search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« امتحان شفاهی | Main | بازهم سيصد »

March 09, 2007

نتيجه...

گفتند: «تجزيه ات خوبه، اما مرده شور ترکيبتو ببرن!»

یک اصطلاحی هست توی انگليسی که می گه طرف اينقدر به درخت ها دقيق شده که عملا" جنگل رو نمی بينه! حالا حکايت ماست...

پروژه ام رو براشون توضيح دادم و همه سوالات رو هم جواب دادم. بعد رسيد به مرحله ای که قرار بود ازم بپرسند خوب حالا فرض کنيم ما به تو گفتيم برو اين پروژه رو انجام بده، فلان و بهمانش چی؟ مثلا تو که همه پروژه ات بر مبنای آثار باستانی بنا شده، از فلان تئوری خبر داری؟ نظرت راجع به نظريات ياردانقلی بيگ بيات استاجلو در مورد پرورش گوسفند پردمبه در کوهستانهای دورقوزآباد غربی چيه؟ بنده هم جواب دادم والا نمی دونم، می شه برم از بابام بپرسم؟ بی مزه ها گفتند نخير!

خلاصه اش اينکه فرمودند باشه، پسر خوبی باش و اين تزت رو روش کار کن، اما قبل از اينکه از اين غلط ها بکنی، اول برو ياد بگير آش باستانشناسی چقدر روغن می گيره... مختصر اينکه خراب کردم، حالا همه مجلس روضه راه بندازيد!

Posted by Khodadad at March 9, 2007 12:12 PM

Comments

اين هيئت ژوری، کل‌هم اجمعين به زمين گرم بخورند الهی
انشالله صاعقه بزنه تمام گوسفندهای ياردانقلی رو دود کنه بفرسته هوا
الهی کن فی يکون بشه اين کوهستانهای دورقوزآباد غربی (شرقی و مرکزی هم روش احتياطاً! آدم چه می‌دونه دفعه‌ی ‌بعد چي از تو آستينشون درميارن اين بی‌انصاف‌ها)
حالا اين‌ها همه یه طرف، اين زُق‌زُق انگشت‌های نازنين ما يه طرف. دفعه‌ي ديگه عمراً از اين فداکاری‌ها بکنم. خودتی و خودت، هر گُلی زدی به سر خودت زدی ...

!!bonne continuation
:-)

Posted by: آشپزباشی at March 9, 2007 03:39 PM

درگير كار بودم و امروز نشستم به خوندن برادر. خیلی وقته عکسای فیلم 300رو دیده ام . اما این جوری دیگه باورم نمی شد. منتظر یه جور sin city بودم. هر کی هم هر چی گفت باور نکردم تا تو اینو نوشتی. دکتر بد جوری پکر شدم. به خدا این همه پول حروم میکنند، یه روز دوربین بذارن یه مستند 24 ساعته از احمدی نژاد بگیرن هم کار اونا راه میافته هم کار ما . به کسی هم برنمی خوره. مرسی که خبر دادی. گفتنش از زبون تو یعنی که واقعاً باید جواب بدیم.

Posted by: فرجام at March 9, 2007 11:06 PM

درگير كار بودم و امروز نشستم به خوندن برادر. خیلی وقته عکسای فیلم 300رو دیده ام . اما این جوری دیگه باورم نمی شد. منتظر یه جور sin city بودم. هر کی هم هر چی گفت باور نکردم تا تو اینو نوشتی. دکتر بد جوری پکر شدم. به خدا این همه پول حروم میکنند، یه روز دوربین بذارن یه مستند 24 ساعته از احمدی نژاد بگیرن هم کار اونا راه میافته هم کار ما . به کسی هم برنمی خوره. مرسی که خبر دادی. گفتنش از زنبون تو یعنی که واقعاً باید جواب بدیم.

Posted by: فرجام at March 9, 2007 11:06 PM

فكر مي كنم تو يه ذره سخت مي گيري، اگه سوال ها رو جواب دادي تازه بايد يه پروپوزال بنويسي، نه؟ يعني من كه زياد سر در نيوردم ولي به نظرم مي ياد امتحانت رو گذروندي ولي بايد روي پروپوزلت كار كني، نه؟ اين كه بد نيست كه... اگه همه سوالاتشونو جواب مي دادي براي اونا خوب نبود... يعني كار كميته اينه كه بت بگه چي هنوز نمي دوني... مثل اينكه اينا كار رو كرده اند. بهر حال گوسفند شمارت رو روشن كن.

Posted by: Amir at March 10, 2007 04:47 AM

فكر مي كنم تو يه ذره سخت مي گيري، اگه سوال ها رو جواب دادي تازه بايد يه پروپوزال بنويسي، نه؟ يعني من كه زياد سر در نيوردم ولي به نظرم مي ياد امتحانت رو گذروندي ولي بايد روي پروپوزلت كار كني، نه؟ اين كه بد نيست كه... اگه همه سوالاتشونو جواب مي دادي براي اونا خوب نبود... يعني كار كميته اينه كه بت بگه چي هنوز نمي دوني... مثل اينكه اينا كار رو كرده اند. بهر حال گوسفند شمارت رو روشن كن.

Posted by: Amir at March 10, 2007 04:47 AM

فكر مي كنم تو يه ذره سخت مي گيري، اگه سوال ها رو جواب دادي تازه بايد يه پروپوزال بنويسي، نه؟ يعني من كه زياد سر در نيوردم ولي به نظرم مي ياد امتحانت رو گذروندي ولي بايد روي پروپوزلت كار كني، نه؟ اين كه بد نيست كه... اگه همه سوالاتشونو جواب مي دادي براي اونا خوب نبود... يعني كار كميته اينه كه بت بگه چي هنوز نمي دوني... مثل اينكه اينا كار رو كرده اند. بهر حال گوسفند شمارت رو روشن كن.

Posted by: Amir at March 10, 2007 04:48 AM

من رفتم تجريش خواستی بيا !

Posted by: fereydoon at March 11, 2007 09:40 AM

سلام. خسته نباشيد. دربست پذيرفتن كار دانشجوي دكترا تقريبا غير ممكن است. بايد سئوال كنند و بايد "راهنمايي" كنند و شما هم متاسفانه بايد تحمل كنيد. من هيچ گروه كاري را بدجنس تر از هيئت علمي در امريكا نميشناسم. كساني كه ميخواهند در آكادميا كار كنند بايد پوستشان خيلي كلفت باشد تا بتوانند تحمل اين بدجنسي ها را بياورند. تازه اول كار است. وقتي پس از فارغ التحصيلي بسلامتي وارد نردبان آكادميك شديد و خودتان استاد شديد، تازه ظهر با شما نهار ميخورند و گپ ميزنند، بعد ميروند پشت ميزشان يواشكي نامه مينويسند به رييس گروه و ميگويند تحقيق شما ناكافي، تدريستان متوسط، و نوشته هاي شما غير دقيق است و ارزش ارتقا’ مقام ندارد. البته منظورم كار ارزشمندجنابعالي نيست، نكته اي عمومي را گوشزد ميكنم. شما وارد كار سخت و طاقت فرسايي شده ايد. طاقت بياوريد. برايتان آرزوي موفقيت مي كنم.

در بيابان گر به شوق كعبه خواهي زد قدم
سرزنشها گر كند خار مغيلان غم مخور

Posted by: Nazy at March 11, 2007 12:18 PM