search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
November 11, 2005
دستور زبان
فکر کنم از خوندن اين وبلاگ دستگير همه شده باشه که من از زبان خوشم مياد و دوست دارم همه زبون ها رو ياد بگيرم. زبون های زنده و مرده فرق نمی کنه، فقط اينکه يک زبون جديد و ترجيحا ناشناخته باشه!
اما من يک راز هم اين وسط دارم و اون اينه که هيچوقت دستور زبان رو ياد نگرفته بودم! توی ايران که الحمدلله کسی به آدم درست و حسابی دستور زبان ياد نمی ده. انگليسی رو هم که من از موقعی يادگرفتم که بچه تر از اونی بودم که دستور زبان برام مهم باشه. بقيه زبان ها رو هم همينطوری کشکی کشکی خوندم و بازهم به دستور زبان نمی رسيدم.
اما از موقعی که شروع کردم به يادگرفتن زبان ها مرده، متوجه شدم که اين موضوع ندونستن دستور زبان می تونه خيلی مشکل زا باشه. اما بازهم سخت بود که يادبگيرم. حقيقتش اين بود که در مرحله ای از تحصيلاتم بودم که همه انتظار داشتند دستور زبان رو بدونم، اما من به زور فرق بين صفت و قيد رو می دونستم. سرکلاس های زبان، بخصوص زبان هايی مثل اوستايی و سنسکريت، تمام اصطلاحات زبانشناسی سردرگمم می کردند. چندبار سعی کردم با خوندن کتاب های مختلف اين ضعف رو جبران کنم، اما نمی شد!
خلاصه قضايا به طول کشيد تا پارسال که شروع کردم به خوندن پارسی ميانه به صورت جدی. قبلا" به عناوين مختلف پارسی ميانه خونده بودم (تهران، لندن، برکلی...)، اما اکثرا" فقط يک متن رو با استاد خونده بودم و ترجمه کرده بودم، بدون اينکه لزوما" ربط منطقی کلمات رو به همديگه بفهمم. اما از پارسال تا حالا شروع کرده ام به خوندن پارسی ميانه به صورت اصولی. استادم دکتر رحيم شايگانه که زبان شناس خيلی عاليه هستش و خودش شاگرد اکتور شروو معروف که استاد هاروارده. دکتر شايگان فکر کنم از نگاه اول متوجه شد که من دستور زبان بلد نيستم، به همين دليل از همون اول شروع کرد به بقول معروف "گير دادن" به من در اين مورد. هردفعه به يک فعل می رسيديم، ازم می پرسيد که چجور فعليه و من بايد می گفتم مثلا" «سوم شخص مفرد مضارع التزامی» و اين چيزها! روزهای اول، کلی زور می زدم که اين چيزها رو يادم بمونه (هنوز هم عين بلبل نمی تونم بگم ها!)، اما از اون موقع تا به حال کلی پيشرفت کردم و ديگه عملا" می تونم نقش دستوری کلمات رو بفهمم.
برای خودم خيلی جالبه که چطوری اين اتفاق افتاد که من حالا می تونم دستور زبان رو بفهمم! واقعا" دست دکتر شايگان درد نکنه! اما اين داستان رو تعريف کردم برای کسانی که يک موقعی ممکنه خيال داشته باشند زبان بخونند. مردم ما در مورد زبان خيلی بی توجه هستند و کمتر کسی توی مدرسه در مورد زبان ياد می گيره و نشونه اش هم اينکه گويندگان راديو و تلويزيون ما اشتباهات فاحش دستوری مرتکب می شند. اگر خيال داريد که يک موقع رشته ای شبيه رشته من رو بخونيد يا زبان های خارجی رو، اول مطمئن باشيد که دستور زبان و اصطلاحاتش رو بلديد.
حالا کاری که مونده اينه که اين اصطلاحاتی رو که به انگليسی ياد گرفتم، فارسيشون رو هم ياد بگيرم! به فارسی چطور بايد گفت
third person plural aorist subjanctive passive?
Posted by Khodadad at November 11, 2005 11:22 AM
Comments
سلام.تو كتاب هاي دكتر دبير مقدم مثل زبانشناسي نظري ميتونيد برابر فارسي بعضي اصطلاحات دستوري رو پيدا كنيد يك كتاب ديگه هم هست فرهنگ اصطلاحات زبانشناسي همادخت همايون انتشارات پژوهشگاه علوم انساني
Posted by: setare at November 12, 2005 09:23 AM