search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
May 30, 2005
لغت سازی و لغت بازی
بعضی کلماتی رو که در عرض صد سال گذشته به جای کلمات فرانسوی يا عربی ساخته شده اند خيلی دوست دارم. به نظرم «خوراکی» و «ضبط صوت» و «فرودگاه» کلمات خيلی "دبشی" هستند.
بعضی ها رو هم اصلا" نمی تونم تحمل کنم: راستش منو ذره ذره هم کنيد حاضر نيستم به هليکوپتر بگم «چرخ بال» يا به کراوات، «درازآويز زينتی».
توجه می کنيد که کلماتی که بهشون راحت تر عادت می کنيم، در بيشتر مواقع ساخته مردم کوچه و خيابون هستند، نه از اختراعات فرهنگستان؟ اونهم فرهنگستانی که کلمه سازانش بقول صادق هدايت انگار فقط به يک نسخه کهنه «برهان قاطع» دسترسی دارند!
اولين باری که يک مکانيک ماشين، اسمهای «سگ دست» و «ياتاقان» رو روی قسمت های يک اتومبيل گذاشت، کاری کرد که کسی حتی اسم فرنگی اين کلمات رو هم نشنيد. همونطوری که همون اوايل ورود «اروپلان» و «ترن» به مملکت (با واسطه «طياره») ، ما «هواپيما» و «قطار» دار شديم.
پيدا کردن معادل، کاريست که سياستگذاران فرهنگی ما که اکثرا" دانش آموخته فرانسه بودند، تحت تاثير سياست های فرهنگی دولت فرانسه و «آکادمی فرانسه» انجام دادند. درست و غلطش بماند، فقط اينکه بعد از 70 سال فعاليت، ديگه خيلی دير شده که در درست يا غلط بودن موجوديت فرهنگستان زبان فارسی شک کنيم.
مساله واقعی در اينجا اينه که اين کلمات تازه ساز و معمول شدنشون، تا چه حدی در جامعه مورد استفاده قرار می گيرند؟ به نظر مياد که هرچقدر زمان ورود کلمه جديد نزديکتر به زمان ورود مفهوم مورد ارجاع باشه، احتمال مقبوليت کلمه جديد زيادتره. «سخت/نرم افزار» الان جزو گنجينه لغات روزمره فارسیه، اما «رايانه» به نظر آينده روشنی نداره. اينترنت و وب و داونلود و سرور و هوست و دومين هم به نظر ماندنی مياند، هرچند که هنوز شايد براشون بشه کاری کرد.
اما راستش رو بخوايد، به نظر من واجب ترين کار، پيدا کردن يک کلمه مناسب برای اين «سورپريز» واموندست! خسته شدم اينقدر همه همديگر رو برای تولدشون، سورپريز می کنند. کسی نظری نداره؟
Posted by Khodadad at May 30, 2005 01:08 PM
Comments
خداداد عزیز ممنونم از لینکی که به من دادی آن رو خوندم. کاش من وبلاگت رو زودتر پیدا میکردم . هر وقت که میایم این جا چند تا پستت رو میخونم و کلی چیز یاد میگیریم.در مورد اسم هم من یه نی نی دختر دارم البته هنوز ندارم میخواهم داشته باشم . این نی نی هم مون بدون اسم . دلم یه اسم خوب می خواد که تو زبانهای مختلف خوب تلفظ بشه و معنی بدی هم نداشته باشه. خیلی به انتخابش حساس هستم. اگر به من کمک کنی با توجه به این که دانشش رو داری ازت خیلی خیلی ممنونم میشم.ثواب دنیوی و اخروی داره.
Posted by: Tila at May 30, 2005 07:21 PM
خداداد عزيز سلام. من هم بخدا همون موقع كه مينوشتم گفتم تو حتما به اين موضوع گير خواهي داد :) حس ششم رو ببين ها تا كجاست. مساله بعدي اينه كه من تو نوشتنم ناخواسته خيلي كلماتي بكار مي برم كه از فرهنگ منفور و منحط عرب وارد زبون ما شده. اينو بگو من چيكار كنم كه پارسي رو درست و حسابي بنويسم لطفا مرا راهنمايي كنيد :)
Posted by: safa at May 30, 2005 07:44 PM
غافلگيـــــــــر!
Posted by: doost at May 30, 2005 08:28 PM
دراز آویز اصولا ایهام داره، وای به حال دراز آویز تزیینی که مخصوص Senior Citizen ها هم هست!! متوجهی که!؟
Posted by: Sina at May 31, 2005 12:00 AM
غافلگير رو يكي از دوستان بسيار خوبم كه زبانشناس بزرگي هم هست، پيشنهاد کرد. کلمه خوبيه و مطابق سورپریز. اما نمی دونم چقدر "دبشه" که جوانان وطن اين روزها حاضر باشند ازش استفاده کنند، و اینکه تا چقدر در همه جا کاربرد داره. من تا حدی باهاش موافقم. نظر جوانان وطن چيه؟
Posted by: khodadad at May 31, 2005 01:27 AM
در مورد «رایانه» من هیچوقت فکر نمیکردم که همهگیر شود ولی اکنون دوستی دارم که حتی در خواب هم به «کامپیوتر» میگوید «رایانه».
در مورد کلمهٔ host که حضرات به غلط «هاست» تلفظ میکنند فقط اعصابم خرد میشود. کلمهٔ «میزبان» به این خوشگلی را ول کردهاند.
به نظر من خیل کثیری از قشر مرفه علاقهٔ زایدالوصفی به استفاده از کلمات فرنگی حتی با تلفظ غلط دارند. فکر کنم یکی از قشنگترین مثالها همان خانمی بود که میگفت میخواهد برود «پاری». از آنجا که «سوپریز» کردن در تولدها هم مخصوص همین قشر است من بعید میدانم که آنان دست از سر این کلمهٔ وامانده بردارند.
Posted by: بهآفرید at May 31, 2005 02:27 AM
nabaayad arzeshe kaare farhangestaane avvale zabaane farsi ro daste kam gereft. kaare un farhangestaan baa'es shod ke nasre moghlagh o dast-o-paagire doreye ghaajaar ravaantar beshe va dar zemn yek raveshe kaaraamad baraaye saakhtane moaadelhaaye faarsi baraaye kalamaate jadid ravaaj peydaa kone.
dar zemn, havaapeymaa o forudgaah ro ke eshaare kardi az saakhtehaaye fahangestaanand.
dar morede gofteye hedaayat, baa vojude naghshe ou dar pishgaamiye daastaan-nevisiye iran va arzeshe neveshtehaash (be khosus bufe kur o se ghatre khun), dalili vojud nadaare ke hameye matalak paruni haash manteghi baashe.
Posted by: Mahmoud at May 31, 2005 03:08 AM
صددرصد دليلی نداره که همه متلک پرونی های صادق هدایت، منطقی باشه، اما اين يکی به نظر من خيلی منطقيه!
من اصلا" ارزش کار فرهنگستان اول رو زیر سوال نمی برم و کاملا" قبولش دارم. خیلی هم ارتش و سرتیپ و هواپیما و پرونده رو به عسکر و یاور و طیاره و دوسیه ترجیح می دم. منظورم این بود که لغت سازی های جدید رو باید یا زودتر راه انداخت، تا قبل از اینکه ملت به کلمات خارجی عادت کنند، یا نباید سعی کرد به ضرب دگنک مردم رو مجبور کرد که به ترمینال بگند پایانه.
به آفرید جان! بازهم مرسی و کاملا با حرفات موافقم. میزبان هم برای هوست عالی بود! دمت گرم! در مورد سورپریز اما دیدم خیلی ها ازش به عنوان غافلگیری دوستانه یاد می کنند که شاید با مفهوم غافلگیر که شاید بار منفی داشته باشه، کمی متفاوته.
Posted by: khodadad at May 31, 2005 11:07 AM
سلام دوست عزیز
می خواهم به دو مطلب اشاره کنم
نخست آن که اکنون به جای چرخ بال بیشتر بالگرد به کار برده می شود که به نظرم معادل بهتری نسبت به چرخ بال است
در نوشته های دوستان گاهی به زبان و فرهنگ عربی توهین می شود که چندان
پسندیده نیست
همگان می دانند که زبان فارسی تاثیر ژرفی از زبان عربی برداشته و به گمانم غنی تر شده است
با احترام به اندیشه و کار فارسی دوستانی چون استاد جلال الدین کزازی که از
که از کاربست حتا یک کلمه عربی امتناع می کنند می خواهم عرض کنم که بزرگترین شاعران ایرانی که اکنون شهره ی آفاق هستند با بهره جستن از زبان عربی چنین آثار نمایانی را از خود بر جای گذاشتند
Posted by: Hamid at May 31, 2005 11:25 AM
در جای خواندم که رایانه از واژه رای و پسوند آنه ساخته شده که به معنی پدیده ی صاحب رای است
گمان نمی کنم کامپیوتر صاحب رای باشد
شما چی فکر می کنید
Posted by: Hamid at May 31, 2005 11:31 AM
رايانه از يك كلمه فارسي ميانه مياد كه به معني "نظم دهنده" است.
من هيچوقت به كسي توهين نكردم. از جمله ادبيات عرب.
Posted by: khodadad at June 1, 2005 08:48 AM
جناب خداداد:
ما مثل این معتادها افتادهایم به خواندن آرشیو شما و تا کنون بسیار محظوظ شدهایم. اولا که نثر حضرتعالی (از مرحوم جمالزاده نقلست که مرحوم علامه قزوینی هنگام خداحافظی با یکی از رفقا در برلن پس از اینکه طرف دوستان را ترک میکند، ناگهان دوان دوان خود را به او رسانده و به او چیزی میگوید بعدها کاشف به عمل میآید که در آن گیرودار از رفیق جوان تقاضا کردهبود که «حضرتعالی» را سر هم ننویسد!) گاهگداری ما را به یاد مرحوم صادق خان میاندازد خصوصا این «یاهو» گفتنها!
دیم اینکه بالاخره ما نفهمیدیم شما در سال ۱۳۵۶ هش زادهشدید یا در سنه ۱۹۷۶ ب م. چون ۱۳۵۶ میشود بم۱۹۷۷.
Posted by: بهآفرید at June 3, 2005 01:01 PM
جناب به آفريد. ببم جان! كار و زندگي نداري مگه افتادي به خوندن چرتيات بنده؟ اما به هرحال دستت درد نكنه!
اما عرض شود كه خير. فكر كنم اندكي در تقويميات مشكلات پيدا كرديد! بنده متولد 1355 هستم كه مي شه 1976. هميشه به تاريخ شمسي بايد 621 سال اضافه كني كه بشه تاريخ ميلادي.
يا حق!
Posted by: khodadad at June 4, 2005 05:42 PM
به نظر من ميتوان از كلمه فارسي "مژده" و يا كلمه "غافلگير" استفاده كرد.
Posted by: حراف at June 6, 2005 01:03 PM
«سوپریز»!
..خیلیها به اشتباه به سورپرایز میگن «سوپریز» که اتفاقاً کاملاً فارسیه!
فقط خواستم شوخی -هرچند بیمزهای- کرده باشم.
به دل نگیرید!
Posted by: صابر at June 6, 2005 01:34 PM
هركس خواست به فارسي سره و كامل و بدون لغات غريبه با زبان با شما سخن گويد : "" اول به چهره او تامل كنيد "" ""اگر آثار حمق و ديوانگي مشهود است ! جاي ترحم است"" اگر نيست او را قانع كنيد كه در دنياي امروز فارسي سره سخن گفتن كمي سخت است .
(دهخدا (فكر كنم در مقدمه لغتنامه اومده باشه)
اين نوشته رو دهخدا زماني مي گه كه فردوسي حتماَ هم فردوسي رو مي شناخته هم افراد ديگر رو .
اميد وارم كه اين نظر كسي رو سوپریز نكرده باشه
Posted by: epsilon at June 6, 2005 02:49 PM
اصلا و ابدا كسي رو سورپريز يا غافلگير نكرده. اگر نوشته هاي قبلي و نظريات رو بخونيد متوجه مي شيد كه اين نظر نويسنده وبلاگ (اين بنده سراپا تقصير) و بسياري از خوانندگانش هم هست. هيچكسي فارسي سره حرف نزده و نخواهد زد. كار بيهوده ايست كه فقط آدم رو از خواندن نوشته هاي مردم سير مي كنه.
Posted by: khodadad at June 6, 2005 03:07 PM
همه گفتنی ها گفته شد جز اينکه چرخبال و دراز آويز تزيينی هيچ کدام ساخته فرهنگستان نيست بلکه اولی حاصل کوشش های مردمی است و دومی تنها يک جوک. الان هم بالگرد به جای هلی کوپتر بدک نيست. گرچه به نظرم کلمات جا افتاده خارجی را بايد پذيرفت و تازه وارد ها را فارسی کرد.
Posted by: امیرحسین at June 6, 2005 04:11 PM
Ba Salam;
Ein yek peiygham baray-e Tila ast.
Man Fekr mikonam esm-e dokhtar-e Sonia esme khoubi bashad
Ham irani ast va ham farangi
Dra zemn beh sorathay-e mokhtalaef ham spell mishavad, mesl-e Sonya, Sonja, Snoiya, etc.
Ghorban-e shoma
Posted by: Hamid at June 6, 2005 05:06 PM
ذوق زده
Posted by: dfgd at June 6, 2005 06:36 PM
---- شگفت زده -----
Posted by: samad at June 6, 2005 06:38 PM
I am still thinking about this, but for now, these are my preliminary suggestions, they might be of some use for other people to make better combinations: naagahshod; pishnaadideh,naagahaamad,
Posted by: Vajd at June 6, 2005 09:43 PM
سه شنگول!
مثال : وقتى مرمر را در مهمانى ديدم خيلى سه شنگول گرديدم!
باحال بود, نه؟
Posted by: Kaveh at June 6, 2005 09:58 PM
سورپریز را میتوان اتفاق غیر منتظره/ غافل گیری / تعجب / حیرت /شگفتی
بهت وغیره جایگزین کرد
امید است که باب دلتان باشد.
Posted by: Asghar Sepehri at June 6, 2005 11:15 PM
سورانه(:=رايانه
Posted by: man at June 7, 2005 12:38 AM
یه چند خطی راجغ به انتخابات نوشتم یه سری بزن بخون شاید شادانه شدی یعنی سورپرایز شدی :))
Posted by: در نیست راه نیست at June 7, 2005 02:01 AM
You can also check some relevant pages about online casino online casino http://www.djsdesigns.net/online-casino.html online casinos online casinos http://www.djsdesigns.net/online-casinos.html slot machines slot machines http://www.djsdesigns.net/slot-machines.html casino on net casino on net http://www.djsdesigns.net/casino-on-net.html casino games casino games http://www.djsdesigns.net/casino-games.html casino gambling casino gambling http://www.djsdesigns.net/casino-gambling.html internet casino internet casino http://www.djsdesigns.net/internet-casino.html online casino gambling online casino gambling http://www.djsdesigns.net/online-casino-gambling.html casino online casino online http://www.djsdesigns.net/casino-online.html roulette roulette http://www.djsdesigns.net/roulette.html ...
Posted by: online casino at June 7, 2005 02:21 AM
بر حسب اتفاق گذرم به اينجا افتاد . "شادانه" بر وزن رايانه و پايانه و قايانه و... لفظ خوبي براي سورپرايز است .
Posted by: maasalavat at June 7, 2005 06:09 AM
ميتوانيم از همان كلمه ي سورپرايز بشكلي كه آهنگ كلمه هم بهم نخورد استفاده كرد
سور+برات.
در اينجا ميتوانيم سور را به سور زدن(در بازي باورق)وياسور دادن(مهماني دادن)معني كرد.كه در هر دو صورت نابهنگام معني ميشوند.البته در تلفظ.
وميتوانيم برات را(براي تو)معني كنيم.پس سوربرات ميتواند جايگزين سورپريز و يا همان سورپرايز شود
چرخ بال راهم اگر دوست نداريدميتوانيد بجاي ان از كلمه ي كله گردان استفاده كنيد
Posted by: reza007 at June 7, 2005 12:56 PM
بنا به مورد یکی از اینها مفهوم را می رساند
شگفتی، شگفتی ساز، شگفت آور، شگفت زده
پس دیگه خسته نشو اگه همه برای تولدشون همدیگر رو شگفت زده می کنند!
Posted by: فرهاد at June 7, 2005 02:33 PM
"از تعجب شاخ در بیار"
Posted by: محمد at June 7, 2005 03:43 PM
شاخناك ..... حالا اين كه شوخي بود ولي شوكه يا شگفت زده فكر مي كنم فارسي تر از غافلگير باشند . چقدر خوبه كه يكي در اين وبلاگستان براي اين چيزها وقت مي ذاره . دستت دردنكنه
Posted by: آلوچه خانوم at June 7, 2005 04:08 PM
آفرین، خوشم می آید که بدنبال فرهنگ سازی هستی.
Posted by: یزدگرد at June 8, 2005 01:08 AM