search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
September 19, 2006
بازهم اوریانا!
اين چندروزه، هرچی دوروبر سایت های ایرانی نگاه می کنم، از وبلاگ گرفته تا بی بی سی، همه راجع به اوریانا فالاچی و نظرات صادر شده از ايشون در چندسال اخير که برضد اسلام و مسلمانان و مردم خاورميانه و از اين حرفهاست نوشته اند. حالا بماند که ايشون کتاب کذايیشون در اين مورد رو سه سال پيش منتشر کردند و حالا بنده مانده ام که چطور ملت در دنيای سايیبر کوفت و زهرمار، اينقدر کند متوجه شدند، اما بگذريم.
مسئله مهمتر اينه که برای خيلی ها مسئله «مردن» يک قهرمان بوده و پايان کسی که فکر می کرده اند روشنفکره و حالا متوجه شده اند که کليشه نگر بوده و قس عليهذا. حالا اگر کسی به ايشون به عنوان يک قهرمان، از نظر توانايی های روزنامه نگاری و بخصوص مصاحبه کردن، نگاه می کرده که مزخرفات گفتنشون نبايد فرقی در قضيه ايجاد کنه، چون ايشون به هرحال ژورناليست خوبيه و دليلش هم که ببينيد که هنوز نوشته هاش، هرچند چرند، خونده می شند.
اما اگر کسی براش فالاچی قهرمان بوده برای نظرياتش و حالا مرده برای اينکه نظرياتش به درد عمه اش می خوره که وای بحال شما. اگر به فالاچی و حتما" اين روزها هم به فلان و بهمان روزنامه نگار به عنوان قهرمان عقيدتی و روشنفکر و از اين حرف ها نگاه می کرديد، بدونيد که اشتباه می کرديد و هنوز هم اشتباه می کنيد. هرکسی که چهار کلمه حرف همراه با زمان زد که روشنفکر نمی شه. خانم فالاچی که توی آب و هوای دهه شصت و هفتاد، حرف های دهه شصت و هفتادی می زد، خوب لابد در دهه 2000 هم حرفها دهه دوهزاری (با دوزاری اشتباه نشه) می زنه ديگه! مگر اين اصلا" خاصيت روزنامه نگاری نيست، نشون دادن شرايط زمان؟
همين انتظار رهبر و قهرمان بودن از نويسنده و ژورناليسته که باعث شده خيلی از بزرگان «اپوزوسيون» ايرانی در اينور خط، حالا هروقت از هرکس ديگه ای دست می کشند، يقه جلال آل احمد رو ول نمی کنند که اين فلان فلان شده برای جوانان شد رهبر و بعد گولشون زد و بدبختشون کرد. جواب بنده هميشه به اين گروه جوانان گول خورده اينه که خاک برسر شما که گول يک نويسنده خشک و خالی طالقونی رو خورديد. مگه جلال و امثال جلال رهبر بودند و فرمانده؟ گيرم هم که بودند، شما عقل در سرتون نبود که «گول شون» رو نخوريد؟ شما گوسفند بوديد به دنبال بزگر راه افتاديد و از دره پرت شديد؟ اصلا" اين قهرمان پرستی و قهرمان سازی چيه؟ نتيجه اش اين می شه که يا 40 سال بعد از مرگ جلال هنوز فحشش می ديد و شب سالش که می شه، مجلس يادبودش که قراره توش يکی از داستان هاش رو بخونند به هم می ريزيد که اين مردکه خائن و از خودفروخته بوده (تهمت های هميشگی ايرانی) و برای هر کسی شماره مخصوص مجله منتشر می کنيد به غير از جلال، يا اينکه اوريانا فالاچی «روشنفکر» توزرد از آب درمياد و می شينيد غصه اش رو می خوريد که ای وای، چرا مصاحبه گر گمراه شده و خيانت کرده و حالا برای ما مرد!
پ. ن: ببخشيد، از دست خيلی ها عصبی بودم سر اين قضايا و اين هم کمی خشمگين در آمد.
Posted by Khodadad at September 19, 2006 12:52 AM
Comments
this was an awesome post and i dont think there was a need for an apology in your post note. I totally understand your frusration and i'm glad you've expressed it.
Posted by: niki at September 19, 2006 01:24 AM
دوست نازنین و همیشه خوش فکر. حیف از تو و این همه سواد و هوش و احساست نیست که حرام بی فکری آدمهایی کنی که تنها هنرشان نفی کردن و خراب کردن است؟ باور کن بعضیها زنده اند به خراب کردن و انکار کردن و نفی کردن. چه کسی و چه چیزیش مهم نیست . هنوز کوچک کردن بزرگان راهی برای بزرگ شدن کوتوله ها به حساب می آید. خون خودت را کثیف نکن . فالاچی خوب یا بد در دو مصاحبه با دو رهبر ما 30 سال جواب سوالاتش را طلبکار بود. چه این طرفی چه آن طرفی . جواب مرده را دادن کار زیاد سختی نیست.این ها را رها کن آقای برکلی . شما را برای معلوماتتان حالا حالاها لازم داریم بخدا. موفق و شاد باشی
Posted by: آقای همخونه at September 19, 2006 03:11 AM
انتظار نداشتم كه به موضوع اينقدر مطلق نگاه كني . فكر نمي كنم اونهايي كه اين روزها در مورد فالاچي مطلب مي نويسند اون رو يك قهرمان بدونند . فالاچي به زعم بعضي ها يك خبرنگار جسور بود و در زمان خودش در بعضي از حوزه ها نوشته هاي متفاوتي داشت . فكر نمي كنم خودش هم ادعايي بيش از يك ژورناليست را داشته ؟؟ من قبول دارم كه اين در فرهنگ ما ايراني ها جا افتاده كه تا به كسي مي رسيم اون رو به عرش ميرسونيم و ميخواهيم در هم زمينه ها از اون الگو بسازيم ولي من در نوشته هاي اخير در وبلاگ ها فقط يك حس نوستالژيك از اوريانا فالاچي رو دريافتم نه بيشتر . بهر حال همه اون هايي كه نوشته هاي فالاچي رو خونده اند از قبل از 11 سپتامبر و انتشار نظراتش در خصوص مسلمان ها ميدونستند كه اوريانافالاچي به هيچ مذهبي اعتقاد و ايمان نداره و نبايد از نظرات خلاف اون در مورد اسلام و يا حتي مسيحيت تعجب كرد .
Posted by: مهدي at September 19, 2006 10:37 AM
بابا خشمگين جان!
جدي به اين فكر نكرده بودم كه منم عصر آزادگان رو به خاطر ستون ابراهيم نبوي مي خريدم!! يا همين آقاي گنجي ... يه زماني كلي رووش حساب باز گرده بودم توي ذهن خودم ... اما الان ... همشون رفتن به باد فنا ...
Posted by: Lord at September 19, 2006 12:08 PM
عنوان خوبي براي وبلاگت انتخاب كردي !؟ چون حقيقيه
Posted by: بامداد at September 21, 2006 01:12 AM
بامداد خان، اين خوشمزگی شما قبلا" پيش بينی شده و در موردش هم نوشته شده! http://www.vishistorica.com/archives/000772.php
Posted by: Khodadad at September 21, 2006 02:04 AM