search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
December 12, 2001
بدون عنوان
سلام و صد سلام دوستان ناديده من! جالبه، اضافه کردن مطالبی هرچند کوتاه
به اين بلاگ داره می شه عادت هرروزه من، اگر وقت باشه البته! اين چند وقت
سرم شلوغ درس و مشقه. پايان ترم و کلی کار. تازه امروز آقا معلممون خبر
خوب می داد راجع به تز! خدا به داد برسه.
اما ديروز رفتم و چندتا از بلاگها رو خوندم. اکثرا" خوب بودند. چندتايی
هستند که حرفی برای زدن ندارند، ولی اکثرا" مفيد و خواندنی هستند. بعضی ها
بوضوح استعداد نوشتن دارند و سعی می کنند از اين طريق، مفری برای اون حالی
پيدا کنند که دکتر براهنی اسمش رو گذاشته «جنون نوشتن!». به هر حال، خدا
زنده نگهشون داره. اما از ما و اين نوشتن. مرحوم قزوينی می گفت بعضی ها
شهوت نوشتن بدون مطالعه دارند. اين جمله مثل يک داغ روی مغز من نشسته و هر
چند يکبار وادارم می کنه به خود انتقادی شديد و ميل به پاره کردن همه
آشغالهايی که می نويسم. اما بعد از چند بار تجربه، تصميم گرفتم اين کار رو
نکنم. فهميدم که برای اين عصبی می شم که نوشته هام مخاطب و منظور دارند.
اما نوشتن بايد برای خود باشه. حالا هم برای ديگران می نويسم (علی الخصوص
برای درس دادن!) اما موقع نوشتن، مخاطب رو خودم می گيرم. ببخشيد از اين
شرح نفس!
نگرانی و دلمشغوليم اين روزها، موضوع نظريه «سيستم جهانيه» که به وسيله
والرستين طرح شده و به دست کسانی مثل گوندر فرانک و گيلز، تا 5000 سال بسط
داده شده. لب مطلب اينه که همه اينها می گن اين روش اقتصاد جهانی و نگاه
کردن به تاريخ جهان بر مبنای يک جهانبينی «اروپايی» اشتباه است. اينها سعی
دارند ثابت کنند که قبل از قدرت گيری اقتصادی اروپا، آسيا و بخصوص چين و
هند و حتی ايران، قدرتهای اقتصادی پيشرو بوده اند، و همه اينها مراحلی از
يک سيستم جهانی که از 5000 پيش وجود داشته و بصورت مرحله ای، باعث صعود
اقتصادی و سياسی يک منطقه می شه. در اين مرحله، اروپا تنها نقش يک بازيگر
رو داره و با استفاده از نقره و طلای ينگه دنيا!! تونسته وارد بازاری بشه
که تا قبل از 1600
ميلادی، در دست آسيايی ها بوده. در اين مورد شايد بعدا بيشتر گفتم. اما
سوال شده بود که کتاب «شرقشناسی» پرفسور ادوارد سعيد چقدر از نظر ادبی و
تاريخی و سياسی و... مهم و قابل اعتماده؟ من در اين مسائل شاگرد سعيد هم
نيستم و واقعا" نمی تونم کارش رو "نقد" کنم. از نظر ادبی، نثر ادوارد سعيد
در انگليسی، تقريبا بی نقصه. اصلا اين حضرت در درجه اول نظريه پرداز
ادبيه، در نتيجه نثرش عاليه! از نظر تاريخی و تئوريک، بقول معروف در راه
درستی گام برمی داره، اما دقيقا" به همين دليل که اديبه نه مورخ، بعضی از
استدلالها يا نتيجه گيری هاش احتياج به بازبينی و تحقيق عميق تر دارند. از
نظر سياسی هم من نادانتر از اينم که نظر بدم. کلا"، خط کتاب، خط خوبيه که
می تونه سر آغاز تحقيقات بهتر و پرمايه تری بشه. در آخر، يک کتاب ديگه که
فشرده بحتهای «سيستم جهانی» رو در بر می گيره:
Denemark, R. Gills, Barry K. et al. "World System History", Routledge,
2000
خدا قوت.
Posted by Khodadad at December 12, 2001 08:48 AM