search


contact

About Me
khodadad21 [at] yahoo [dot] com

links


Braindroppings (My English Blog)
Hapoo Talks! Chris' Blog

latest entries

تاريخ ساسانيان
Paradise
کود!
بازگشت!
ارمنستان
گفتگوی تمدن ها
حکايت شير و بزغاله کوهی
برش شديد!
جميله
چکمه

archives

October 2008
September 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005
November 2005
October 2005
September 2005
August 2005
July 2005
June 2005
May 2005
April 2005
March 2005
February 2005
January 2005
December 2004
November 2004
October 2004
September 2004
August 2004
July 2004
June 2004
May 2004
April 2004
March 2004
February 2004
January 2004
December 2003
November 2003
October 2003
September 2003
August 2003
July 2003
June 2003
May 2003
April 2003
March 2003
February 2003
January 2003
December 2002
November 2002
October 2002
September 2002
August 2002
July 2002
June 2002
May 2002
April 2002
March 2002
February 2002
January 2002
December 2001
November 2001

categories

Events
History
Language
Misc.
Personal
Satire
Travelogue

powered by

RSS
Movable Type 3.2


« کود! | Main | تاريخ ساسانيان »

October 07, 2008

Paradise

چند وقتيه که در موقعيت های مختلف، کلمه «پرديس» رو زياد می بينم. از «مجتمع پرديس» گرفته تا اسم جديد رستوران «پاراديزو» توی محموديه. حتی در سفر اخير به ايران، به اين مطلب هم برخوردم که دستگاه های دولتی پرديس رو دارند به عنوان جايگزينی برای پارک يا شايد هم مجموعه تفريحی/طبيعی به کار می برند، کاری نظير استفاده از بوستان به جای خود پارک. حالا خوبی و بدی اين امر بماند، ولی توجه من بيشتر به همين کلمه پرديسه.

اينطور به نظر می رسه که اکثريت فکر می کنند «پرديس» فارسی اصيل همون کلمه ای هستش که در زبانهای اروپايی به صورت «پارادايز» يا «پاراديس» يا «پاراديزو» وو... آمده. خوب، خيلی هم ساده به نظر میاد: پرديس برای پارادايز، چرا که نه؟

اما حقيقتش اينه که شما اگر کمی در متون قديمی فارسی دقت کنيد، اثری از کلمه «پرديس» نمی بينيد! از طرفی، نمی شه هم انکار کرد که کلمات اروپايی بالا، از اصل اوستايی «پارا-ديزه» سرچشمه گرفته اند و به هرحال، کلمه، کلمه ايست ايرانی. پس چرا پرديس نيست؟

دليل ساده اش اينه که «پرديس» خودش يک معادل جعليه که از روی همون پارادايز ساخته شده. يعنی از يک جهت، حتی مشکل دارتر از استفاده از خود کلمه پارادايز يا پاراديس يا بقيه کلمات فرنگيه! مختصرش اينکه پرديس معادل فارسی پارادايز نيست، بلکه فرزند نامشروعشه...

حالا بايد ببينيم در ادبيات فارسی، کلمه «پارا-ديزه» به چه صورت وارد شده. اما اولش اينکه اين کلمه به معنی «منطقه محصور» هستش: «پارا= دور، اطراف» و «ديزه= دز، دژ، ديوار» که روی هم يعنی منطقه ای که اطرافش رو يک ديوار گرفته. البته با توجه به شرايط اقليمی ايران، تنها راهی که کسی می تونسته باغی درست کنه و اون رو از گزند خشکی و گرما و شن و باد در امان نگه داره، ساخت ديواری دورش بوده...

اما خود «پارا-ديزه». مختصر اينکه اين کلمه در فارسی ادامه پيدا کرده و در فارسی نو کلاسيک، به دو صورت دوام آورده. يک صورتش شکلی بوده که توسط زبان عربی از فارسی ميانه قرض گرفته شده و بعد در دوره کلاسيک دوباره به فارسی وارد شده: «فردوس»، که اتفاقا" شکل شناخته شده تر و معمول تری هم هست.

شکل دوم، با تغيير «ر» به «ل» (که در فارسی بسيار معموله)، به صورت «پاليز» در فارسی دوام آورده. اين کلمه رو در ترکيباتی مانند «پاليزبان» به معنی باغدار می شه ديد، يا حتی اسم خيابان «پاليزی» در تهران.

جالبيش اينه که خود اين کلمه «پاليز» هم دوباره از طريق فارسی هند وارد انگليسی شده و به صورت «پليسيد» در انگليسی مورد استفاده ای پيدا کرده که معنيش هم چيزيه در حدود «باغ و بوستان بهشت آسا». Palisade

پس لطفا" از اين به بعد يادتون باشه که در فارسی، پرديس يک معادل ساختگيه و کلمه واقعی، پاليز بايد باشه...

Posted by Khodadad at October 7, 2008 10:02 PM

Comments

اولین بار در مورد ریشه‌ی کلمه‌ی پارادایز یا پارادی و فردوس و... مقاله‌ای در مجله‌ی دانشمند خواندم. چه تاریخی؟ خاطرم نیست. باید دهه‌ی پنجاه باشد. حدود سی و پنج سال پیش. در این مقاله همانطور که شما هم اشاره کردی از واژه‌‌ی "پئیری دییزا" نام برده بود که معنای باغ محصور میان دیوارها را داشت و قس علیهذا. اما ارتباط "پالیز" و Palisade را با این ریشه اولین بار است که می‌شنوم. بهرصورت همه‌ی این حرفها بهانه بود برای تشکر از جنابعالی بخاطر ارتکاب این پست!

Posted by: آشپزباشی at October 7, 2008 11:30 PM

ضمناً من حاضرم این پست را به بالاترین بفرستم اما فکر می‌کنی وقتی تیترهایی چون"خدا نکنه خانوم‌ها ..." در کمتر از ده ساعت، 60 امتیاز و سه هزار و سیصد بازدید کننده دارد (یکیش هم خودم!)، این یکی شانس موفقیتی پیدا می‌کند؟ هوم....مگر اینکه تیترش را جوری بنویسم که رگ "میهن‌پرستی" رفقا را بجنباند! مثلاً....!
"پارسی، مادر زبانهای زنده‌ی دنیا"!
چی؟ با حقیقت نمی‌خواند؟ گزافه‌گوئی؟ خالی‌بندی؟...ای آقا کجای کاری، نگاهی به
این یکی
بی‌انداز تا حساب کار دستت بیاید ;-))

Posted by: آشپزباشی at October 7, 2008 11:35 PM

خوب، ظاهراً این کامنتدانی تگ نمی‌خواند. اکشال ندارد.
لینک اولی:
http://balatarin.com/permlink/2008/10/6/1414202
و دومی:
http://balatarin.com/permlink/2008/10/7/1415099

Posted by: آشپزباشی at October 7, 2008 11:39 PM

This is really interesting, I have always heard that Pardis was a zoroastrian word for indeed paradise. Goes to show that the word of mouth (pardon the pundit) goes much further than all the written (but hopefully not in this case). cheers 

Posted by: Tigress at October 10, 2008 09:50 PM

خيلي جالب بود خداداد. ممنون.

Posted by: پرستو at October 12, 2008 01:43 PM

tnx, it was good information

Posted by: MontagheD at October 14, 2008 12:39 AM

Post a comment




Remember Me?