search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« نخبه ها! | Main | جنگجوی سيزدهم »

June 12, 2005

تاریخ زبان فارسی

نمی دونم که این مطلب به درد کسی می خوره يا نه، اما اين چند وقته که مطالب مختلفی در مورد زبان نوشتم، چندين نفر بهم ايميل زدند و در مورد مسائل مختلف سوال کردند. اکثر سوال ها در مورد مسائل خاص بود که جواب هاشون هم خاص بودند، اما در بين همه اين سوال ها متوجه شدم که خيلی ها، در درجه اول فرق بين زبان و گويش رو نمی دونند، و در درجه دوم هم از تاريخچه زبان فارسی بی خبرند. اميدوارم اين مطلب کوتاه به درد چند نفری بخوره. البته، بهترين کار مراجعه به منابع شناخته شده است در اين مورد، مثل ترجمه کتاب "زبان های ايرانی" که اخيرا" به همت دکتر رضائی باغ بيدی صورت گرفته و چاپ شده. بزودی هم دکتر شروو مقاله طولانيش رو در اين مورد در ايرانيکا منتشر می کنه. من هم يک خلاصه کوتاه در اين مورد قبلا" نوشته بودم.

خيلی ها وقتی که در مورد "زبان های" ايرانی صحبت می کنند، اين اصطلاح "زبان های ايرانی" رو معادل "فارسی" می دونند. من حتی شنيدم که بعضی ها می گند: "کردی يکی از لهجه های فارسيه" (کذا) که البته و صد البته اشتباهه.

زبان های ايرانی، يک خانواده زبانیه که از تعداد زيادی زبان ها مختلف تشکيل شده. فارسی فقط يکی از اين زبان هاست، زبانی که از استان فارس برآمده (همونطوری که اسمش نشون می ده) و در طول تاريخ، به دلايل مختلفی که مهمترينشون اهميت ادبيات باشه، به عنوان زبان مشترک بسياری از مردم (از جمله در يک مرحله، زبان مشترک هند)، انتخاب شده.

اولين مطلبی که در مورد زبان های ايرانی بايد به ياد داشت اينه که زبان های ايرانی لزوما" فقط در محدوده سياسی ايران صحبت نمی شند. مثلا" زبان های پشتو، وخی، يغنابی، آسی، يا کمزاری، همه در خارج ايران استفاده می شند. به همين صورت، بعضی زبان هايی که در محدوده سياسی «ايران» مورد استفاده هستند، جزو زبان های ايرانی محسوب نمی شند (ترکی آذری، ترکمنی، عربی، ارمنی). پس اين اصطلاح «زبان های ايرانی» فقط يک اصطلاح علميه و ربطی به سياست نداره.

بعد اينکه همونطور که گفتم، فارسی فقط يکی از اين زبان هاست. کردی، بلوچی، تاتی، سنگسری، زازاکی، و زبان هايی از اين قبيل، خودشون «زبان» های مجزايی هستند و فقط «لهجه » ای از فارسی نيستند. خيلی ها فکر می کنند که زبان ها حتما" بايد خيلی از هم متفاوت باشند که زبان محسوب بشند، و اين البته امريه که حتی زبان شناس ها هم سرش توافق صد در صد ندارند. در خيلی مواقع، زبان ها به يکديگر خيلی شبيه هستند، اما ساختارشون، چه از نظر دستوری و چه از نظر ساختار کلمه و نظام آوايی، با هم ديگه تفاوت دارند. مثلا" ايتاليايی و اسپانيايی خيلی شبيه هم هستند (مثلا دوستان ايتاليايی من می تونند کمی با دوستان اسپانيايم صحبت کنند)، اما هردو زبان های مجزايی شمرده می شند. پس به دليل اينکه شما ممکنه چند کلمه از کردی رو بفهميد يا وقتی دو نفر تات با هم صحبت می کنند، متوجه کل منظورشون بشيد، معنيش اين نيست که زبان های کردی يا تاتی، فقط گويش هايی از فارسی هستند. معنی گويش اينه که اصل زبان، بخصوص ساختار دستوری زبان، يکی باشه، اما اصطلاحات يا بعضی مواقع نظام آوايی و تلفظشون مختلف باشه. مثلا" گويش افغانستان (به اصطلاح «دری»)، يک گويش از زبان فارسيه که با گويشی مثل گويش تهرانی، تفاوت هایي در تلفظ و اصطلاحات داره، اما دستور زبان و مورفولوژی هردو، يکی محسوب می شه.

مسئله ديگه، تاريخچه فارسيه. فارسی، همونطور که گفتم، از استان فارس و از گويش منتطقه مرکزی فارس (اطراف شيراز) مياد. اين گويش در دوره ساسانی به عنوان زبان رسمی دولت انتخاب شد و متون دوره ساسانی (متن های پهلوی و مانوی) به اين گويش نوشته شدند. در عين حال، گويش های ديگه هم در حال گسترش بودند، اما اثر نوشته ای از اون ها باقی نمونده.

در دوره بعد از اسلام و پايان حکومت ساسانی، حمايت دولتی از گويش رسمی (پارسی ميانه پهلوی) برداشته شد و گويش های ديگه شروع به رشد کردند. به نظر مياد که يکی از اين گويش های فارسی ميانه در منطقه شرق ايران محبوب بوده و بعضی از نشانه های زبان های ايرانی شرقی (مثل پارتی و سغدی) رو در خودش نگه داشته (مثل حرف «غ» که در گويش رسمی به «و» تبديل شده بوده).

اين گويش شرقی فارسی در دوران سامانيان که بر ماوراالنهر حکومت می کردند، به عنوان زبان دربار سامانی انتخاب شد. ماورالنهر (منطقه تاجيکستان و شرق ازبکستان امروز) در دوره قبل از اسلام زبان های خاص خودش رو داشته (سغدی و خورازمی) که بسيار هم مهم بودند و تا قرن ها بعد از اسلام هم هنوز صحبت می شدند (مثلا" زبان مادری ابوريحان بيرونی، خوارزمی بوده).

اما وقتی که سامانيان (که خودشون از اصليت سغدی بودند)، گويش شرقی زبان فارسی رو (به دلايل احتمالا" سياسی و بخاطر ارتباط زبان فارسی با دربار ساسانی) به عنوان زبان خودشون انتخاب می کنند، زبان های سغدی و خوارزمی کم کم اهميتشون رو از دست می دند (امروزه فقط يک گويش سغدی به نام يغنابی در کوه های تاجيکستان استفاده می شه).

اما دربار سامانيان خودش بزرگترين مدافع و محافظ زبان فارسی می شه. دانشمندانی مثل بوعلی سينا و ابوريحان بيرونی و شعرايی مثل دقيقی و رودکی، در اين دربار پرورش پيدا می کنند. به همين دليل، همراه با ازبين رفتن سغدی و خوارزمی، اين گويش شرقی زبان فارسی، کلمات سغدی و خوارزمی رو وام می گيره، کلماتی که هنوز هم در فارسی مورد استفاده هستند (نقره، آغاز، ملخ، وجب، مُل). اين گويش زبان فارسيه که با کمک فردوسی و شعرايی مثل اون (که اگر توجه کنيد، همه اهل شرق ايران هستند: فرخی سيستانی، اثيرالدين اخسيکتی، فردوسی توسی، رودکی سمرقندی...)، به زبان معمول ايران تبديل می شه و هنوز هم زبانيه که من و شما باهاش صحبت می کنيم (البته يک بحثی هم هست که زبان محاوره ای ما خودش يک گويش مرکزی ايرانيه که تحت تاثير اين زبان نوشتاری و ادبی، اما به صورت نيمه مستقل، رشد کرده وبخاطر همين هم با زبان نوشتاری فرق داره. به هرحال، اين امريه که بحث در موردش جای بيشتری لازم داره!).

به نظر من، همين که اصليت زبان فارسی ار منطقه جنوب ايرانه، اهميت سياسيش در غرب (تيسفون، پايتخت ساسانيان) و شمال شرق (بخارا، پايتخت سامانيان)، و در سراسر ايران شکل گرفته، نشانه استقلال اين زبون از مليت و قوميته و علامتی از اينکه اين زبان، يک زبان ارتباطی بوده و هست، و بايد هم بدون دخالت سياسی، همينطور به حال خودش رها بشه تا در آينده هم بتونه به عنوان زبان ارتباطی مستقلی بوسيله همه استفاده بشه.

Posted by Khodadad at June 12, 2005 01:33 PM

Comments

dar ghesmate tarikhcheh zabane farsi:
manzooretoon ro daghigh motevajeh nashodam. yani gooyeshi ke dar zamane sasanian be onvane gooyeshe rasmi entekhab shodeh gooyeshi az zabane pahlavi boodeh?
aya manzoor az pahlavi haman farsie pahlavi ast?
farsie miane, farsie mine pahlavi chist?
manavi chetor?

mamnoon misham age mohabat konid va pasokhe in soalharo Email konid yake haminja post konid.

Posted by: Shayan at June 15, 2005 07:52 PM

با تشکر. اسم صحیح زبان فارسی، به صورتی که در دوران ساسانی صحبت می شد، «فارسی ميانه» است. «پهلوی» اصطلاحيست که تنها به خط مورد استفاده برای نوشتن اين زبان اشاره می کنه، هرچند که به اشتباه، خيلی ها خود زبان رو هم «پهلوی» می نامند. «مانوی» هم اسم خط ديگريست که برای نوشتن همين زبان، يعنی فارسی ميانه، بکار می رفته. در کل، فارسی ميانه به خط های پهلوی (کتيبه ای و کتابی)، مانوی، زبور، و فارسی-عربی نوشته شده.

منظور من اين بود که گويشی از فارسی ميانه که در دوره ساسانی، به عنوان گويش رسمی دربار انتخاب شده بود، يک گويش غربی بود. اما گويشی از فارسی ميانه که سلف زبان فارسی امروزه ماست، يک گويش شرقی اين زبان بوده. بطور خلاصه يعنی اين زبان فارسی امروز من و شما، مستقيما" از زبانی که متون فارسی ميانه پهلوی به اونها نوشته شده سرچشمه نگرفته! همين.

Posted by: khodadad at June 16, 2005 04:05 AM