search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« حافظه جمعی | Main | عکس ها »

June 30, 2007

قبر فيروزان؟؟؟؟

اين يکی از بدترين، يکجانبه ترين، و خنده دار ترين مقاله هاييه که تا حالا توی اينترنت خوندم.

مثل اينکه بحث سر خراب کردن يا نکردن قبر فيروزان ابولولو، قاتل عمر، در کاشانه. حالا بگذريم که فيروزان چطوری رفته کاشان، اما کل قضيه خيلی خنده داره و بخصوص حرف های مردمی که فيروزان رو نشانه مقاومت ايرانی ها در برابر اعراب می دونند. بيچاره شخصيت های تاريخی که چطوری بازيچه دست عقده های مردم می شند.

اما نمی دونم که آيا واقعيت داره که اجلاس اعراب در دوحه درخواست تخريب اين مقبره رو کرده؟ چون اگر واقعيه، نشون می ده که اونا چقدر احمق تر از اين طرفی ها هستند!

کل قضيه اينه که بنا به قرن 14 ميلادی و قسمت هاييش هم به قرن 11 ميلادی بر می گرده و يک اثر تاريخيه و نماينده يک دوره معماری ايران و به هرحال در مملکتی که از تاريخش خيلی کم خبر داريم، هر بنا و سنگ و کلوخی هم ارزش تاريخی داره. به غير از اون، در هيچ جای دنيا بناهای حتی 100 ساله رو خراب نمی کنند، در نتيجه، بدون توجه به همه هياهوی سياسی (که اينقدر مسخره است که حتی سياسی هم نيست)، لطفا" سعی کنيد از تخريب اين بنا جلوگيری کنيد.

Posted by Khodadad at June 30, 2007 11:19 PM

Comments

اين که مي‌خوام بنويسم البته ربطي به موضوع اين پست نداره اما سئوالي‌ست که مدت‌هاست مي‌خوام بپرسم و فرصتش نمي‌شه. آيا امکان دارد در يک پست (مقاله) جمع و جور و گويا، مرقوم بفرماييد که ايراني‌ها در همان دوره‌ي حمله اعراب به چه خطي مي‌نوشتند؟ و زباني که به آن صحبت مي‌کردند چه بوده؟ منظورم اين است آدم‌هاي کم سوادي مثل بنده يک اطلاعات مختصر و ناقص و درهم و برهمي در اين مورد دارند اما موقعش که مي‌رسد خرشان در گل مي‌تپد و وامي‌مانند در جواب. بنده خدائي از من پرسيد شما که الفبايتان عربي‌ست قبل از اعراب خط‌تان چه بوده است؟ يعني منظورش درست اواخر دوره‌ي ساساني بود. بنده البته جا نزدم و به عادت مالوف! مختصري در مورد ميخ و پيچ و اين‌ها بالاي منبر رفتم اما وقتي خوب فکر کردم ديدم اصلا مطمئن نيستم که در زمان ساسانيان نيز خط ميخي رايح بوده باشد و بعد خوب که فکر کردم ديدم چقدر بي‌سوادم در اين زمينه...
و خلاصه که دستم به دامن حضرتعالي. يا آدرس مقاله (انگليسي نباشد بي زحمت) بدهيد که بخوانيم و يا خانه‌اي بنا بفرماييد که "فيل" هم در آن امکان رفت و آمد داشته باشد! ;-)))
اجرتان محفوظ!

Posted by: آشپزباشي at July 1, 2007 01:28 PM

جواب سوال آسان است. همونطور كه حدس زديد، خط ميخي در همان اواخر دوره هخامنشي به "ف... فنا" رفته بود. از اواسط دوره هخامنشي و در تمام دوران اشكاني و ساساني، چند نوع مختلف خط كه همه از خط آرامي منشعب شده بودند براي زبانهاي ايراني (فارسي ميانه، پارتي، سغدي،...) به كار مي رفته كه همه بعدا با تغييراتي، مناسب نوشتن هركدام از اين زبانها شدند. معروفترين اينها خط "پهلوي" است كه يكي از گونه هايش براي نوشتن زبان فارسي ميانه (زبان معمول و رسمي ايران در دوره ساساني) به كار مي رفته. بخاطر استفاده از همين خط (بطور اخص، خط پهلوي كتابي)، بيشتر مردم به اشتباه زبان "فارسي ميانه" رو هم "زبان پهلوي" مي نامند كه البته صحيح نيست. نمونه خط پهلوي رو مي تونيد در اينجاها ببينيد يا در موردش بخونيد:
http://www.omniglot.com/writing/mpersian.htm#mpersian

http://www.ancientscripts.com/pahlavi.html

اين هم يك نمونه نوشتاريش (مثل خط فارسي امروز، سرهم نوشته مي شده)
http://www.avesta.org/pahlavi.gif

اين هم يك صفحه دينكرد

http://www.avesta.org/denkard/dk9.gif

Posted by: Khodadad at July 1, 2007 02:59 PM

آقا خيلي ممنونم. بخصوص اين سايت
ancientscripts.com
خيلي به کار آمد با اينکه به انگليسي بود!
بابت سرعت عمل در پاسخ نمره‌ي بيست و بابت کيفيت آن نمره‌ي هيجده مرحمت فرموديم. خوش باشيد.

Posted by: آشپزباشي at July 1, 2007 10:21 PM

هيجده؟ چشمتو بگيره! چي كم داشت؟

Posted by: Khodadad at July 1, 2007 10:32 PM

عنوان برادر من، عنوان!!
آخه اولش ننوشته بودي "آشپزباشي مهربان وبلاگ‌شهر" يا حداقل "آشپزباشي نکته‌سنج وبلاگستان"! با اين همه شکسته‌نفسي و درويشي و دموکرات‌منشي که ما در طول اين پنج ساله در بلاگ‌آباد به منصه‌ي ظهور رسانديم، پدرمان درآمده تا اين القاب را کسب کرديم آنوقت شما همينطور بي‌محابا و غافل از مکافات عمل...
اما خودمانيم سايت خيلي گويا و مفيدي بود. از وقتي آدرسش را دادي يکسره دارم تحقيق و تفحص مي‌کنم و فردا با دست و پنجول پر خدمت طرف خواهم رسيد و چون احتمالاً تا حال اسمي از "آرام" و "آرامي" هم به گوشش نخورده، کارش تمام است طفلک. ضربه فني در روند اول! چنانش بکوبم به گرز گران!
تازه يک نکته ديگر هم يافتم که البته قبلاً هم بنظرم جالب آمده بود و در ترتيب الفباي اين خط‌هاي باستاني تقريبا در همه جا به چشم مي‌خورد و آن شبهاتش با ترتيب حروف ابجد است (ابجد هوز حطي سعفص کلمن...)
مثلاً در آرامي:
http://www.ancientscripts.com/aramaic.html
يا فنيقي (اگر اشتباه نگويم):
http://www.ancientscripts.com/phoenician.html
يا حتي الفباي غربي (لاتن) تا حدودي:
مثلاً "ابجد" ABCD
و يا "کلمن" KLMN
و ....
خلاصه با معرفـي اين سايت ککي به تنبان ما انداختي که حالا حالاها گرفتاريم.
.....
آقا شوخي‌ها را ببخشيد. مدت‌هاست ننوشته‌ام و خوب، وقتي يه مفري پيدا مي‌شود ديگه آدم پرجونه مثل من سخت مي‌تونه جلوي خودش رو بگيره.

جوابتان درست است که کوتاه بود. اما يگانه بود و هيچ کم نداشت. به جان منت‌پذير و حق‌گزارم. نيم نمره ارفاق آن هم به خاطر عکس‌هاي پست بعدي! سرجمع هجده و نيم! ديگه هم چونه نزن! :)


Posted by: آشپزباشي at July 1, 2007 11:36 PM

من نوزده كمتر تو كتم نمي ره به مولا!

ترتيب ابجد بخاطر اينه كه الفباي اوليه كه همون الفباي فينيقي باشه (يا شايد هم كنعاني ب) ترتيبش همون ابجد بوده. بقيه هم از اونها تقليد كرده اند. اگر توجه كني، حتي در يوناني مدرن هم همينطوره (آلفا، بتا، گاما، دلتا...) يا همانطور که اشاره کردی، حتي تا حدي هم در الفباي لاتين (آ، ب، س، د) كه به استثناي "س" (كه در اصل اون هم صداي گ بوده در لاتين)، همون ابجده، یا خودت گفتی KLMN
یا QRST
که همون "قرشت" ترتیب حروف ابجد باشه...

طرف اگر ايراني باشه ممكنه اسم آرامي رو نشنيده باشه (هرچند كه زبان رسمي مكاتبه دولتي در دوره هخامنشي بوده)، اما اگر غير ايراني باشه و بخصوص مسيحي، حتما" شنيده. حضرت عيسي به زبان آرامي حرف مي زده و نصف "عهد عتيق" از قاموس مقدس به آرامي نوشته شده.

Posted by: Khodadad at July 2, 2007 01:21 AM