search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
February 17, 2007
لاک پشت
نه فقط در جواب، بلکه بيشتر به عنوان ادامه دادن بحث و جلب توجه ملت به اينکه مسائل تاريخی رو نبايد با ديد قديمی نگاه کردم، برای ايرانيان.کام دوتا مطلب کوتاه نوشتم (اولی و دومی). قصدم اصلا" نه بحث بود و نه کوبيدن کسی، بلکه شروع يک نگاه واقعی به قضايای فتح ايران از طرف اعراب. واقعا" هم از کسی که اين بحث رو شروع کرده بود متشکر بودم و هستم و ازش هم خيلی روراست در اول نوشته هام تشکر کردم، هرچند که چون نگاهش رو غلط و برمبنای يک طرز نگاه غير علمی به تاريخ می بينم، از انتقادش هم خودداری نکردم.
بدی قضيه اينه که حالا ايشون بجای اينکه جواب منو توی همون محلی که هردومون برای انتشار انتخاب کرديم بده، رفته نشسته گوشه و کنار و بدگويی کرده، در يک نوشته بی ربط هم حتی به من و يکی از دوستان خيلی خوبم تکه ای هم انداخته که بخيال خودش يعنی به در بگه که ديوار بشنوه. متاسفم از اين موضوع چون واقعا" قصد باز کردن علمی يک مطلب رو داشتم، نه حسادت و بدگويی و پشت هم اندازی و فحاشی. ايشون به بنده خطاب «دانشمندک جوان» رو داده اند که دانشمندش لطف زياديه و کاف تصغيرش هم بی انصافی و جوان بودندش هم خدا می دونه. اگر قضيه به سن بود که لاک پشت و کلاغ از همه داناتر بودند.
حالا خودتون رو زياد ناراحت نکنيد و بجاش داستان خنده داری در مورد شارلمانی، نوشته خودم، رو بخونيد!
Posted by Khodadad at February 17, 2007 10:03 AM
Comments
همش انگلیسیه که! بابا فارسیشو ما به زور میخونیم ...
Posted by: Lord at February 17, 2007 03:17 PM
Khodadad, nemishe neveshtehaato injaa bezaari ke maa ham betoonim bekhoonim?
Posted by: Niloufar at February 17, 2007 04:23 PM
what a petty jerk. These people aren't used to being answered in a reasoned and informed way, so they totally freak out when they get a response like yours. Anyway, as your reader Lord says above, I still think they are important pieces for translation.
Posted by: Niki at February 17, 2007 05:49 PM
متشكر از لطفتون. اولا" من به انگريزي مزخرفات تاريخي نوشتنم بهتر مياد. اما ترجمه هم چشم!
شارلماني رو به فارسي نوشتم اما بخدا!
Posted by: Khodadad at February 18, 2007 06:35 AM
سلام آقاي رضاخاني. اول، راجع به مقاله شارلماني شما قبلا نوشته ام. خيلي فرحبخش بود. مرسي.
دوم، خواندن يادداشتتان زير عنوان خود-سركوبي مرا تشويق كرد قطعه اي در اين خصوص بنويسم كه ايرانيان دات كام امروز پست كرده است. مرسي از ايجاد انگيزه.
http://www.iranian.com/Opinion/2007/February/Blog/index.html
Posted by: Nazy at February 19, 2007 11:50 PM