز باشند؟ هم داخل وطن، هم
اين "رسانه های" برون مرزی! بگذريم که الحمدلله مردمی اينجا هستند که بعد
از 20 سال زندگی در خارج، هنوز نمی توانند زبان کشور ميزبان را به مقدار
قابل قبولی صحبت کنند. همين است که بعضی از دوستان وبلاگ نويس هم که زبان
می دانند، مرتب به اين مطلب اشاره می کنند! من در بين دوستان غير ايرانيم
در لندن، يکنفر را هم ندارم که حداقل دوتا زبان رو به خوبی ندونه! شايد
اين کمبود گفتگو و تبادل نظر در بين ما هم همينه. زبان، مهمترين عامل تشخص
انسان از ديگر حيوانات است و بدون امکان گفتگوی کامل که طرفين همديگر رو
کاملا" متوجه بشوند، امکان درک احساسات ديگران ممکن نيست. بنظر من بايد به
زبان خيلی بيشتر اهميت داد. نظرتون راجع به يک روز جهانی زبان چيه؟

Posted by Khodadad at April 11, 2002 11:56 PM