search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
December 16, 2004
خط فارسی و گرفتاری تغيير
دامون عزيز توی وبلاگش مطلب جديدی نوشته در مورد تغيير خط فارسی و سعی کرده از ديدگاه زبانشناسی و علمی به قضيه نگاه کنه. فکر کردم که خوب چون زبانشناسی کار منه، بد نيست دوکلمه هم به قضيه اضافه کنم.
اول بگم که اسم من به عنوان مخالف تغيير خط فارسی توی اينترنت در رفته، و اين اشتباه نيست. اما معنيش هم اين نيست که من از انتقاداتی که بقيه می کنند خبر ندارم يا اينکه چشمهام رو بسته ام. دليل اول و ساده مخالفت من اينه که عقيده دارم ضرر اين کار از فايده اش بيشتره، و خيلی بيشتر. فکر می کنم "اصلاح" از "تغيير" بهتر باشه و صحيحتر.
دوم، نگاه من به قضيه کمی زيادی آکادميک و شايد خشک و بی روحه. توی دانشگاه ها، کسی قضيه تغيير خط رو جدی نمی گيره. هيچ استادی باور به اين امر نداره و نگاهشون هم بيشتر تاريخيه.
سوم، من به انتقاداتی که به خط فعلی فارسی می شه واقفم. احتياج به گفتن نيست که نبودن صداهای کوتاه و مشکلات ديگه، خواندن و نوشتن رو سخت می کنه.
حالا بگذاريد جواب چندتا از نکته های دامون رو بدم:
فارسیزبانان هيچگاه خطی از خودشان نداشتهاند. هميشه خط را از اقوام ديگر گرفتهاند و با اصلاحاتی با زبان تطابق دادهاند؛ خط ميخی را از خط سومری (به واسطه آکدیها و بابلیها)، خط پهلوی را از خط آرامی (در دوره اشکانيان)، و خط کنونی را از خط عربی (پس از غلبه اعراب مسلمان).
منظور از اين نکته چيه؟ اگر دقيق نگاه کنيم، هيچ زبانی، به غير از چينی و ژاپنی، امروز توی دنيا نيست که خطش رو از جای ديگری عاريه نگرفته باشه! خط زبانهای اروپايی غربی از لاتين مياد، خود لاتين از يونانی، و يونانی از فينيقی، همون خطی که آرامی هم ازش گرفته شده. خط امروز فارسی-عربی از سريانی گرفته شده که يکی از صورتهای نوشتاری آرامی بوده. ربط اين مطلب رو نگرفتم.
فارسی، علاوه بر اينها، به خطهای ديگری مانند عبری، مانوی، يونانی و اوستايی هم نوشته شده است.
«فارسی»؟ باز هم منو ببخشيد که ربط مطلب رو نگرفتم! منظور اينه که چون فارسی به خطهای مختلف نوشته شده، پس نبايد مشکلی داشت اگر به خط لاتين بنويسيمش؟ در ضمن، تا اونجايی که من می دونم، فارسی هيچوقت به خط يونانی نوشته نشده، مانوی هم پارسی ميانه بود، نه فارسی.
وقتی صحبت از تغيير خط میشود، همه ياد اصلاحات آتاتورک در ترکيه میافتند. اما تغيير خط ترکی فقط يکی از سی و يک تغيير خط عمدهایست که زبانشناسان در صد و پنجاه سال اخير ثبت کردهاند. چندتا از زبانهای ديگری که خطشان ـ جزيی يا کلی ـ تغيير کرده، اينهايند: سوئدی، کرهای، ژاپنی، ويتنامی، چينی تايوان، روسی، عبری، آلمانی، کروات، هلندی، دانمارکی و نروژی.
. روسی؟ آلمانی؟ هلندی؟ دانمارکی؟ نروژی؟ اين ها همه نمونه های «اصلاح» خط هستند، نه تغيير!
● خط عربی و مشتقاتش (فارسی، اردو، ترکی عثمانی، و خط زبانهای آفريقای شمالی)، به همراه خط عبری کلاسيک، از منظر زبانشناسی از خطهای اوليهای محسوب میشوند که نارسايیهايی در پوشش همه اصوات دارند.
منبع؟ عربی جزو خطهای اوليه است؟ به گفته چه کسی؟ خط فارسی-عربی در قرن هشتم ميلادی اختراع شده!
حالا برسيم به دلايل مخالفت من. بله، همونطور که گفتم، واقف هستم به کمبودهای خط فارسی. برای مثال، در زبانشناسی، ما برای آوانويسی هيچوقت از خط فارسی استفاده نمی کنيم، بلکه از الفبای مخصوص آوانويسی فارسی استفاده می کنيم. من با اين هيچ مشکلی ندارم. برای نوشتن انگليسی هم از خط معمولی انگليسی استفاده نمی شه، بلکه از الفبای آوانويسی استفاده می کنند. اين مطلب واضحه و کسی مخالفش نيست.
بحث، صحبت عوض کردن خط هرروزه ماست. تا اونجايی که من شنيدم، اکثرا" سخت بودن يادگيری اين خط رو دليل اصليشون ذکر می کنند. سوال اينه که اولا" آيا الفبای لاتين برای نوشتن فارسی، راحتتره؟ گذشته از اينکه امروزه تقريبا" همه به دلايل مختلف، با الفبای لاتين آشنا هستند، آيا اين دليلی می شه برای اينکه تصور کنيم الفبای دستکاری شده لاتين برای فارسی مناسبتر خواهد بود و آسانتر؟
دوم، الفبای لاتين برای استفاده فارسی زبانها، بايد تصحيح بشه و چيزی بشه مثل الفبای آوانويسی. لازمه اين کار، اضافه کردن سرکج، نقطه، ديکرتيک، و... به حروف لاتينه، کاری که مثلا" ترکها مجبور شده اند برای صداهای بسته خودشون يا صدای چ و ج و ش انجام بدهند. سوال اينست که آيا اين خط، به همان سردرگمی خط فعلی نخواهد بود؟
سوم، واقعا" کسی جواب اين حرف مرو بده: بعد از عوض کردن خط، چطوری می خواهيم با گسلی که در مورد ادبيات قديم باهاش روبرو می شيم، دست و پنجه نرم کنيم؟ سوالم کاملا" رو راسته. هروقت من اين سوال رو مطرح کردم، جواب چيزی در سطح مضحکه بوده، اما جدی سوال می کنم. من الان با دونفر ترک توی دانشگاه هستم که هردو در حال تحصيل تاريخ عثمانی هستند. هردو مجبور شده اند که دوباره خط فارسی-عربی رو ياد بگيرند . حتی زبان رو هم، چون اين خط جديد، برروی تغييرات زبان هم تاثير گذاشته. هردو شاکی از اينکه تا قبل از اينکه به دانشگاه بيايند، با هيچکدوم از نويسنده های قديمی عثمانی آشنا نبوده اند. به انواع زبانها هم صلوات به قبر آتاتورک می فرستند که خطشون رو عوض کرده و کاری کرده که انگار اصلا" فرزندان همون عثمانی ها نيستند!
ما الان می تونيم نوشته های 1200 سال پيش رو کمابيش به راحتی بخونيم و تقريبا" بخوبی بفهميم. اما نوشته های 1400 سال پيش رو نه! زبان پارسی ميانه 1400 سال پيش با زبان «فارسی» 1200 سال قبل تفاوت چندانی نداشته. اگر امروز من برای شما يک متن پارسی ميانه اخير رو به خط فارسی بنويسم، شما بيشترش رو می فهميد! اما چون خط رو نمی تونيد بخونيد، احتمالا" فکر می کنيد که زبان به کل متفاوت بوده.
در مورد سخت بودن يادگيری هم جواب ساده من اينه که ژاپنی ها خط بسيار بسيار مشکلتری از فارسی دارند و البته مشکلتر از لاتين. اما بدون عوض کردن خط، فعلا" از من و شما و برادران ترک هم جلوتر هستند. پس مسئله آموزشه، نه خط! بجای عوض کردن خط فارسی، در درجه اول در صدد اصلاحش باشيم (مثلا" سعی کنيم يک رسم الخط آسانتر درست کنيم، مثل کاری که کردی انجام داده) و از طرف ديگه، سعی کنيم آموزش اين خط رو آسونتر کنيم.
با پاک کردن صورت مسئله، مسئله رو حل نمی کنيم.
بيشتر از اين نمی نويسم، چون می دونم سوال و بحث خواهد بود و در همونجا، مسائل ديگر هم مطرح خواهد شد.
پانوشت: يک قطعه از کارنامه اردشير پابکان، يکی از متون پارسی ميانه از اواخر دوره ساسانی (حدود 1400 سال قبل، حدود 300 سال قبل از فردوسی)
پابک نی دانست کو ساسان از تخمگ ی دارای دارايان زاديستد
پابک شب-ای پد خواب ديد چيون که خورشيد از سر ای ساسان به تافت و همگ گيهان روشنيه کرد
چقدرش رو فهميديد؟
Posted by Khodadad at December 16, 2004 02:48 PM
Comments
Faqat mikhaastam ezaafe konam ke avaz kardane khat az arabi be latin mitune natanhaa komaki nakone, balke zarare bozorgi ham be maa bezane. Baraaye Iranian yaad gereftane khatte latin besiyaar aassaan ast, vali baraaye Eurocentrics, ya'ni az tarafe mokhaalef inkaar besiyaar sakht ast. Hameye kassani ke yek kelaase Philosophy daashteand jaryaane khargush o morghaabi ro midunan. Man yeki az tanhaa kessani budam tuye kelaassam ke dar yek aan ham khargush va ham morghabi ro dar aksi ke professor ruye takhte siyah keshide bud didam. Een be un monaasebat ast ke man taghriban dar yek zamaan yaad gereftam az hardosu, ya'ni az chap be raast va az raast be chap, bekhaanam. Een yek hadiyeye bozorgi baraaye maa ast, va daqiqan aan chizi hast ke maa raa Irani mikonad, manzuram een zarfiyate Iran o Irani baraaye jazb kardane hamechiz be khod va integrate kardane hamechiz zire hoviyyate Irani ast.
Posted by: Amir at December 19, 2004 11:54 AM
Khodadad, do you know where I could get the Persian keyboard layout? Thanks.
Posted by: Amir at December 19, 2004 12:30 PM
سلام! دست مريزاد! متن بايستهاي بود كه نوشتهای. گر چه حرف و حديث بسيار است، اما كاش دوستان و عزيزانی كه در اين جريان دستی ندارند، عجولانه به چنين پرداختهايي مشغول نشوند و از آن پس هم ديگرانی بحث را به سياست مرتبط نكنند كه در دستور كار حكومت بعدی (!) بايد گنجاند كه بله، بايد خط را تغيير داد و الخ!
Posted by: شين at December 19, 2004 10:05 PM
با احترام، به اين مقاله لينك داده شد.
Posted by: Majid at December 21, 2004 09:15 AM
درباره خود تنظیمی فعال نیرو ها چیزی شنیده ای؟ مثلاً قطرات روغن داخل آب در یک ترکیب مشخص به همدیگر می پیوندند. کرات آسمانی ، حکومت ها ، همه ی عناصر فیزیکی از این قانون تبعیت می کنند. عزیز دل این جبری است که خود تنظیمی فعال نیروهای اجتماعی، از گذشته تا بحال بر جامعه تحمیل می کند.. سلامت باشید...
Posted by: سبکبال at December 25, 2004 02:32 PM
خداداد گرامى:
همه ى نكته هايى را كه ذكر كردى در سايت unipers.com به اشان پاسخ هاى بسيار دقيقى داده شده است. حتما همه به اين سايت برويد و آگاه شويد. انديشه ى تغيير خط اينبار ديگر رفتنى نيست.
Posted by: Fardin at January 11, 2005 07:10 AM