search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« تکه تکه! | Main | همه چیزدارها... »

May 17, 2007

ملا نقطی 2

دوباره آتيش من بالا گرفت از ديدن نوشتن ملت در اين وبلاگستان کذا و کذای فارسی. کسی که گوش به «و» ما نداد، حالا اينو ببينيم.

توی همه زبانها، يک چيزی داريم که متاسفانه اسمش رو به فارسی نمی دونم ولی می شه "اسيميليشن" (ادغام؟) و شامل تلفيق صداهاست در همديگه. يعنی معمولا" وقتی دو صدا که به صورتی همجنس هستند پشت سر هم قرار می گيرند، يکيشون يا اصلا" از بين می ره، يا اينکه در بعدی تلفيق می شه. توی فارسی يک نمونه اين اصل «قلبه» که وقتی صدای «ن» قبل از يک صدای لبی (مثل ب) قرار می گيره، تبديل می شه به «م». نمونه اش هم کلمه «تنبل» که به صورت «تمبل» تلفظ می شه.

حالا توی وبلاگستان فارسی، خيلی ها تصور می کنند که اگر اين مسئله رو رعايت نکنند، يعنی فارسی صحيح تری صحبت می کنند و بخصوص می نويسند. نمونه هاش زيادند که اگر فرصت بشه يکجا جمعشون می کنم، اما بی تعارف اونی که از همه بيشتر اذيتم می کنه، اين نوشتن «من را» هستش. برادران و خواهران غيور، اجداد مشعشع بنده و شما، مدتها قبل اين دوکلمه رو درهم ادغام کرده اند و گفته و نوشته اند «مرا» يا «مرو». بالاغيرتا" بخاطر اين اعصاب من هم که شده، ننويسيد «من رو» که خيلی «سه» است به خدا!

پ. ن.: با تشکر از آقا يا خانم ناشناسی که توضيح دادند که بايد در محاوره گفت «منو» که بازهم صورتيه از ادغام و حالا حرف خيشومی غلبه کرده، هرچند که ايشون کلا" با کل قضيه مخالف بودند. همين موضوع «منو» و «مرا» خودش هم جالبه، چون می کشه به اين بحث که فارسی محاوره ای امروز که بر مبنای استاندارد زبان تهران پايه گذاری شده، ادامه فارسی نوشتاری که ريشه هاش در شرق ايرانه نيست. بازهم متشکر و ببخشيد از اشتباه...

Posted by Khodadad at May 17, 2007 09:44 PM

Comments

اول: «مرو» نه، «منو».
دوم: اعصابت خورد (آره، خورد نه خرد!) نشه! گاهی «من را» درست تره از «مرا». وقتی «من» خودش مفعول باشه (سوء تفاهم نشه!) حرف شما درسته ولی وقتی «من» خودش مضاف اليه باشه بهتره از «مرا» يا «منو» استفاده نکنيم.
مثال: بهتره بگيم «کتاب من رو بده» تا «کتاب منو بده»
يا بهتره بگيم «کامنت من را منتشر کنيد» تا «کامنت مرا منتشر کنيد».

Posted by: anonymous at May 17, 2007 10:19 PM

شرمنده ولی به عمرم نشنیدم تو زبان محاوره ای کسی بگه "مرو"! حالا باز به قول ناشناس بالایی "منو" یه چیزی! ولی "من رو" رو هم من خیلی شنیدم. از کجات آوردی اینو؟ در ضمن مدت هاست به این نتیجه رسیدم که زبان اون چیزیه که حرف زده می شه و بقیه اش کشکه یه جورایی! خلاصه به جای اینکه بگیم قانون اینه و بیاد اینطوری حرف بزنیم، باید بیایم بگیم اینطوری داره حرف زده می شه پس همینطوری قانونه! (فقط در مورد زبان می گم این رو ها. چندان مخالف بی قانونی نیستم.)

Posted by: خورشید at May 17, 2007 10:38 PM

I should skip over these posts, otherwise I'll never experiment with writing in Persian. Then again, maybe you can volunteer to police my writing and i'll learn something

Posted by: niki at May 17, 2007 11:38 PM

سلام آقاي رضاخاني. ديدم بلاگ شما به روز شده، گفتم سربزنم كمي سرحال بيايم. مي بينم كه بر خلاف پست قبل از اين، امروز به قول خودتون "آتيش" تان بالا گرفته و ياد آن جوكي افتادم كه اولش را نمي گويم اما آخرش اين بود كه بيمار به دكتر گفت آقاي دكتر مثل اينكه امروز خيلي عصباني هستيد، ميروم و فردا مي آيم. من چون فارسي ام خيلي بد است و اصلا تاب امتحان را ندارد (صفر مي گيرد)، مرخص ميشوم و روز ديگري خدمت ميرسم. انشا’الله فارسي اين وبلاگستاني ها هم خوب ميشود كه شما ديگر عصباني نشويد.

Posted by: Nazy at May 18, 2007 01:42 AM

خواهر خورشيد خانم! اين نتيجه رو قبل از تو خيلي هاي ديگه هم بهش رسيده بودن، اما خوب خوبه كه تو هم بهش رسيدي. يكجورايي منظور من هم همين بود كه چون در زبان محاوره اي جا افتاده كه اين دوصدا رو در هم ادغام كنيم (حالا منو كه قبول دارم اشتباه من بود)، پس دليل نداره ابر-درست بنويسيم و "من رو" بگيم. حالا مياي اينجا سر آدم داد مي زني، چرا ايميل جواب نمي دي؟؟

جناب ناشناس. در مورد منو، يك هيچ به نفع شما. اما حرفتون رو در مورد حالت مضاف اليه قبول ندارم چون فارسي خودش به قول زبانشناسهاي ايراني "واژه بست" (انكليتيك) داره كه اگر احتياج داشته باشيد به تاكيد در مالكيت خوب مي تونيم بگيم "كتابم رو بده". به هرحال، من در فارسي ضمير مستقيمه و نه غير مستقيم و در نتيجه اصولا" در حالت ملكي نبايد يه كار بره. حالا گيرم به قول صنم نخواهيم براي زبان قوانين سفت و سخت هم بگذاريم بازهم بايد اين اصل رو قبول داشته باشيم كه "را" معمولا" ادغام مي شه و حتي در حالت هاي خاص با ادغام شدن كلا" كلمه جديدي رو اختراع مي كنه (مثلا" براي)...

در ضمن، در مورد "خرد" و "خورد"، مي شه لطفا" بيشتر توضيح بديد؟ خورد مگه از فعل خوردن نيست و "خرد" به معني "ريز"؟

Posted by: Khodadad at May 18, 2007 05:08 AM

Dear Niki: These shan't discourage you from trying to write Persian. As you can see, I made a mistake in writing this very post myself and some knowledgable, albeit nameless, soul corrected me on it. So, write away and if you need someone to edit it or tell you where it might be wrong, I shall be happy to volunteer...

Posted by: Khodadad at May 18, 2007 05:18 AM

سلام
یه کم جای تعجبه که اینقدر سخت میگیرید. آدم دیگه نمیفهمه که اصلن درسته یا اصلا... باور کنید که فارسی نویسی در وب خودش غیرت لازم داره. روزی صد بار آرزو میکنم که ایکاش مجبور نبودیم به فارسی بنویسم و یا حداقل مثل 95 درصد مردم دنیا از چپ به راست مینوشتیم. به هر صورت خداوند از دست ما آدمهای بی سواد به شما صبر جمیل عطا فرماید.

Posted by: کورش اسلام زاده - کانادا at May 18, 2007 08:43 AM

95 درصد مردم دنيا از چپ به راست مي نويسند؟؟؟ جمعيت دنيا 6 ميليارد نفره. حداقل 700 ميليون عرب و فارس داريم كه از راست به چپ مي نويسند. يك ميليارد چيني بيشتر از بالا به پايين مي نويسند. ژاپني رو هم به هرجهتي مي شه نوشت. حالا اصلا" حسابش نكنيم. بگيم 1.5 ميليارد نفر از چپ به راست نمي نويسند. مي شه بيشتر از 25 درصد مردم دنيا.

بنده هم شما يا كس خاصي رو "بي سواد" خطاب نكردم. همه آدمهاي دنيا اشتباه نوشتاري مرتكب مي شند. توضيحش كه نبايد به معني زبون برك باشه كه...

Posted by: Khodadad at May 18, 2007 09:15 AM

اين "پست"تان از اون "ملا"كارهاي با حال بود كه فقط اهل ريفرملاهستان ازشون بر مي ياد. "دستور" بفرمائيد قربان، خبرگان مي پذيرند.

Posted by: Amir at May 19, 2007 02:49 PM

خداداد عزیز
مقصود از 95 درصد در زبان فرد عامی مثل من یعنی اکثریت. واقعا آدمی هم نیستم که زیاد در بند جزئیات بی اهمیت باشم ولی چون شما آدم دقیقی هستید در رابطه با توضیحتان 2 رقم دیدم که بنظرم درست نیست.
زبانهای راست به چپ زبانهای خاورمیانه ای هستند که شامل عبری هم میشود و رقم 700 میلیون فارس و عرب کمی بنظر غیر واقعی میاد. گمان میکنم عربها- ایرانیها- افغانیها و کسانی که به عبری بنویسند شاید زیر 450 میلیون باشد. گرچه حدس است و فرصت بررسی نیست. در رابطه با چینی ها هم آخرین آماری که از جمعیت هست بالای یک میلیارد و چهارصد میلیون است. به هر صورت اینها در جواب نکته گیریتان عرض شد. به هر صورت آرزوی منهم اینه که فارسی را صحیح بنویسم ولی مشکلات در این راه زیاده و جدا به فکر فرو رفتم که درباره مشکلات فارسی نویسی بخصوص در خارج از کشور بنویسم بلکه اینقدر دیدگاههایمان از هم دور نباشد.

Posted by: کورش زاده at May 19, 2007 11:50 PM

ببخشید که بی‌ربطه اما، یک ای‌میل براتون فرستادم. گفتم خبر بدم که بلای ای‌میل قبلی سرش نیاد :-)

Posted by: منیری at May 20, 2007 08:39 AM

به فارسي مي گويند همگوني اوايي كه تقسيم مي شود به پيشرو و پسرو

Posted by: setare at May 20, 2007 11:13 AM

آقای رضاخانی عزيز، چون وقتی از فارسی محاوره‌ای استفاده می‌کنيم (مثل کامنت اولی که من نوشتم) بايد به همان لهجه‌ی تهرانی بنويسيم، طبيعی است که به جای «خرد» هم از «خورد» استفاده کنيم (که با خورد از مصدر خوردن در تلفظ متفاوت است). در مورد «کتابمو بده» هم حرف شما درست است. ولی گاهی برای تأکيد (به خصوص وقتی طرف کتاب را گرفته باشد و مال خود کرده باشد، که کم هم پيش نمی‌آيد) بهتر است روی «من» تأکيد گذاشت!
به هر صورت ارادتمندم.

Posted by: anonymous at May 20, 2007 11:57 AM

سلام من مدتيز است مطالب شما را مي خوانم با بعضي موافق و با بعضي مخالفم.مي من رو لينك كنيد.من پارسا هستم دانشجوي پرتلاشي در يكي از دانشگا ها تهران.مرسي ممنون مي شم.

Posted by: parsa at May 22, 2007 12:57 AM

Standard Colloquial Persian is not Tehrani accent, assuming there exists such a thing as Tehrani accent, standard colloquial, for that matter. I guess you just suppose what you speak/write is both Tehrani accent and Standard Colloquial Persian.

I don't know, but by Tehrani accent, if you mean using "bokhoraTesh" instead of "bokhoraDesh", "bAhAr" instead of "bahar", "chindan" instead of "chidan", "barAye" instead of "maal e", and perhaps, most importantly having "esh" in "akbar dirooz mordESH", I don't think many people, including Tehranis (I consider myself half Tehrani), would use them in a semi-formal colloquial language, which is, I think, what we use in our blogs, or in a business meeting.

Perhaps another thing which can demonstrate what I mean by semi-formal colloquial persian is how we omit definite articles (e at the end of the words though I'm not sure if it is exactly a definite article) in our writings.

Don't where I heard this, but makes sense to me, that the our spoken language is the language central, southern Iran whereas the written persian comes from north eastern dialects. I say it makes sense because even today you can see how similar MASHADI accent is to standard written persian.

Man ham bache ye in mahal nistam, jeddi nagir kollan. vali khoshhal misham javab bedi.

Posted by: Ali at May 26, 2007 03:53 AM