search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« بدون عنوان | Main | بدون عنوان »

November 30, 2001

بدون عنوان

ياهو ملت! اين هم از دفعه دومی که من مرتکب اين گناه می شم. منظورم نوشتن
اين هجوياته! شما معذور بفرماييد.
عرض شود که الان از سر کلاس تاريخ اقتصاد ميام0 گوش شيطون کر0 فکر کنم يک
نظريه جديد مطرح کردم که خانم معلممون خوش خوشانش شد! اين نظريه که جنگ در
دوران پيش مدرن اثرات مثبتی داشته. يعنی ممالک بزرگتر اروپايی بايد به يک
اندازه ايده آل می رسيدند که عامل جنگ مانند کاتاليزور در اين مورد عمل
کرده. از اين مزخرفات! راستی0 ديشب با يک اکيپ بچه خارجی رفتيم رستوران
ايرانی. کيف کردند! جای شما خالی. اما از دنيا. بنظر مياد که محمدظاهر هم
داره دوست و برادر می شه. ناز شست افغانها0 ما که بخيل نيستيم. اما خوبه
ما هم يک جو از اونها ياد بگيريم! در فرنگ هم خبری نيست جز دوری شما0
عينا"! ما نشستيم اينجا0 غم می خوريم که دلمون تنگ شده برای خانه0 واسه
رفقايی که ايمايه تنها گذاشتند. بگذرم.
اين سفر قندهار آقا مخملباف اينجا توی مملکت کفر خوب سوسه پيدا کرده. می
گن چيزه خفنيه. بقول رشتيه "ما که نديديم0 دوستان تعريف می کنند!" اما چند
وقته رفتم تو خط ادبيات فارسی در ترجمه. چرا ما با اينهمه ادبيات خوب و با
ادب(!!) نتونستيم توی زمينه ادبيات معاصر حرفی برای گفتن پيدا کنيم؟ ترجمه
های خوب کمند. هنوز ترجمه خوبی از بوف کور هدايت نداريم0 که مطمئنم براحتی
ميتونه با مسخ کافکا يا غريبه کامو برابری کنه. سووشون دانشور ترجمه خوبی
داره که اونهم احتمالا" بخاطر زبان دان بودن خود سيمين خانمه.
مطلب ديگه ای که حتما" ذهن خيلی از ايرانی های مقيم فرنگ رو مشغول کرده0
مسئله پرهيز کردن ايرانی هاست از هم! هادی خرسندی از اين موضوع کلی جوک
ساخته0 اما ماجرا جديه. ايرانی های خارج از کشور از هم فراريند! انگار يک
نوع عدم اعتماد مزمن وجود داره. مطمئنم می شه از اين موضوع يک سمينار
درآورد! با يک مسئله زبانشناسی تمومش می کنم. بنظر شما0 از دو کلمه "نقره"
و "سيم" 0 کدومشون ايرانی هستند و کدام غير ايرانی؟

Posted by Khodadad at November 30, 2001 04:30 AM