search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« آزاد | Main | کمک »

December 16, 2006

قابل نداره...

زيتون از قول جناب ولگرد داره خاطرات يک مسافرت به ايران رو منتشر می کنه (با اضافات خودش). خيلی جالبه و خوندنی و توصيه می کنم اين پنج قسمتی رو که تا حالا نوشته بخونيد.

اما توی اين قسمت پنجم يک ذکری کرده بود از جمله (بقول خودش باسمه ای) «قابل نداره!» که بخصوص جديدا" شده ورد زبون همه توی ايران. بيشتر مردم به نظر مياد که فکر می کنند گفتنش به معنی ادب و مثلا" نشوندهنده دل سيريه، مسئله ای که با توجه به هرچه تجاری شدن جامعه ايران و اهميت پيدا کردن بيشتر پول در تعيين روابط اجتماعی، به نظر نه تنها با ادبانه نمی ياد، بلکه بطور تلخی به آدم احساس اينو می ده که همه نقش بازی می کنند و کل مسئله (گفتن اينکه قابل نداره و بعد سر 10 تا تک تومنی چونه زدن) به نظر بقول معروف "گروتسک" مياد.

اما اين در ضمن منو ياد اين هم می اندازه که وقتی من می رم ايران و مثلا" راننده تاکسی يا فلان فروشنده به من اين حرف رو می زنه، من هم جوابش رو می دم که: «داداش، تعارف اومد نيومد داره ها! يک وقت دیدی جدی گرفتم» که طرف می خنده و می گه به هرحال ادبه ديگه! من هم هميشه اعتراض که نخير، ادب نيست و توهين به فهم من و بقيه مشتريان شماست. خدمتی ارائه دادی و بايد هم انتظار پرداخت داشته باشی. بجاش سعی نکن سر منو کلاه بگذاری و چهار لا پهنا حساب کنی...!

فکر کنم يکبار سعی کنم برم يک تلويزيون بخرم و وقتی طرف گفت قابل نداره، جعبش رو بلند کنم و از در بزنم بيرون! قيافه فروشنده محترم ديدن خواهد داشت!!!

Posted by Khodadad at December 16, 2006 01:14 PM

Comments

the best part is when you are dealing with an extremely grumpy person who nonetheless says it in the most unenthusiastic tone possible. i always crack up when that happens.

Posted by: Niki at December 16, 2006 07:33 PM

راستش من این‌جور موقع‌ها کلی سوءاستفاده می‌کنم و تخفیف می‌گیرم. می‌گه قابل نداره می‌شه مثلا 2000 تومن. 15000 تومن می‌دم. میگه جان شما نمی‌شه!
می‌گم جون خودت!! تو که می‌گفتی قابل نداره. آدم برای یه چیز بی‌قابلیت که پول زیاد نمی‌ده...
اگه قابل داشت یه حرفی...:)

Posted by: زيتون at December 17, 2006 01:38 AM

منظورم 20000 تومن بود. یه صفر کم گذاشتم.:))
گرچه از این خنگ‌بازی‌ها هم در آوردم که به‌جای تخفیف گرفتن بیشتر دادم!و فکر کردم دارم چونه می زنم.

Posted by: زیتون at December 17, 2006 01:42 AM

خيلي جالب بود مرسي.

Posted by: Amir at December 17, 2006 03:24 AM

Thanks for your recommendation. I read those travele, s`diaries in Zeitoon web log That was wonderful. I want to visit Iran I believe it will be very helpful for any one who wants to understand Iranian Culture& Society.

Posted by: Sara at December 17, 2006 08:03 AM

Thanks for your recommendation. I read those travele, s`diaries in Zeitoon web log That was wonderful. I want to visit Iran I believe it will be very helpful for any one who wants to understand Iranian Culture& Society.

Posted by: Sara at December 17, 2006 08:03 AM