search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« نوروز مبارک | Main | بگین نه... »

March 31, 2007

جنگ تبليغاتی؟

اصلا" از اين قضيه دستگير کردن 15 ملوان انگليسی دل خوشی ندارم. کار بسيار بی مزه ای بوده و به نظرم بدون استفاده از اين روش خشن که خيلی راحت آدم رو ياد ماجرای وحشتناک گروگانگيری سفارت امريکا می اندازه، می شده به هدفی که داره دست پيدا کرد. اما به هرحال نه من سياستمدارم و نه هيچ چی، در نتيجه بهتره حرف نزنم.

اما يک چيزی توی گزارش بی بی سی فارسی در مورد اين مسئله گفته شد که خيلی برام جالب بود. می گفت:«دولت بريتانيا نگران اينست که از اين ملوانان برای يک جنگ تبليغاتی استفاده شود». منظور جنگ تبليغاتی که دولت ايران بر عليه دولت انگليس راه بيندازه ديگه، صحيح؟

سوال سر حقانيت نيست که هردو هيچ حقی ندارند، اما سوال برسر اينه که خوب مشکل چيه؟ از کی تا حالا جنگ تبليغاتی بد شده؟ مگه از قضايای نجات دادن اون سرباز امريکايی از دست عراقی ها هم هفته ها شبکه های خبری امريکا استفاده نکردند و هم در موردش فيلم ساخته نشد؟ مگه همين چند وقت پيش از اسير جنگی از گوانتانامو چند روزی خوراک خبری آماده نشد؟ نکنه که جنگ تبليغاتی فقط از غرب به شرق مجازه؟

بازهم می گم که مخالف اين کار ايرانم و به همه اونهايی که درخواست آزادی بی قيد و شرط اين 15 نفر رو دارند می پيوندم، اما نمی فهمم حتی اگر ازشون استفاده تبليغاتی هم بشه، مشکلش کجاست.

اين هم يک نوشته خنده دار از تری جونز (يکی از اعضای گروه کمدی مانتی پايتن) در همين مورد!
Romani ite domum...

Posted by Khodadad at March 31, 2007 06:08 AM

Comments

سلام آقاي رضاخاني. شما درست مي گوييد. متاسفانه جهان در آتش جنگ مي سوزد و تمام كساني كه آتش بيار اين معركه بوده اند دارند ديگري را به جنگ تبليغاتي متهم مي كنند. تبليغات براي چه؟ براي اينكه بي لياقتي توني بلر را براي دنبال كردن بوش به داخل چاه عراق برملا كند؟ خوب اينكه حقيقت است. قصه’ غم انگيزي است. اگر اينقدر غم انگيز نبود، خنده دار بود كه بي بي سي هم دارد عينهو ادبياتي را كه سالهاست در ايران متداول است استفاده مي كند. "استفاده’ تبليغاتي از قضايا" عينا كلماتي است كه ما سالهاست از بلندگوهاي ايران ميشنويم. در حالي كه اوضاع در اوج وخامت است،هم اين دستگيري ها و هم آن شعارهاي بي بي سي شعر "خانه از پايبست ويران است، خواجه در فكر نقش ايوان است" را به ذهن متبادر مي كند.

Posted by: Nazy at March 31, 2007 12:21 PM

حاج آقا، وقتي كه مي گويند از سربازان نبايد براي تبليغ استفاده كرد منظور اين است كه اگر كشوري سرباز كشور ديگر را گروگان گرفت، نبايد اين سرباز مجبور شود كه برخلاف كشور خودش اعلاميه صادر كند. اين را شما نئو-حزي ها دقيقا مانند "شيخ"تان (هودر-السلطنه) نمي فهميد براي اينكه براي شما اين جور استفاده از انسانها و پايمال كردن حقوق انساني مثل آب خوردن شده است. يك سرباز بريتانيايي نمي تواند ضد گوانتانامو بي اعلاميه صادر كند، ولي شما اصلاح-المصلحت-الپيزي-ها كه از اول داستان ناف لوس آنجلس نشسته به از-خانه-رانده-شده ها به سود منافع شخصيتان بد و بي-راه پرانده و آمريكا را هم ارواح شكم آخونديتان مورد "انتقاد" قرار داده (انگار از فلسفه انتقادي چيزي درك مي توانستيد بكنيد حتي اگر با پتك بر سرتان مي كوبيدندش) از راه دور مانند خانم عبادي كه حتي انگليسي هم حرف نمي زند كه اين "بريف" هاي دادگاه را بتواند مرور كند، اعلاميه عليه آمريكاي جنايت-كار صادر مي كنيد،... شما اصلا قادر به فهم اين نيستيد كه پروتوكل نظامي راجع به سربازي كه در "يونيفرم" است با قاطل هاي سر گردنه كه ماسك به چهره مي زنند و سر مي برند فرق دارد و يك سرباز يك مملكت را كه در يونيفرم نظامي است نمي توان توي تلويزيون، مانند يك آگهي بازرگاني، نشان داد و آبرويش را برد... كي اين استسمارگران جهان-خوار اين كار را كرده اند؟ سفير بلد اسلامي جنابعالي به سازمان ملل رفته بود فروشگاه كت دزديده بود... ديديد كه بيارندش در اي-بي-سي كه اقرار كند كه كت دزديده است... بي انصافهاي بي همه چيز دروغ-در-وجود؟ شما بي همه چيزها كه آبرويي براي ايران باقي نگذاشته ايد قادر به درك اين اصول ساده نيستيد... و شايد هم مانند يك زن كتك خورده كتك خور، وقتي كه پليس مي آيد كه شوهر نا مردش را دست گير كند، به جاي گرفتن طرف پليس، طرف كسي را كه حقوقتان را از شما صلب كرده را مي گيريد... هر چه دكترا هم پشت سر هم قطار كنيد اگر "آزاده" نباشيد و ترس تمام وجودتان را گرفته باشد، از اين جور استدلالهاي انسانهاي سست و بي اراده و غلام-مسلك بيرون نخواهيد توانست آمدن.

Posted by: Amir at March 31, 2007 09:08 PM

من يك سوال دارم. شخصا هيچ همدلي با دولت وقت ايران ندارم اما واقعا برايم جاي سوال است كه اگر عكس اين اتفاق در انگليس افتاده بود. يعني تصادفي ايرانياني به هر دليل وارد خاك انگليس شده بودند واكنش دولت انگليس چگونه بود. كاش مسئله مشكل مان با دولت را با عرف بين المللي درهم نياميزيم. اتفاقا بايد كاملا هم اين نظاميان با قيد و شرط آزاد شوند. همان طور كه در صورت بروز عكس اين اتفاق چنين رفتاري با ايرانيان مي شد

Posted by: irani at March 31, 2007 10:13 PM

يه دختر ايراني ميشناسم كه تو دبيرستاناي انگليس درس مي خونه و سر همين موضوع خودش و خواهرش به شدت كتك خوردن.باور كردنش آسونه كه عاشق احمدي نژاده چون بچه فكر مي كنه جلوي انگليسيا واي ميسته. داشتم فكر مي كردم گاهي چقدر سخته كه آدم به خاطر اشتراك منافع حتي آني و يا ظاهري اصولش رو حفظ كنه.

Posted by: naghmeh at April 2, 2007 04:08 AM