search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« دستور بی دستور | Main | رادیوی ایرانی و ترافيک لس آنجلس »

October 01, 2006

استوانه کورش

اين چند روزه بطور اتفاقی، به چندتا سايت برخورد کردم که هرکدومشون يک ترجمه از استوانه کورش بزرگ رو ارائه کرده بودند. برام جالب بود که هيچ کدوم از ترجمه ها با هم همخوانی نداشتند. بعضی هاشون سه تا خط اول رو درست آورده بودند و بقيه مطلب دلمشغولی های خودشون بود و چيزهايی که دلشون می خواست که کورش گفته باشه. حتی توجه هم نداشتند که مثلا" اين استوانه در چند جا شکسته و بعضی مواقع پنج خط پشت سرهم غيرقابل خوندن هستند. متن يکدست و زيبا و انساندوستانه ای ترتيب داده بودند که خود کورش رو هم به خجالت وا می داشت.

جالب تر از همه، وارد کردن دلبخواهی های دينی در قضيه است. آوردن اسم اهورامزدا (يا در يکی از سايتها، بطور خودمانی و فقط «مزدا») بدون توجه به اينکه محض نمونه، يک بار هم کورش اسم اهورامزدا رو نياورده! در خود متن اصلی استوانه (که به زبان اکدی نوشته شده، نه به پارسی باستان که حداقل دوتا از سايت ها ادعا کرده بودند)، کورش تمام پيروزی هاش رو به مردوک (خدای شهر بابل) نسبت می ده که در اون زمان کار معمول بوده. همه مردم در هر شهری که بودند، خدای اون شهر رو می پرستيدند و وقتی به شهر جديدی می رفتند، برای خدای شهر جديد قربانی می کردند. مفهوم يک خدای جهانشمول که در همه جا وجود داره و بايد پرستيده بشه در بين النهرين باستان وجود نداشته.

به غير از مردوک هم کورش از بعل و نبو، خدايان معروف اکدی ياد می کنه و از اون ها کمک می خواد که بازهم چيزيه که بايد انتظارش رو داشته باشيم. به هر حال، منظور اينه که کلی ترجمه بی پايه از اين استوانه در اينترنت پيدا می شه که فکر می کنم بدتر به لوث شدن قضيه و تبديل شدندش به يک مسئله فقط ملی گرايانه و سياسی می شه و اهميت تاريخيش رو از دست می ده.

اين هم يک ترجمه استاندارد متن اکدی استوانه کورش به انگليسی. بهترين ترجمه اش به آلمانيه که اگر فرصت بشه پيدا می کنم و می گذارم اينجا.

پ.ن: خودم متن رو ترجمه کردم به فارسی و می گذارم اينجا برای کسانی که علاقه دارند.

ترجمه متن استوانه کورش بزرگ (متن اصلی اکدی). ترجمه از روی متن انگليسی با توجه به متن اکدی

Rogers, Robert William. Cuneiform Parallels to the Old Testament. New York: Eaton & Mains, 1912.
ترجمه فارسی: خداداد رضاخانی

1
<.....................................> سپاهيانش

2
<...............................چهار گوشه جهان

3
<...> شخص ضعيف النفسی به پادشاهی سرزمين او رسيده بود

4
و <...> کسی مانند او را بر آنان گماشته بود،

5
مانند اساگيلا او باعث <...> به اور و بقيه شهرها

6
فرمانی برای بی احترامی <...> هرروز و خصمانه نقشه می ريخت

7
باعث قطع شدن قربانيان روزانه شد؛ <...> را گماشت <....> در شهر برقرار کرد. ستايش مردوک، شاه خدايان <...>

8
هرروز با شهر خصمانه رفتار می کرد <...> خدمتگزارانش؛ همه را با بيگاری بدون استراحت از بين برد.

9
بخاطر شکايت هايشان، ارباب خدايان بسيار خشمگين شد و سرزمينشان را ترک گفت؛ خدايانی که در ميان آنها زندگی می کردند خانه شان را ترک کردند

10
بخاطر خشم از آوردنش به بابل، مردوک <....> به تمام خانه ها، که خرابه شده بودند

11
و مردم سومر و اکد که مانند اجساد بودند <...> او رحم و بخشايش کرد. در همه سرزمين ها

12
جستجو کرد، در همه آنها نگاه کرد و به دنبال بزرگزاده ای گشت که به او لطف دارد و دست او را گرفت. کورش، شاه انشان، را نام برد. او را ارباب تمام جهان کرد.

13
سرزمين کوتو (گوتی ها)، تمام اومان-مندا، همه را زيرپای او گذاشت. مردمان سرسياه را در دستان او گذاشت تا آنها را فتح کند.

14
با آنها با داد و نيکی رفتار کرد. مردوک، خداوندگار بزرگ، با شادی به تيمار مردمش نگاه کرد و اعمال پرهيزگارانه و قلب وارسته اش.

15
او را به شهر خودش، بابل، فرستاد. باعث شد که راهی که به بابل می رفت را طی کند و همواره مانند يک دوست و همراه در کنارش بود.

16
سپاهيان بيشمارش که تعدادشان کثير بود، مانند آب رودخانه، مسلحانه در کنارش بودند

17
بدون جنگ و اختلاف، به او اجازه داد که به بابل وارد شود. شهر خودش، بابل، را بخشيد و از بلا نجات داد. نبونيد شاه را که از او خوفی نداشت در دستان او گرفتار کرد

18
همه مردم بابل، سومر، و اکد، فرمانروايان و حاکمان، همه بر او سجده کردند و پايش را بوسيدند. آنها از حکومت او به وجد آمدند و صورت هايشان درخشيد

19
آن سرور که مردگان را با قدرت خود زنده می کند که در ميان تخريب و صدمه آنها را محافظت کرده بود، او را آنها دعا کردند و عزت گذاشتند

20
من کورش هستم، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه قدرتمند، شاه بابل، شاه سومر و اکد، فرمانروای چهارگوشه زمين

21
پسر کمبوجيه، شاه بزرگ، شاه شهر انشان، پسر پسر کورش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان، نتيجه چش پش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان

22
تخمه هميشگی پادشاهی که حکومتش را بعل و نبو دوست دارند و فرمانداريش را از صميم قلب خواستارند. وقتی که من فاتحانه وارد بابل شدم،

23
شادمانانه و با خوشحالی در اقامت گاه شاهانه ام اقامت گزيدم. مردوک، سرور بزرگ، قلب مردم بزرگوار بابل را متوجه من کرد، در حالی که من تمام توجه روزانه ام را به پرستش او داده بودم.

24
سپاهيان بيشمار من به صورت مسالمت آميزی به بابل وارد شدند. در تمام سومر و اکد من اجازه ندادم که کسی خصمانه رفتار کند

25
شادمانانه احتياجات بابل و تمام شهرهايش را برآورده کردم. مردم بابل <و...> و يوغ شرم آميزی که بر آنها بود را برداشتم. خانه هايشان،

26
که نابود شده بودند، بازساختم. خرابه ها را رفع کردم. مردوک، سرور بزرگ، از اعمال پرهيزگارانه من به وجد آمد و

27
بزرگوارانه مرا برکت داد. من کورش، شاهی که او را پرستش می کند، و پسرم، کمبوجيه، و تمام سپاهيانم

28
در زمانی که ما، در برابر او، شادمانانه الوهيت او را پرستش می کرديم، تمام شاهانی که در کاخ ها زندگی می کردند،

29
از تمام گوشه های جهان، از درياهای بالا و پايين <...> و شاهانی که در سرزمين های غربی در چادر زندگی می کنند

30
همه برای من خراج های گزاف آوردند، و در بابل پاهای مرا بوسه دادند. از <...> تا آشور و شوش

31
اکد، اشنونک، زمبون، متورنو، دری، زمين ها سرزمين کوتو، شهرهای آنسوی دجله که شهرهايی باستانی
هستند

32
خدايانی که در آنها زندگی می کردند، آنها را با جای خود آوردم، و برای آنها مقری دائمی معين کردم

33
و خدايان سومر و اکد که نبونيد با خشمگين کردن سرور خدايان، به بابل آورده بود، به فرمان مردوک، خدای بزرگ،

34
آنها را به اقامت گاه هايی بازگرداندم که دل آنها را شاد کند. باشد که تمام خدايان، که من آنها را به شهرهايشان بازگرداندم،

35
هرروز در برابر بعل و نبو برای عمر طولانی من دعا کنند، و باشد که درمورد من کلمات بخشنده ای بگويند
و به مردوک، سرور من، بگويند که باشد که کورش، شاهی که تو را می پرستد، و پسرش کمبوجيه

36
آنها را <....> من روا ديدم که در آرامش زندگی کنند <....>

Posted by Khodadad at October 1, 2006 09:35 PM

Comments

جالب بود. اين كوروش هم فكر كنم غرب زده بوده... يا غرب رو زده بوده... راجع به لواط دادنش ولي ننوشته بود، پس مطالب آقاي خلخالي كه سر قبرش خاتمي روزه مي خوند از كجا اومده بوده؟

Posted by: Amir at October 2, 2006 02:52 PM

Do you release the text of translation under GFDL (link below) so that it could be published in Wikipedia and elsewhere? Please answer with yes/no.

http://www.gnu.org/licenses/fdl.txt

Posted by: - at October 2, 2006 08:13 PM

ًI first would like to know who you are? You have left neither an email nor a web-address. Who am I releasing this to??o

Posted by: Khodadad at October 3, 2006 06:12 AM

Khodadad? ;o).

Posted by: fereydoon at October 4, 2006 04:55 AM

Would you please write about Cyrus's "Declaration of Human Rights", and what we know about it? Thanks

Posted by: hossein at October 4, 2006 07:05 AM

My dear, this thing that I translated IS Cyrus' Declaration of Human Rights or whatever they call it. It's actually just a declaration that he, with the help of Marduk, is the king of Babylon. That is the whole point that I was trying to make....

Posted by: Khodadad at October 4, 2006 07:12 AM

You would release the text under that license, not to a person. Hence, anyone can use it while observing the terms of GFDL.

Posted by: - at October 4, 2006 01:23 PM

بسيار جالب بود ، بندهای 24 ، 25 و 26 آن بی نظير است .

Posted by: kian at October 4, 2006 05:33 PM

No. I a, not releasing it.

Posted by: khodadad at October 4, 2006 09:05 PM

That's rather counterintuitive, suit yourself.

Posted by: - at October 5, 2006 03:46 AM