search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
May 12, 2007
کشفیات!
البته کشفیاتی که نه به درد دنیای آدم می خوره نه به درد آخرتش، راستش از اون چيزهايی هستش که چون پيداش کردم، اگر يکجا ننويسمش يادم می ره، در نتيجه خودتون رو زياد اذيت نکنيد...
مشغول خوندن کتاب «کاروانسراهای پارتی» نوشته ايزيدور خاراکسی، جغرافی دان و مورخ قرن اول قبل از ميلاد، بودم که وصفيه از فاصله های بين شهرهای مختلف ايران در دوره اشکانی و اينی که توی کدومشون کاروانسرا هست و برای تجارت شرايط فراهم شده. اين تيکه اش جالب بود:
Ενταυθεν [Ραγιανη] Μηδία σχοινοι [νη']. Εν η κωμαι ι', πολεις δε ε'. Από σχοινων ζ' Ραγα και Χαραξ, ων μεγιστη των κατα την Μηδιαν Ραγα. Εις δε την Χαρακα πρωτος βασιλευς Φραατης τους Μαρδους ωκισεν. εστιν υπο το ορος, ο καλειται Κασπιος, αφ' ουπ Κασπιαι πυλαι.
«بعد از آن، ماد رازی 58 فرسنگ. درش 10 کومه (ده) و پنج شهر. هفت فرسنگ بعدتر ری (رغه) و خاراکس (باغ ديوار دار) هستند که در ماد، ری بزرگترين (شهر) محسوب می شه. در خاراکس برای اولين بار شاه فرهاد، مردوها را ساکن کرد. در زير کوهی واقع شده که بهش کاسپیوس خطاب می کنند، بعد از آن، دروازه های کاسپی قرار دارند».
هاه! فکر می کنيد اين خاراکس کجاست؟ اگر بعد از ری قرار داره و زير يک کوه واقع شده و بعدش هم دروازه های کاسپی هستند، نتيجه اش چی می شه؟ فکر کنم منطقه تهران و شميران خودمون. مردوها هم همون ساکنان تهران هستند که در متون قديمی (سترابو) در موردشون نوشته بوده که خيلی جنگجو هستند و با مردم اونور کوه (تبرستانی ها) نزديک هستند. کوه کاسپی هم احتمالا" همين دماونده. دروازه های کاسپی هم فکر می کنم گردنه فيروزکوه باشه يا شايد گذری که از کجور به شهرستانک و بعد هم پس قلعه دربند می رسه. فکر کنم قديمی ترين منبعی باشه که به وجود سکونت در تهران اشاره می کنه (غير از منابع باستانشناسی).
به غير از اين کارهای بی اساس، مشغول جمع و جور کردن هستم چون بايد آپارتمانم رو پس بدم و بيست روز ديگه برای يک برنامه دانشگاهی به همراه استادم و شش نفر از هم کلاسی ها، برم اتريش. يک هفته اونجا هستم و بعد هم می رم مجارستان و آلمان. ممکنه برم ترکيه و سوريه برای ديدن اورفا و نصيبين و انطاکيه و رسافه. بعد هم اگر بشه، ايران که حدود يک ماه روی چندتا سند باستانی کار کنم و چندتا منطقه باستانشناسی (يکيش حتما" تپه حصار دامغان) رو ببينم. دوباره خونه بدوشی شروع شد... دارم پير می شم بخدا...
Posted by Khodadad at May 12, 2007 04:45 AM
Comments
آقاي رضاخاني. مثل هميشه به من ياد ميدهيد. مرسي. سفرتان به خير. سريع و سلامت برگرديد و لطفا بلاگتان را فراموش نكنيد. ما منتظر اخبار سلامتي شما هستيم.
Posted by: Nazy at May 12, 2007 06:07 AM
استاد! نفهمیدیم چرا کار بیاساس! خیلی هم جالبه. دستت درد نکنه.
Posted by: wellgard at May 12, 2007 07:02 AM
جناب اینورا اومدی ما رو خبر کن !
Posted by: آلوچه خانوم at May 12, 2007 10:26 AM
ای ول خداداد
این مال اون پست پائینیه که نخونده بودم استاد. در مورد نه گفتن
خوش باشید
Posted by: دنتیست at May 12, 2007 11:31 AM
استاد وین اومدی یه خبر بده ببینیمت...
Posted by: Niosha at May 12, 2007 11:41 AM