search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
October 21, 2006
چند تاريخ ساده
امروز داشتم کتابی می خوندم به اسم «اومانيسم در عصر نوزايی اسلامی: گشايش فرهنگی در دوره بوييان» نوشته جوئل کريمر. توش به خيلی چيزهای جالب برخوردم، اما اين تاريخ های بخصوص برام جالب بودند:
329 هجری مطابق با 941 ميلادی: تاريخ شروع «غيبت کبری»
334/944: معزالدوله ديلمی (احمد بويه) خليفه المستکفی را از خلافت خلع می کند و المطيع را به خلافت انتخاب می کند
352/963: اولين برگزاری مراسم عاشورا
352/ 964: اولين برگزاری مراسم غدير خم
حالا اين هم توضيحات: آل بويه از منطقه ديلم برخواستند که محل دعوت شيعيان زيدی بود، اما مهمترين اميران آل بويه مثل همين معزالدوله و عضدالدوله، شيعه امامی بودند.
اين دوران، دوره گسترش شيعه اماميه (که هنوز اثنی عشری نشده) و بحث بين فرقه های مختلف شيعه است. شروع غيبت کبری آخرين امام شيعه، همزمانه با گسترش قدرت شيعيان ديلمی (اول تحت حکومت اسفار شيرويه و مردآويج زياری، بعد هم برادران بويه). در همين مدت زمان هم هست که آل بويه دستور اجرای مراسم عاشورا رو می دند و تشريفات عزاداری معمول در ديلم (به سر و سينه زدن) رو معمول می کنند و در همين حال هم عيد غدير خم رو راه می اندازند.
اين گسترش قدرت در ضمن همراهه با هرچه ضعيفتر شدن قدرت خلفای عباسی اول به دست حمدانيان (که بازهم شيعه امامی بودند) و بعد به دست آل بويه که شروع می کنند به انتخاب و خلع کردن خليفه به ميل خودشون. کل مسئله خيلی ساده است، اما نکته جالبش به نظر من اين بود که شروع غيبت کبری هم همزمانه با آغاز حکومت آل بويه.
Posted by Khodadad at October 21, 2006 06:07 AM
Comments
آقا...من بايد به شما يک ایميلی چيزی بزنم...این دانشگاه من يک درس تاريخ اسلام کرده در پاچه من که البته تاريخ اسلام تاريخ اسلام هم نيست...
در واقع این استاد ارونتاليست هست و در کار فرمول دادن برای اینکه "شهر اسلامی چی هست و چی نيست" کار خودش هم در يمن هست و آدم بی آزاريه!!
حالا من چون باسنم فراخ هست برای ترم پيپر ام گفتم که من می خوام روی این کتاب رستم التواريخ نوشته رستم الحکما در اواخر قرن 18 و اوايل 19 کار کنم...
خلاصه تيکرف اصلاً نمی دونست که کتاب چيه و من هم برای اینکه نگه نه هی الکی تيکريف و تمجيد کردم و بعد هم ادعا کردم که از این کتاب بهتر برای
توضيح زندگی شهری در شيراز قرن 18-19 وجود نداره و این آقا رستم الحکما از قيمت خيار را قيمت جنده گان را نوشته و بلا بلا بلا....
حالا ديشب اومدم خونه هرچی می گردم دريغ از يک رفرنس به این کتاب رستم اتواريخ...غير از محمد توکلی و این فيروزه خانم کاشانی هيچکس استفاده اش نکرده يا من پيدا نکردم....
حالا از دکتر توکلی هم می پرسم اما به نظر شما من گور خودم را با دست خودم کندم که این کتاب را انتخاب کردم...¿
کلاً می شه بهش به ديد تاريخ زندگی شهری در شيراز قرن 18-19 نگاه کرد¿....
خلاصه دستم به دامنت من بايد بيست بگيريم تو این درسه وگرنه ديپارتمنت می اندازتم بيرون!!
Posted by: sibil at October 21, 2006 02:33 PM
استاد ببخشيد من تازه از خواب بلند شدم پر از غلط غلوط بود...
در واقع سوؤال من این هست که آيا این کتاب رستم التواريخ نوشته رستم الحکما را می شه بهش به شکل تاريخ شهر شيراز يا يک منبع خوب درباره زندگی شهری در شيراز...نگاه کرد!!
خودم که کتاب رو چند ماه پيش خوندم برای اون قسمتش بود که به جندگان شيراز اختصاص داشت و خلاصه جنسگونگی و این برنامه ها.....
ولی به نظرم آمد که منبع خيلی خوبی هست برای توضيح زندگی شهری در شيراز....
حالا سئوال من این هست که شما چيزی می دونيد از کتا....مثلاً بعداً گندش در بياد که این رستم الحکما پاک ديوانه بوده يا يک چيزی در این مايه ها.....
مخلصيم
Posted by: sibil at October 21, 2006 02:41 PM
در مورد پستم هم يعنی شما می فرماييد آقا امام زمان از دست این شيعه های رشتی فرار کرده!!
Posted by: sibil at October 21, 2006 02:44 PM
كاش اينا رو براي بچه هاي ما توي كتاباي تاريخ راهنمايي و بعدتر توي دبيرستان كه عقل بچه ها بيشتر قراره برسه مي نوشتن ... يا بهتره بگم بنويسن ... ولي خب ... مي دوني ديگه اون موقع اسلام از دست رفته!!
Posted by: Lord at October 23, 2006 11:43 AM
سلام. من دارم دنبال یک سری متن پازند چاپشده (با همان دیندبیره و نه با الفبای انگلیسی) میگردم. آیا شما مقالههایی سراغ دارید که این چنین متنهایی در آنها به چاپ رسیده باشد؟
Posted by: بهآفرید at October 23, 2006 01:37 PM
واللا در مورد مقاله اي كه متن پازند توش چاپ شده باشه الان چيزي به ذهنم نمي رسه اما مطمئنم كه مقالات مختلفي در اين مورد چاپ شده اند و بيشتر توي ايرانيكا انتيكوا يا ستوديا ايرانيكا دنبالشون بگردين.
ْژان دو مناش يك كتاب داره در مورد كتاب سوم دينكرد كه متن اصلي رو هم توش چاپ كرده.
J. De Menasce, Le troisième livre du Denkart, Paris : C. Klincksieck, [1973]
Look in these journals for possible leads: Studia Iranica, Iraniqua Antiqua, BSOAS
Posted by: khodadad at October 24, 2006 02:20 AM