search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه
یونان
آرتور سی کلارک
پتريشا کرونه
ديوار بزرگ گرگان
امروز در تاريخ
امتحان شفاهی

archives

June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« عکس استانبولی... | Main | انطاکيه معکوس! »

July 08, 2007

انطاکیه

دارم از انطاکيه می نويسم. شايد حمل بر بی جنبگی بشه، ولی تا حالا اينقدر از اينکه در شهری باشم هيجان زده نشده بودم. انطاکيه، آنتيوخ کنار اورونتس، پايتخت امپراتوری سلوکی، سومين بزرگترين شهر امپراتوری روم، دوبار از طرف ساسانيان فتح شد و يکبار تمام جمعيتش به شهر "وه-انتيوخ-خسرو" تبعيد شدند. انتطاکيه باستانی!

حتی بهتر از اون، هتلم کنار همان معبد آپولويی هستش که وقتی مسيحيان در زمان امپراتور يوليانوس کافر آتشش زدند، يوليانوس به قصاصش کلی مسيحی ها رو زندانی کرد. يعنی خلاصه از تاريخ چيزی کم ندارم!

اما البته جالبيش هم اينه که مثل همه شهرهايی که تاريخ قديمی دارند، به هرحال انطاکيه امروز هم يک شهر بزرگه که توش آدمهای امروزی زندگی می کنند. راستش از وصفی که توی استانبول ازش شنيده بودم، انتظار يک شهر دورافتاده و خاک گرفته رو داشتم که توش آب و آبادونی پيدا نمی شه. اما برعکس، يکی از بهترين و پرامکانات ترين شهرستان هايیه که تا حالا ديدم. قسمت های مدرن ترش يکجورايی منو ياد شيراز می اندازه (که اگر منو بشناسيد، می دونيد که به نظرم يکی از قشنگترين شهرهای دنياست) و طبيعتش هم بسيار زيبا. پای يک کوه/تپه بلند قرار گرفته که روش هنوز بازمانده های ديوارهای حفاظتی شهر رو می شه ديد. بخش قديمی شهر که طرف شرق رود اورونتس قرار گرفته، هنوز بافت سنتيش رو حفظ کرده، از جمله يک بازار تودرتو و خيلی جالب و ديدنی، و به مراتب تميزتر از بازاربزرگ تهران. خيابان اصلی شهر هم دقيقا" روی اون خيابان معروف ستون داری قرار گرفته که در دوره رومی ها ساخته شده، و در نتيجه صاف و مستقيم، شهر رو از وسط نصف می کنه.

به علاوه همه اينها، کلی خوردنی ها جالب داره که من البته فقط سه تاشون رو امتحان کردم، اما از همه شون عکس گرفتم. چندين مدل شيرينی جالب و خيلی شيرين، انواع زياد پنير که قبل از اين توی خاورميانه نديده بودم، يکنوع رشته مخصوص و بسيار باريک که انگار مثل همون اسپاگتی خورده می شه، و کلی هم کباب و غذاهای ديگه.

نمی تونم بازهم از تاريخ نگم. احتمالا" اولين کليسای دنيا (کليسای پطرس قديس) در انطاکيه است. قديس پل و لوقا، نويسنده يکی از چهارتا انجيل، يا مدت زيادی اينجا زندگی کرده اند يا اصلا" اهل اينجا بودند (لوقا). اولين اسقف مسيحی اسقف انطاکيه بوده و الان انطاکيه مرکز پنج شاخه مختلف مسيحيه. شهر ايسوس، جايی که لشکريان داريوش سوم از اسکندر برای اولين بار شکست خوردند، نزديک انطاکيه است. ليبانيوس، سخنور و فيلسوف معروف، اهل اينجا بوده، همينطور هم يوحنا خريسوستوم (زر-دهان). شهر محبوب يوليانوس بوده و يکی از مراکز اصلی ميترائيسم. مرکز تجارت خاورميانه، صومعه شمعون ستون نشين، و...

وای، دارم خودم رو خفه می کنم! عکس ها بعدا"

Posted by Khodadad at July 8, 2007 01:06 AM

Comments

Aghaye Rezakhani: You are in your element, it seems! Enjoy yourself and keep telling us about it, too.

Posted by: Nazy at July 8, 2007 04:34 AM

چه همسفري محشري هستي تو براي ديدين اماكن باستاني :)

Posted by: BaHaar at July 8, 2007 06:03 PM

سلام :
خوش حالم كه در مورد محل اقامتتون اينقدر هيجان داريد و داره خوش مي گذره ! آدرس سايتتون رو از سارا گرفتم ، يك سري از مطالبتون رو با هم خونده بوديم و من مي خواستم كه بيشتر بخونم . وبلاگتون خيلي خوبه...
مسافر ما هم كه فردا راه ميفته ....
خيلي خوش بگذرده ان شاا...
همين .....

Posted by: baran ( maryam ) at July 9, 2007 12:21 AM