search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
February 11, 2006
نت نويسی
امروز يکی از اون روزهايی بود که من يادم اومد چرا تصميم به داشتن يک زندگی دانشگاهی گرفتم. يکجورايی دوباره لذت دونستن و آکادميک بودن رو کشف کردم.
يک شخصيت بسيار جالبی به اسم پرفسور کريستوفر پيج ، استاد تاريخ قرون وسطی در دانشگاه کمبريج، امروز در يوسی ال ای، يک سخنرانی داشت در مورد تاريخچه نوشتن نت موسيقی. خلاصه صحبتش در مورد يک راهب ايتاليايی بود در قرن 11 ميلادی که موسيقيدان بی نظيری بوده و خيلی هم خودپسند. اين آقا که اسمش گيدو بوده، يک روز تصميم می گيره سيستم نت نويسی برای موسيقی رو که تا اونموقع فقط با نشون دادن زير و بم شعر آهنگها ممکن بوده، کامل کنه. عقيده اش اين بوده که چون تا اون زمان تنها راه يادگرفتن يک قطعه موسيقی، شنيدن مکررش بوده، در نتيجه يادگرفتن يک قطعه وقت بسيار زيادی می گرفته. در نتيجه، گيدو با وضع کردن يک سيستم که از خطهای افقی و فضای بين اونها به عنوان نشاندهنده طول نت و زير و بمش استفاده می کرده، موفق می شه نت نويسی مدرن رو اختراع کنه. من موسيقيدان نيستم، اما فکر کنم اون هايی که هستند، بايد هرشب برای روحش يک فاتحه بخونند.
از جمله چيزهای بسيار جالبی که دکتر پيج مطرح کرد، مسئله اهميت نت نويسی در نوشتن آهنگ بود. بقول ايشون، تا قبل از اون، برای يک موسيقيدان، تنها راه نوشتن و کامل کردن يک آهنگ، به خاطر سپردن و اجراش بوده. اگر کسی برای نوشتن يک آهنگ، يک هفته وقت بايد می گذاشته، طبيعتا" هرروز نمی تونسته تمام چيزهايی که ديروز به خاطر داشته رو به ياد بياره. به همين دليل، قطعات موسيقی ساده تر بوده اند. اما بعد از نت نويسی و امکان ضبظ موسيقی برروی کاغذ، يک موسيقيدان می تونسته هرچقدر که می خواد آهنگش رو پيچيده کنه و چندلايه و قس عليهذا. بعد از بوجود آمدن اين امکانه که سنفونی و اپرا نوشتن ممکن می شه. بقول خودش، بدون گيدو، موتسارتی نمی بود.
چيز خيلی جالب ديگری هم که گفت، در جواب سوال يکی از حاضرين که برعکس بعضی از دوستان واقعا" سوال کرد و نظر نداد، مسئله اسم نت ها بود، همين «دو، ر، می، فا، سل، لا، سی». در جواب گفت که گيدو توجه کرده که در آهنگ «اوت کوآنت لاکسيس» که يکی از آهنگ ها کليسا بوده، نت اول هر مصرع شعر يک نت بعد از نت اول مصرع قبليه. به همين دليل، دو حرف اول هرکدوم از اين خطها رو که نشون دهنده نت ها بودند گرفته و نت ها رو به اين اسم نامگذاری کرده. بعد يکدفعه، بدون مقدمه يا آماده شدن، شروع کرد به خوندن اين آهنگ! عالی خوند، يکدفعه آدم احساس می کرد رفته کليسا! بعد هم «دو، ر، می، فا، سل، لا، سی» رو خوند و عملا" نشونش داد.
بعد از صحبتش هم من رفتم و ازش چندتا سوال کردم و باهاش در مورد تزم صحبت کردم. آدم بسيار خوش اخلاق، خوش زبان، باهوش، و دانايی بود که دوباره منو به زندگی آکادميک اميدوار کرد. بسيار خوش گذشت.
Posted by Khodadad at February 11, 2006 11:41 AM
Comments
من کلی تئوری موسیقی به خوردم دادن! چند تا داستان دیگه هم هستش در مورد تاریخ نت نویسی، حوصله تایپشو ندارم.
Posted by: سینا at February 12, 2006 02:25 AM
با سلام از وبلاگ شما بهره فراوانی بردم خوشحال می شوم که بیاض را با حضور و نظریات خود گرما و رونق بخشید با تشکر
Posted by: مجید غلامی جلیسه at February 13, 2006 11:45 PM