search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« سرخوردگی | Main | در روزگاران دور... »

June 21, 2005

نويسنده معروف

يک نويسنده معروفی بود توی يک کشور خارجی به اسم آقای ن. آقای ن نويسنده کتاب های انتقادی و طنز بود.

توی مملکت ما، يک آقای ر شروع کرد به «ترجمه» کارهای آقای ن و کمی تا قسمتی هم، آنچنان که افتد و دانی، داستان های آقای ن رو دستکاری می کرد که با ذائقه مردم مملکت ما بخونه.

يک آقای خيرخواه و دانشمندی به اسم آقای ب که زبان اصلی بلد بود (!)، فهميد که آقای ر زياد اهل وفاداری به متن نيست و خلاصه مزه پرونی های خودش رو هم توی «ترجمه» ها گنجونده.

آقای ب رفت و با آقای ن مذاکرات کرد و اجازه گرفت که تنها مترجم آثارش در ايران باشه و آثارش رو هم بدون دستکاری چاپ کنه.

ما که به «ترجمه» های آقای ر عادت داشتيم، ترجمه های آقای ب رو هم خريديم و کلی هم خودمون رو سرزنش کرديم که چرا کارهای آقای ر رو خريديم و در اين کار غير زيبای دستکاری در آثار هنری همکاری غير مستقيم کرديم.

بعد ما که خواننده پروپا قرص کتاب های آقای ن بوديم، دمر افتاديم روی ترجمه های آقای ب و شروع کرديم به خوندن که بفهميم بالاخره اصل داستان چی بوده؟

بين خودم و شما، ترجمه های آقای ب اصلا" به بامزگی «ترجمه» های آقای ر نيست. ما به شک افتاديم که اين آقای ن اصلا" نويسنده طنز نويس بوده يا نه؟

Posted by Khodadad at June 21, 2005 06:52 PM

Comments

Aziz, ki ro migi?

Posted by: amir at June 22, 2005 08:17 PM

امير! تو هم خوشي يا بابا! مي خواستم بگم كه اختصارات بكار نمي بردم!:)

Posted by: khodadad at June 23, 2005 02:16 AM

كشورش دقيقا چقدر خارجي بود؟!!! يه كم خارجي يا خيلي خارجي؟!

Posted by: Negar at June 23, 2005 04:18 AM

من گمان می کنم مهمترین نکته در ترجمه ی آثار ادبی باز آفرینی هنری است که در پرتو آن یک اثر همچون شاهکاری چهره نموده است و
بی تردید تحقق بخشیدن به چنین مهمی آسان نیست

Posted by: حمید at June 23, 2005 06:02 PM

كشورش يك كم خارجي بود! يعني از مرزهاي ايران بيرون بود!

حميد خان متشكر از نظرتون اما لحنش يك كمي بالاتر از ديپلم بود ما نفهميديم!

Posted by: khodadad at June 24, 2005 02:57 AM

Ya'ni man eshtebah goftam?

Posted by: Amir at June 24, 2005 12:13 PM

يه زماني شايعه شده بود كه اصلا آقاي ن اينقدر كتاب ننوشته و بعضي ها (!) هر چي مي نويسند رو به اسم آقاي ن چاپ مي كنند. والله اعلم!

Posted by: Negar at June 24, 2005 02:15 PM

نگار! خودشه! گرفتي به طور شديد. من هم شنيده بودم كه آثار هنرمندان وطني به اسم آقاي ن در مي ره. به هر حال "هنر نزد ايرانيان است و بس!"

Posted by: khodadad at June 24, 2005 11:13 PM

امير! تو هم درست گفتي. پس نوشتن من اينقدر هم رمزي نبوده.

Posted by: khodadad at June 24, 2005 11:14 PM

خداداد عزیز
شما که استاد ما هستید و ارباب معرفت و در این مورد دست کم امر برای من مشتبه نیست.
بی گمان اگر نوشته ی من گویا نیست کاستی و ایراد در طرز بیان من است
با مهر
حمید

Posted by: Hamid at June 25, 2005 10:45 AM