search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« نويسش؟ | Main | ابتذال زبان؟ »

December 13, 2005

امتحانات

اين روزها که روزهای آخر ترم توی دانشگاه، سر من خيلی گرم امتحان گرفتنه و ورقه تصحيح کردن و از اين حرفها. خوندن ورقه ها خودشون جالب هستند و بعضی وقت ها چيزهايی که بچه ها می نويسند و اشتباهاتی که می کنند، آدم رو راهنمايی می کنه که چطور بعدا" درس بده که اين اشتباهات رخ ندند.

به هرحال، حتی اگر هم اشتباهات زياد باشند، حداقل من از اينکه درس دادنم به يک سرانجامی رسيده و کسی چهارتا کلمه در مورد تاريخ ياد گرفته خوشحال می شم و اشتباهات رو هم به پای اين می گذارم که به هرحال کلاس من (تاريخ عمومی تمدن غرب) يک کلاس عموميه و دانشجوهاش رشته شون تاريخ نيست و همينقدر هم که تلاش کردند، باز دمشون گرم!

اما بعضی وقت ها مسائلی پيش مياد که آدم رو به شدت عصبانی می کنه، بخصوص وقتی که دانشجويی متوقع می شه و انتظار داره که هرکاری هم که می کنه، نمره مقبول رو بگيره و بره.

دوتا نمونه خيلی منفی داشتم اين ترم، هردوشون هم دوتا دختر ايرانی بودند! فکر کنم هردو فکر کرده بودند که چون من ايرانی هستم، می تونند هرکاری که می خواند بکنند و بعد هم من روی لوطی گری ايرانی، بهشون نمره کامل بدم و همين.

يکيشون که ديگه شورش رو درآورد و بخاطر همينه که يک کمی جوشی شدم و می خوام اينجا بنويسم که سبک بشم! ايشون سه تا کلاس اول رو اصلا" نيومد سرکلاس. سرکلاس چهارم اومد و از من خواهش کرد که بهش اجازه بدم ثبت نام کنه (با دادن شماره مخصوص اجازه ثبت نام). من هم اين کار رو کردم و بهش هم گفتم که اگر سوالی در مورد سه تا کلاس اول داره، می تونه ايميل کنه و من سعی می کنم کمکش کنم. دو جلسه بعد، يک امتحان سريع گرفتم که سوالاتش اکثرا" از مطالب همون دوتا کلاس آخری گرفته شده بود که ايشون هم سرش بودند. اما اين خانم بدون اينکه سعی کنه، نوشت که من چون سه تا کلاس اول رو نبودم، جوابها رو نمی دونم (يعنی حتی کتاب رو هم نخوندم!) و ورقه رو سفيد داد. بعد سر کلاس بعدی نيومد و از اون موقع تقريبا" از هر سه تا کلاس،يکيش رو غايب بود و حتی وقتی به روش هم آوردم زياد بهش برنخورد!

سر امتحان نيم ترم، اصلا" تشريف نياورد و گفت که مشکل خانوادگی داشته! (ياد يکی از دوستانم افتادم که اول هرترم به دانشجوهاش می گه: مواظب باشيد که کلاس من برای سلامت مادربزرگتوم مضره!!). بعد از اين، بازهم کلاس ها رو يکی در ميان ميامد!

سر امتحان آخر ترم،اولش که ده دقيقه دير سرجلسه اومد، بعد هم با اينکه بارها گفته بودم هرکسی بايد يک دفترچه مخصوص امتحان (بقول اينجايی ها "بلو بوک")، خانم فراموش کرده بودند و مجبور شدم بهش چند ورق کاغذ بدم که روش بنويسه. بعد از همه اينها، وقتی که امتحان رو تموم کرده، و با توجه به اينکه امتحان نيم ترم رو هم نداده و همه "کوئيز" ها رو هم خراب کرده، ورقه رو به من داده و بربر منو نگاه می کنه و می گه :«ببخشيد، اما فکر کنم خيلی اين امتحان رو خوب ندادم، اما شما فکر می کنيم می تونم اين کلاس رو پاس کنم؟». جل الخالق! بنده معجز قراره بکنم؟

چرا اين پنجمين خانم ايرانيه که من باهاش يک همچين برخوردی داشتم؟ انگار خودشون رو قانع کرده اند که تاريخ کسل کننده است و هيچوقت يادش نمی گيرند و اصلا" قرار نيست هم که سعی کنند! حيف، و واقعا" دست سيستم آموزش تاريخ در مملکت اسلامی درد نکنه که اين بلا رو سرملت آورده.

Posted by Khodadad at December 13, 2005 08:34 AM

Comments

فكر كنم پيش خودش حساب كرده از تو بيشتر مي دونه چرا اصلا بياد سر كلاس!
شايد هم فكر كرده آخر ترم مي تونه از سلاح زنانه استفاده كنه :))

Posted by: javaneh at December 13, 2005 09:28 AM

شاید هم به خاطر اینکه شما هم ایرانی هستی و اینکه فکر میکنند میتونی سخت نگیری بهشون این اتفاقات میفته.

Posted by: نسترن at December 13, 2005 08:24 PM

خوب ÷س به طرز فجیعی از هستی ساقطش کن

Posted by: ماهی دودی at December 14, 2005 02:06 AM

I have a very similar problem at the moment. The person is not Iranian, but nevertheless completely out to lunch... The problem is that once I fail this person, she might want to take it up with the teaching coordinator, and although I have all the reasons in the world, nevertheless it is such a bad scene to have to go to a sort of a trial... grading is the worst part of teaching. Sorry this is in English, my computer has crashed and I am using someone elses... In any case, take it easy.

Posted by: Amir at December 14, 2005 04:07 AM

سلام . من سپیده هستم از تهران - دانشجوی مدیریت صنعتی . امروز 84/09/23
راستش دنبال ی مطلب درباره ارزیابی طرحهای صنعتی میگشتم که سر از بلاگتون در آوردم. پست امتحان و هواپیما و تولد خوندم اما هیچی درباره شما نفهمیدم جز اینکه تاریخ تدریس میکنین تو لندن . با نظرتون راجع به تاریخ مملکتمون و آنچه در مدرسه هامون میبینیم موافقم اما واقعا تقصیر کتاب های بی سر و تهمونه . منم از تاریخ خوشم نمیومد اما الان کتابای ذبیح ال.. منصوری رو میجوم و کلی لذت میبرم و افتخار میکنم که ایرانیم اما دوباره وقتی بیرون میرم یا فکر میکنم حالم از این همه عقب موندگی به هم میخوره و کلی ناراحت میشم که چرا حتی ی ایران شناس ایرانی نداریم . ماجرای هواپیما هم دیروز یعنی سه شنبه به اصطلاح ما شب هفتش بود ولی اون فاجعه ی بزرگ به راحتی فراموش شد و تا 10 روز دیگه قراره علت حادثه بیان بشه. نمیدونم چند سال تو ایران بودین اما اینجا رسم انگار که هرچی مخ و نابغه و آدم مهم داریم با اتوبوس و کامیون یا خیلی کلاس بذارن با هواپیمای نظامی اینور اونور کنن و بعد هم بگن همه جای دنیا از این اتفاقا میافته و هر خبری شایعه است . نمیدونم عکسا رو دیدین یا درموردشون شنیدین که چه بر آنها گذشته ولی خیلی خیلی وحشتناک بود ی فاجعه ی عمیق . ببینید این ارزیابی شتابزده شما چطوری گولم زد--> فکر کردم ی مطلب توپ پیدا کردم و همینو تحویل استاد بدم کلی حال میکنه :)

Posted by: sepideh at December 14, 2005 11:18 AM

I have seen the same problem over & over with some of the Iranian-Amercians. Based on my limited observation, it is interesting that the students who came from Iran for post-graduate studies usually don\\\'t have such problems.

Posted by: Just An Input at December 14, 2005 06:15 PM

I have seen the same problem over & over with some of the Iranian-Amercians. Based on my limited observation, it is interesting that the students who came from Iran for post-graduate studies usually don\'t have such problems.

Posted by: Just An Input at December 14, 2005 06:15 PM

خداداد جان
من هم زمان هايي كه توي انيستيتو درس مي دادم شاگردان اين طوري داشتم و عجيبه كه تو انقدر سرش داري حرص مي خوري. حالا كه اومدم اروپا متوجه شدم كه رفتاري رو كه من با شاگردانم در كلاس درس داشته ام بسيار به جا و درست بوده و فكر مي كنم براي تو هم كارساز باشه.

براي دانشجوياني كه فكر مي كنند ميشه توسط تير غيب نمره آورد رحم نكن و بندازشون. اين طوري نه حق بقيه كساني رو كه زحمت كشيدن پايمال كردي و هم شايد طرف متوجه بشه كه بايد براي يه درس خوب وقت بگذاره.

اينجا كسي با استاد چونه مونه نمي زنه. درس خوندي نمره مي گيري. اگه حق باهات بود استاد باهات كاملا كنار مياد ولي اگر درس نخونده باشي هيچ گونه عذري رو نمي پذيرن. من اين رو ميگم قانون مندي.

Posted by: پژمان at December 14, 2005 09:40 PM

I can believe that an Iranian might expect to be treated differently by an Iranian professor. It's in our culture: "lootigari" as you said it yourself.

I can also easily believe that a female student (especially if she has the looks) expect to be given a better grade than she actually deserves. it's no secret that it happens all the time

Now put 2 and 2 together and what you have is an explanation for your story.

Posted by: AmirT at December 16, 2005 07:19 AM

سلام.خوب من يهو سر از اينجا در آوردم فقط كاش زودتر اومده بودم.بي تعارف.بنابر اين به تلافيش براي اون مطالبتون كه كامنت دارم ميخوام بنويسم.

Posted by: naghmeh at January 5, 2006 01:18 AM

Very good site! y2sB7J5rbeep cat doll lyric pussy, beep by cat doll lyric pussy beep by cat doll pussy features. beep cat doll pussy video and find details of beep cat http://home.aol.com/Freemanjaime/beep-cat-doll-pussy.html

Posted by: Hillary at August 13, 2006 10:28 AM

Very good site! y2sB7J5r Home pic teen topanga gallery teen topanga teen topanga video pussy teen topanga nude teen topanga http://home.aol.com/Freemanjaime/teen-topanga.html

Posted by: Bill at August 13, 2006 01:30 PM

Very good site! y2sB7J5 This website has information on laser hair removal machine. More information on ny laser hair removal specialist, laser hair removal treatment without laser hair http://home.aol.com/Freemanjaime/laser-hair-removal/laser-hair-removal-ny.html

Posted by: Bill at August 14, 2006 03:30 AM

Very good site! y2sB7J5 This website has information on laser hair removal machine. More information on ny laser hair removal specialist, laser hair removal treatment without laser hair http://home.aol.com/Freemanjaime/laser-hair-removal/

Posted by: Hillary at August 14, 2006 11:48 AM

Kiss me w http://flounders.net/ rurewqb

Posted by: satan4wqb at August 17, 2006 09:33 PM