search
contact
khodadad21 [at] yahoo [dot] com
latest entries
archives
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001
powered by
June 06, 2007
سیب و پشم در اواخر دوره باستان!
ديروز در سمينار، گزارشی که بايد از پايان نامه ام می دادم رو ارائه کردم. قبل از من، بيشتر دانشجوها و محققين ديگه فقط در مورد قرون وسطی در اروپا و مسائلی مثل مفهوم مکان در کليسا و گسترش قدرت در جامعه صحبت کرده بودند. اينها مسائلی است که به دليل اينکه مفاهيم کلی تاريخ قرون وسطی در اروپا ثبت و دانسته شده اند، در حال حاضر قسمت اصلی تحقيقات تاريخی در مورد اين دوران رو تشکيل می دند. يعنی در واقع مسئل از فقط تحقيق در مورد تاريخ سِياسی يا مذهبی گذشته و محققين در حال سعی در فهم جهانبينی مردمی هستند که در اون دوران زندگی می کردند.
به غير از من، فقط يکی از دوستانم بود که اون هم باز در مورد مفهوم مکان های عمومی در انطاکيه صحبت می کرد. اما پايان نامه من که در مورد توليدات کشاورزی در دوران ساسانی که بخصوص برای تجارت و سودسازی هستند و اثر اين تجاری شدن اقتصاد در سياست اواخر دوره ساسانی و گسترش اسلام هستش، بيشتر آدم ها رو انگشت به دهن گذاشت. نه برای اينکه خيلی جالب بود، بلکه بخاطر اينکه اصلا" نمی دونستند من داردم در چه موردی صحبت می کنم! وقتی شروع کردم در مورد بلخ و آسيای ميانه حرف زدم، استادم مجبور شد بره يک نقشه پيدا کنه و بياره که مردم بفهمند من دارم چی می گم!!!
به هرحال، خيلی خوب بود چون همون چند نفری که کار تاريخ اقتصاد کرده بودند، پيشنهاد های خيلی خوبی دادند که خيلی کمک خواهند بود. تا اينجا که سفر عالی ای بوده!
Posted by Khodadad at June 6, 2007 07:40 AM
Comments
http://www.pinocchiocircle.blogfa.com/
با احترام
Posted by: پینوکیو at June 7, 2007 10:33 PM