آرتور سی کلارک
اين خبر رو در مورد مردن آرتور سی کلارک، نويسنده داستان های علمی-تخيلی، خوندم. خيلی ناراحت شدم، اما نه اينقدری برای مردن مردی که وقتی هم که باهاش آشنا شدم (يا با کارهاش) مرد پيری بود، بلکه بيشتر از اينکه قسمتی از بچگی های خودم فراموشم شده بود.
فکر کنم هممون بچه که بوديم، داستان های کلارک و آسيموف و بردبری رو می خونديم و لذت می برديم. کلارک خالق داستان 2001: اديسه فضايی بود و خيلی داستان های ديگه. ساکن سری لانکا بود و گوشه گير و کم صحبت و جالب. حتی برای من که خيلی هم به مسائل علمی علاقه نداشتم و بيشتر اهل علوم انسانی بودم، نوشته های نويسنده های علمی تخيلی مثل کلارک جالب بود. هنوز اون شماره مجله دانشمند که شماره مخصوص داستان های علمی تخيلی بود رو دارم و توی يک کيسه بدون هوا نگهش داشتم که باقی بمونه.
يادم مياد روزی که توی نمايشگاه کتاب تهران، کتاب 2010: اديسه ديگر که مثلا" بخش دوم 2001 بود در اومده بود، من و هفت تا از دوستام رفتيم و هرچندا از کتاب که موجود بود رو خريديم، جوری که انتشاراتيش مجبور شده بود بازهم از انبارشون سفارش بده. دنيايی بود کتاب خوندن و در بين کتاب ها غلط خوردن و لذت بردن. دنيايی بدون اينترنت که برای پيدا کردن اطلاعات در مورد کلارک نمی شد فقط اسمش رو گوگل کرد، بلکه مجبور بوديم هر ذره از جزئيات کار و زندگيش رو از روی توضيحات مختصر پشت کتاب يا مقاله های مجله ها سر هم کنيم.
حالا امروز که اين خبر رو خوندم، به اين صرافت افتادم که شايد 5 سالی باشه که حتی به ياد اسم آرتور سی کلارک هم نيفتادم و اين آدمی که قسمتی از بچگی هام بوده رو فراموش کردم. راستش نمی دونستم حتی زنده است يا مرده، و حالا می دونم که مرد. شايد از اين به بعد بيشتر به يادش بيفتم...