search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« مصاحبه خانم دانشور | Main | لطائف الطوايف »

October 13, 2005

يک جعل ديگه؟

توی دنيای ايرانشناسی، اين ديگه کم کم داره معمول می شه که هرچندوقت يکبار، يک "اثر تاريخی" جديد و خيلی خيره کننده پیدا بشه و مردم يک مدتی در موردش حرف بزنند و بعد معلوم بشه که تقلبی بوده. در اين مدت هم آدم هايی که کارشون ايرانشناسی و باستانشناسيه، هی تکرار می کنند که اين "کشف" جديد خيلی کاملتر از اينيه که بشه باور کرد و اکثرا" هم کسی باور نمی کنه.

بهترين نمونه اين قضيه، موميايی «شاهزاده خانم هخامنشی» بود که حدود چهارسال پيش توی پاکستان پيدا شد و داشت منجر به يک دعوا هم بين ايران و پاکستان می شد. يادمه چقدر همه می گفتند که آخه چطوره که يک همچين اثر بی نظيری تا به حال توی هيچ حفاری رسمی پيدا نشده، اما يکدفعه سر از پاکستان در آورده؟ به غير از اينکه تا به حال يک نمونه ديگری از يک موميايی هخامنشی پيدا نشده! اگر هخامنشی ها موميايی می شدند، چطور داريوش و خشايارشا و بقيه خودشون رو موميايی نکردند؟ به هرحال، بعد از اينکه همه سروصداها خوابيد، با خوندن خط ميخی روی تابوت، جعلی بودن قضيه معلوم شد و بعد هم با عکسبرداری از جسد مشخص شد که شاهزاده خانم کذايی يک دختر بلوچ بوده!

حالا هم قضيه اين کشف خيره کننده جديده ! يک کتاب کامل و درست و حسابی از برگه های طلا، با نوشته هايی به خط ميخی! گذشته از اينکه تا به حال يک چيزی شبيه اين پيدا نشده، اينکه تا به حال يک نمونه از اينکه خط ميخی روی چيزی غير از سنگ يا گل نوشته شده پيدا نشده، و اينکه اصولا" نوشتن روی ورقه طلا بی سابقه است، مسخره ترين قسمت اين «کشف» عظيم، کتاب بودنشه! يک کتاب درست و حسابی و صحافی شده!

جاعل ناشی حتی سعی نکرده حتی کمی به تاريخچه کتاب و صحافی نگاه کنه و ببينه که کتاب به صورتی که امروزه در دسته، تا قبل از قرن سوم ميلادی اصلا" وجود نداشته! کتاب های دوران باستان به صورت طومار بودند، نه صحافی شده، بخصوص با مفتول فلزی!!! به هر حال، به زودی احتمالا" يکی از استادهای زبان های ايرانی متن اين کتاب رو می خونه و نشون می ده که جعليه، عين همون اتفاقی که در مورد شاهزاده خانم افتاد.

امروز با يکی از دوستانم داشتم در همين مورد صحبت می کردم و می گفتيم که اين جاعل ها کاشکی حداقل از دونفر که اين کاره هستند و با زبان ها آشنا هستند و تاريخچه هنر رو هم بلدند مشورت می کردند که جعل هاشون اينقدر واضح نباشه. يک دفعه به اين فکر افتاديم که فکر بدی هم نيست که اگر بعد از گرفتن دکترا، نتونستيم توی دانشگاه کار پيدا کنيم، بريم و مشاور جعل بشيم!

به همين خاطر، در اينجا بنده خدماتم رو در زمينه مشورت برای تاريخ ايران و زبان های باستانی ايران، بخصوص تمام اقلام جعلی مربوط به تاريخ اشکانی و ساسانی، به تمام جاعلين محترم آينده اعلام می کنم.

Posted by Khodadad at October 13, 2005 08:50 AM

Comments

نوشته هاتون رو دوست دارم و زياد بهتون سر ميزنم.خوشحال مي شم به من سر بزنيد

Posted by: azadeh at October 13, 2005 11:37 AM

از خواندن مقاله‌تان در سايت "ايرانيان" بسيار لذت بردم. بدون جنجال و هياهو، بدون حواشي زائد، و با لحني منصفانه و از روي آگاهي و شناخت نوشته شده بود که البته جز اين هم انتظار نمي‌رفت از يک دانشجوي دکتراي تاريخ :) خواستم اينجا تشکر کرده باشم. با آرزوي موفقيت

Posted by: آشپزباشي at October 13, 2005 01:52 PM

مگر طبق فتوی جدید قرار نشد که استناد به کتیبه های رنک و رو رفتهء موزه بریتانیا نکنیم و به روش مرضیه, هردمبیل، باستانشناسی و خصوصآ ریشه یابی زبان را آنطوری که دل تنگمون میخواد ببریم و وصله پینه کرده و بدوزیم. اصلآ اون زمون کتاب زرین که هیچ، لَپ تاپ هم داشتند. ریشه لَپ از لُب (ساسانی اوستائی که میگن یه جورائی شبیه ودیک هم بوده) پارسی به معنی جان کلام است. هر کی هم قبول نداره بدون استناد به اسناد موجود بیاد ثابت کنه.

Posted by: شهریار at October 13, 2005 01:55 PM

اون گفتگوت با میر فندرسکی منو یاد اون کلاس کتیبه خونی انداخت که تو هایدلبرگ بود انداخت چون یه روز هم یادمه تو اومدی سر کلاس ما: اگه درست یادم باشه اون "تیر" "تیگرس" با اون تیری که شاپور دوم انداخته بود ربط داره، نه؟

Posted by: Amir at October 13, 2005 11:52 PM