search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« احساس بی سوادی | Main | مافيا »

January 14, 2006

پزدادن

اين چندوقته در وبلاگستان (خدا پدر کسی که اين کلمه رو اختراع کرد بيامرزه!)، بحث های داغی در مورد زبان و فمينيسم و جنسگونه (!!) کردن کلمات و شورش برعليه رياکاری و گيردادن به طنزنويسها و کلمات مردانه و زنانه (خوشبحال بعضی دوستان) و قهوه ای کردن (اين کلمه نژادپرستانه است!) و رکيک حرف زدن ووو... درگرفته. ما که البته خودمون رو نبايد داخل کنيم، الا به عنوان وکيل تسخيری موجود بدبختی که اين وسط نقدا" شده گوشت قربونی اساتيدی که هی می خوان گفتمان کنند، يعنی حسب المعمول،زبان بدبخت فارسی.

اما يکدفعه به ذهنم رسيد که اين موجودات چرا اينقدر اين مطلب رو جدی می گيرند و کلمات صادر می کنند و از پشت « تريبون رسانه» اظهار فضل می نمايند و برعليه دورويی ايرانيان شلنگ تخته می اندازند و قس عليهذا؟ هنوز هم کسی حاليش نشده که بابا، اينجا وبلاگه و يعنی هرچی که می نويسيد و می نويسم يعنی کشک؟ چون به حسابی، اگر اين سرورهاتون فردا آبله مرغون بگيرند، همه اين گوهرهای دانش به بادفنا می ره و همکاران 2000 سال ديگه من از اينهمه آبشار دانش اصلا" خبری هم پيدا نمی کنند و فکر می کنند که زبونم لال، زبونم لال، روم به ديفال، هف قدم رو به آفتاب، زبان مادرمرده فارسی کلمات غيرجنسگونه برای گفتمان کوئيری نداشته و برای جفتک زدن به دروغ، خرکی لنگ هم نبوده.

اما فکر کنم در يک موقعيت خاص که در فکر بودم (در يکی از اين جاهايی که آدم فکرش باز می شه!)، يکدفعه بهم الهام شد (حالا نگيد چرا به همه«الهام» می شه، باشه، به من حسنعلی شد!) که ای دل غافل! ايرانيان، از جمله خود بنده سرکنده، غير از «هنر» که نزدشونه و بس، ديگه چه خاصيتی و نشونه ای دارند؟ «پزدادن»، «قيافه اومدن»، «کلاس گذاشتن»، «ب ام و سوار شدن» و خلاصه گنده باددر کردن.

حالا در يک معادله غيررياضی، اين دوتا رو بگذاريد جلوی همديگه و نتيجه اش اين می شه که دوستان همه انگار مشکل اين آقا بهمن رو دارند و «نارسيسيست» هستند (احتمالا" ايشون تنها کسيه که اين مشکل رو نداره اتفاقا"! دکترش بيچاره بقيه ايرانی ها رو نديده بوده!!!). وبلاگ و وبلاگيت و اظهار فضل کردن در دنيای وبلاگ و شلنگ تخته انداختن و کلمه دوختن و خشتک به هوا کردن و هل من مبارز طلبيدن و همه اينها برای اينه که بابا، منو نگاه کنيد که چقدر باحالم، من آنم که رستم بود پهوان.

Posted by Khodadad at January 14, 2006 06:24 AM

Comments

دمت گرم

Posted by: Mo at January 14, 2006 07:31 AM

I think you are right.Unfortunately.

Posted by: Pedram at January 14, 2006 08:07 AM

"نارسيس" عاشق خودش شده بود، مسئله اصلي ولي با اين افسانه به پايان نمي رسه... چيزي كه اين "اكو" نمي گه ولي، تنفر شديديه از خود، كه به تمسخر مي كشه، به آرزوي اينكه بتونه از توي سيستم خودش رو معاف كنه... ولي در آخر معاف كردن رو هم بايد معاف كنه، چون اكوس نا سلامتي... اميد هست ولي هنوز كه همكارانت اين يكي رو دست كم پيدا كنن، زير آب يه سدي چيزي، كه بفهمن افكار آخرين مدل 2000 هم در كار بوده نه فقط الاغان بي بار جفتك انداز و ب-ام-و سواران پز در اكو... و ديستورشن... و ريج اگينست د ماشين (و الاغ)

Posted by: Amir at January 14, 2006 12:55 PM

جه عرض كنم..

Posted by: Bahman Kalbasi at January 15, 2006 12:21 AM

سلام . مرسي . همين الان كامنت رو ديدم . تنها منبعي كه براي چك كردن اين ريشه ها دارم يك عدد ديكشنري آكسفورد مي باشد نمي دونم مي تونم ازش چيزي دربيارم يا نه ؟ خبرشو مي دم . كلا در مورد درست ياد گرفتن زبان راهنمايي لازم دارم . اي ميل مي زنم . بازم ممنون .

Posted by: آلوچه خانوم at January 15, 2006 12:59 PM

سلام.والله چي بگم.درست ميشه ايشاله ....ولي يه چيزي من گاهي فكر ميكنم اين ايرادا يه جز’ جدا نشدني از فرهنگه(حالا هر فرهنگي).مثلا اگه ايرانيا غيبت ميكنن و به كار هم كار دارن از اون طرف عواطفشونم گرم تره يا اينكه مثلا به همون نسبت كه نميشه از فرهنگ ايراني جديت و منطق يه آلماني رو انتظار داشت از فرهنگ آلمان هم انتظار نميره يه چيزي شبيه مولانا يا مثلا بودا رو به دنيا معرفي كنه.نميدونم ميتونم منظورم رو برسونم يا نه ؟ولي به هر حال كسي راجع به اين تز من درآوردي نظري داره؟.

Posted by: NAGHMEH at January 15, 2006 02:48 PM

براي نغمه خانم:
يه وقت يكي مي گفت، شايد اصلا ايراني ها به جاي سعي كردن براي پيشرفت در علوم "غربي،" بايد مثلا همون "دلالي" شونو مي كردن ... اين رو هم تا حدي جدي... --
كه البته جديتي هم وجود نداره و اين هم جزو فاكتورهاييه كه به "هيچگرائي" ما اضافه مي كنه... يعني اگه كسي چيزي رو جدي گرفت... يه چيزي بش مي گن مثلا: برو بابا حال داري بي خيال، حالا فكر كردي آدم شدي كه پز مي دي و احساس انتلكتوالي بت دس داده ... يا اينكه مثلا منطقي تر و از راه "قانون" گذاري و دستورهاي كلي: وبلاگ اين است و آن نيست و الولاولولووهلا و چند تا كلمه عربزده ديگه كه مثلا" كووول و با مزه بشه، يعني يك معجوني از بي خيالش و اينكه: اصلا مثلا جدي بودن يا منطقي بودن مال آلمانهاس و ما بايد بريم دلاليمونو بكنيم.
حالا، واضح است كه از طرف ايرانيش نمي شه به اين داستان درست نگاه كرد براي اينكه فوري به عبا هاي شكلاتي مال خود سوئيس جون تو و آب نباتهاي امامه اي بر مي خوره...
ولي به طور دقيق راجع به مثال شما، يعني آلمانها، كه بخواهيم ببينيم، اونها براي هر چيزي در تاريخ پيشرفت روح بشر جايي دارن، يعني مولانا و حافظ رو مي فهمند، ترجمه مي كنند، نقد مي كنند، شبيهشون رو سعي مي كنن بسازند، ولي اونجا گير نمي كنند... يكي از دلايل ايده پيشرفتشون هم (كه خودشون مي گن از ايران قديم گرفتن) اينه كه
به واژه ها و كلمه ها، به گفتار ها و نوشته ها، اهميت مي دن. و اين به اون معنا نيست كه فقط از شمع و گل و پروانه مي نويسند... ولي در هر زمان با "شهامت" بهترين ايدشونو مي دن... و اين آزادي سياسي هم گرفتي است و با "اصلاح" موي بدن، به تنهايي، گير نمي ياد...
و ما شايد تومون حافظ و سعي و مولانا و چند تاي ديگه اين اهميت ها را مي داده اند... ولي بقيمون از "رندي" فقط پزش رو مي فهميم و مي بينيم و هر چي ديگه رو يا از روي نداشتن شهامت، يا از روي بي ايماني به واژه ها و منطقهايي كه خودمون ازشون استفاده مي كنيم... تنها به بازي مي گيريم، و با اين كار در ضمن هر انتقادي رو هم پاكت-ويتو مي كنيم... يعني من مي گم آشيويتز نبوده تو مي گه بوده، خوب پس واقعيتي وجود نداره كه بشه روش حساب كرد، پس دوگانگي و دروغ رو هم بايد بخشيد يا يه جاييش رو تا ابد آرايش و "اصلاح" كرد...
به اين نقطه كه رسيديم يه جايي هستيم كه جامعه امروز ايرانه و در فلسفه آلماني هم فصلي بهش واگذار شده كه بهش مي گن "نيهيليزموس" يا "هيچ-گرايي."

Posted by: Amir at January 15, 2006 10:19 PM

خب درسته ظاهرن خیلی از ما مشکل "دیده شدن" داریم. حالا که یه مجالی پیدا شده که حس دیده شدن رو القا می کنه چرا که نه؟ اگر مفر مهمتری برای ابراز عقایدشون و "دیده شدن" داشتن فکر می کنی به وبلاگ متوسل می شدن؟ اینکه چرا خیلی از ما حسرت دیده شدن رو داریم هم بحث مفصلیه: می تونه از سانسور باشه تا پذیرفته نشدن نوشته به علت ضعیف بودنش. حالا بذار فکر کنن از طریق وبلاگ با این بحث ها دارن تاثیر شگرفی در فرهنگ می ذارن. اصلن بد هم نیست. حداقل خالی می شن. بذار فکر کنن علی آباد هم شهریست! :-)

Posted by: Just An Input at January 16, 2006 04:11 PM

عین اون بچه ای که وقت قربون صدقه رفتن چشمهای بادومی اش ، بادوم میخواست ; من هم وقتی که کلمه "نارسیس سیت " رو دیدم ، فیلم یاد هندوستان کرد و گفتم از شما بپرسم که میدانم به این مباحث علاقه داری: ظاهرا اون بابایی که از عشق خودش توی آب افتاده تبدیل به گلی شده که کنار برکه ها میروید : Narcissus که همان نرگس خودمان است که بنا به گفته فرهنگ معین پهلوی آن Narkis بوده. حالا یک ارتباطهایی هم هست بین اثر خواب آور آن گیاه و کلمات مرتبط با خواب در پزشکی مثل narcolepsy, narcosis وnarcotic. خوب سوال اینجا است که من هرچه گشتم نتوانستم چیزی در مورد اثر مخدر گل نرگس Amaryllidaceae, Daffodil, Jonquil پیدا کنم: چه اثر خواب آوری؟
در فارسی نرگس بعنوان تشبیه به چشم بکار میرود :مثلا نرگس شهلا یا چشم بیمار. نکند که خواب آلودگی اسطوره ای به جای مواد شمیایی از بیماری بوده است؟

Posted by: البرز at January 16, 2006 04:20 PM

والا البرز جان من توي همين مسئله كلي بيل ميرم! زياد حرفي براي گفتن ندارم و چيزي كه معني بده. اما اين كتاب رو يك نگاهي بكن. حداقل از كتابشناسيش مي توني يك چيزهايي پيدا كني. ببخشيد كه كمك زيادي نمي تونم بكنم:

Haoma and Harmaline:

The Botanical Identity of the Indo-Iranian Sacred Hallucinogen "Soma" and Its Legacy in Religion, Language and Middle Eastern Folklore.

Flattery, David Stophlet, and Schwartz, Martin. (1989).
Berkeley: The University of California Press.

Posted by: Khodadad at January 17, 2006 12:07 AM

متشكر!
حالا بنظرت اين درسته كه نرگس ما همون نارسيس اوناست؟

Posted by: البرز at January 17, 2006 09:37 AM

از نظر كلمه اي بله. نرگس و نارسيس جفتشون به يك معني هستند و از يك ريشه هم مياند.

Posted by: Khodadad at January 17, 2006 12:19 PM

Mike Furir Mike 537

Posted by: Mike Furir 82 at April 8, 2006 07:48 PM

Descriptions of http://bonafide.com/ pubs their atmospheresbjv

Posted by: mambo italianobjv at August 17, 2006 09:49 PM

milf cruiser com nvv milf cruiser com http://milf.toplesstopics.com/milf-cruiser-com.html
milf seeker mpeg nvv milf seeker mpeg http://milf.toplesstopics.com/milf-seeker-mpeg.html
milf cruiser passwords nvv milf cruiser passwords http://milf.toplesstopics.com/milf-cruiser-passwords.html
milf seeker isabella nvv milf seeker isabella http://milf.toplesstopics.com/milf-seeker-isabella.html
lesson milf roxetta nvv lesson milf roxetta http://milf.toplesstopics.com/lesson-milf-roxetta.html
brooke age 33 milf seekers nvv brooke age 33 milf seekers http://milf.toplesstopics.com/brooke-age-33-milf-seekers.html
hot busty milf cruiser nvv hot busty milf cruiser http://milf.toplesstopics.com/hot-busty-milf-cruiser.html
milf lessons 2 nvv milf lessons 2 http://milf.toplesstopics.com/milf-lessons-2.html
lesson milf picture nvv lesson milf picture http://milf.toplesstopics.com/lesson-milf-picture.html
mature milf on milf seeker nvv mature milf on milf seeker http://milf.toplesstopics.com/mature-milf-on-milf-seeker.html
milf lessons lisa nvv milf lessons lisa http://milf.toplesstopics.com/milf-lessons-lisa.html
milf cruiser cum nvv milf cruiser cum http://milf.toplesstopics.com/milf-cruiser-cum.html
milf seekers fucking nvv milf seekers fucking http://milf.toplesstopics.com/milf-seekers-fucking.html
milf cruiser laura nvv milf cruiser laura http://milf.toplesstopics.com/milf-cruiser-laura.html
milf lessons gianna michaels nvv milf lessons gianna michaels http://milf.toplesstopics.com/milf-lessons-gianna-michaels.html
milf lessons 5 nvv milf lessons 5 http://milf.toplesstopics.com/milf-lessons-5.html
milf cruiser amber nvv milf cruiser amber http://milf.toplesstopics.com/milf-cruiser-amber.html
milf seeker demi nvv milf seeker demi http://milf.toplesstopics.com/milf-seeker-demi.html
milf lessons holly nvv milf lessons holly http://milf.toplesstopics.com/milf-lessons-holly.html
asian milf lesson nvv asian milf lesson http://milf.toplesstopics.com/asian-milf-lesson.html
lessons from milf update nvv lessons from milf update http://milf.toplesstopics.com/lessons-from-milf-update.html
hot milf seeker nvv hot milf seeker http://milf.toplesstopics.com/hot-milf-seeker.html
milf seekers preview dvd nvv milf seekers preview dvd http://milf.toplesstopics.com/milf-seekers-preview-dvd.html
milf moms seeker nvv milf moms seeker http://milf.toplesstopics.com/milf-moms-seeker.html

Posted by: milf cruiser com at October 9, 2006 04:14 AM