search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
October 19, 2005
منابع تاريخی
قبلا" چندبار در مورد کلاس هايی که گرفته ام صحبت کردم و گفته ام که اين ترم يک کلاس دارم در مورد قوانين و حقوق در امپراتوری روم شرقی (بيزانس). سال پيش هم يک کلاس داشتم در مورد تاريخ امپراتوری کارولينژيان (حکومت شارلمان).
در همه اين کلاس هايی که مربوط به تاريخ قرون وسطی و اواخر عهد عتيق هستند، مسئله اصلی برای دست پيدا کردن به يک روايت تاريخی و يا حل کردن يک مشکل، يافتن منابع و نوشته هاست. مسئله اينه که ما در بين اين همه تاريخنگاری ها و منابع مختلف، چطوری می تونيم منبعی پيدا کنيم که از طريقش به عملکرد هرروزه مردم و طرز زندگی اونها پی ببريم؟ اينکه مردم در مورد حکومتشون، زمان خودشون، و جامعشون چه فکری می کردند. اينکه نگاه حکومت به مردم و برداشت مردم از حکومت چطور بوده، و اينکه بنای حکومت و گردش کار برچه بوده.
خوب طبيعتا" اولين منابعی که استفاده می شن، وقايع نگاری ها و نوشته هايی هستند که بطور واضحی هدف تاريخ نگاری داشته اند. اما اين نوشته ها اکثرا" يکجانبه یا منظوردار هستند و در بسياری از مواقع برداشتشون از مسائل جانبدارانه است. در نتيجه، منابعی که هدف اصليشون تاريخ نگاری نبوده در اين موارد مورد استفاده زيادی قرار می گيرند.
از جمله اين منابع، مدح ها، سخنرانی ها، و زندگينامه ها، بخصوص زندگينامه قديسين، هستند. متن هايی که بوسيله مديحه سرايان يا سخنرانان حرفه ای نوشته شده اند، بدون اينکه نويسنده قصد ثبت تاريخ رو داشته باشه، در واقع حاوی مطالب مهمی در اين مورد هستند. همينطور زندگينامه اشخاص، بخصوص زندگينامه قديس های مسيحی، وقايع تاريخی زيادی رو وصف می کنند که چون هدف نويسنده در اين موارد جانب داری از حکومت خاصی نبوده، در بسياری از مواقع نمای صحيح تر، يا حداقل مختلفی، از وقايع رو بدست می دهند.
اين منابع در تاريخ شرق، بخصوص تاريخ ايران، هم قابل دسترس هستند. زندگينامه ها و زيارت نامه های امامان و امامزاده ها با زندگينامه قديسين مسيحی قابل مقايسه هستند. حجم مدح های فارسی، بخصوص به صورت شعر، هم که از کسی پوشيده نيست. سخنرانی های مختلفی هم در کتاب ها وجود دارند (از نهج البلاغه گرفته تا کشکول شيخ بهايی) که می تونند مورد استفاده قرار بگيرند. اما تا اونجايی که من خبر دارم، تاريخ نگاری ايران، بخصوص تاريخ نگاری اوايل دوره اسلامی، توجه بيشتری به وقايع نگاری های رسمی مانند تاريخ طبری و يعقوبی و بقيه داشته و کمتر از منابع مختلف استفاده کرده.
اميدوارم کم کم استفاده از منابع غير وقايع نگارانه در تاريخ نگاری ايران معمول بشه و از اين طريق راهی برای روشن کردن نقطه های کور تاريخ ايران پيدا کنيم.
Posted by Khodadad at October 19, 2005 12:41 PM
Comments
سلام خوشحالم از آشنایی با وبلاگ شما.مطالب ارزشمندی تهیه کردی.مطالب وبلاگت را با علاقه دنبال خواهم کرد.
Posted by: شاهرخ at October 19, 2005 07:40 PM
نكته خوبيه. براي اين كار ولي، احتياج به تئوري هاي "خوندن" هست. يعني نه تنها زبان شناسي، بل ادبيات شناسي. ولي كارهاي اينجوري ادبي احتياج به آزادي بيان و انديشه داره، برا همني حالا حالا ها مونده تا اونجا. فعلا كه ما جرعت نداريم غير از امپرياليست جهانخوار با كسي واقعي تر درگير بشيم. اول پس احتياج به جرعت كردن به خارج شدن از بي-زبوني خودمون داريم تا بعد به متون اول دوره اسلامي، و دي-كود كردن اونها برسيم.
Posted by: Amir at October 20, 2005 01:15 AM